بذار دستتو تو دستم
که بریم این راه و با هم
بنویسیم روی جاده
خوش به حال ِ دلِ بی غم
بذار دستتو تو دستم
که بریم رو بام ِ خونه
غم و پارو بک
-
نقدی بر غزل «دستت كه حلقه بست» /سرودۀ خانم نغمه مستشار نظامی/
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 67 -
کارگاه ادبی (6) واکاوی اشعار شاعران زیر نظر هیئت علمی نقد
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 240 -
نقد دو کار از کبری بابایی
نويسنده: مسعود طاهری عضد
بازديد: 76 -
نقدی بر شمارش معکوس(شعری از آقای غلامحسین جمعی)
نويسنده: سارا چگنی زاده
بازديد: 390 -
«هیئت علمی نقد» /اعضای سایت بخوانند/
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 310 -
گزینش اشعار منتخب (6) /شاعران بخوانند/
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 558 -
نگرشی در سروده ی ( صدای روشن بال ) آقای مهرداد بهار.نویسنده و نقاد، رامینا سلطانی
نويسنده: رامينا سلطانی
بازديد: 322 -
کارگاه ادبی (5)
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 499 -
نقد شعر پرده آخر. سروده استاد محمد حسن صباغ. نقاد و نویسنده مهرداد بهار
نويسنده: مهرداد بهار
بازديد: 332 -
یادداشتی بر "شهر سنگستان"
نويسنده: مهدی فر زه
بازديد: 113 -
نقدی بر" ناگه غروب کدامین ستاره ؟"
نويسنده: مهدی فر زه
بازديد: 125 -
گردشی در شعری از آقای بابک شهبازی
نويسنده: سارا چگنی زاده
بازديد: 273 -
نقدی بر "آخر شاهنامه"
نويسنده: مهدی فر زه
بازديد: 141 -
نقدی بر "آن بالا"
نويسنده: مهدی فر زه
بازديد: 110 -
گزینش اشعار جلسۀ (5) کارگاه ادبی/شاعران و اعضا بخوانند/
نويسنده: عماد بهاری
بازديد: 574
آخرین اشعار ارسالی
میگن اونم مثه منه غمگینه
میگن اونم دردمومی دونه
میگن اونم با دلم هم درده
میگن تازه منو پیدا کرده
دیدی آخر تو به من برگشتی
ادامه شعر بازديد ۱۱۶ نفر ۱۶۷ نمایش
برهوت:
آنجاکه عشق نیست،سیه بسیار است
ظلمتکده ایست،که پرازاسرار است
روز چشم بسته رود،خورشیدخموش
لبریز برهوتی ز خس و خار ا
ادامه شعر بازديد ۳۴ نفر ۵۲ نمایش
آن نیست که در زندگی خوش حال شوی
بی شک ، تو گرفتار و کمی زال شوی
چون ناخوشی روکرد به سیمای وجود
بنگر به تبسم ، تو سبک بال شوی
ادامه شعر بازديد ۳۹ نفر ۵۱ نمایش
تو رویا من هستی
رویا های دست نیافتنی
رویاهای دور و گم شده
ای رویا خوب و زیبا
همیشه در ذهنم بمان
ذهنم همیشه خالی از وجود تو ت
ادامه شعر بازديد ۲۷ نفر ۴۳ نمایش
1
بی ریشه ترین فریاد
بی بند و باری می کند
در گلویم!
نمی دانم با کدامین سکوت
بپوشانم عریانی تنش را!
2
بی ریشه تر از من
کلاغی ست
ادامه شعر بازديد ۷۶ نفر ۹۶ نمایش
شاعر شدم ،شعرِ تو اَز بَر کند دلم
بردارد از غصه و برگیرد از گِلم
در چشمه ی آبِ تو دارم وضو بسی
دورست از خانه ی دریاچه منزلم
ادامه شعر بازديد ۵۳ نفر ۷۳ نمایش
خواب دیدم که گریه می کنم تو را
در کنار ضریحی . . .
برای اولین بار دلم می خواست بیدار بودم
سخت خسته ام از این بغض کهنه
افسوس ؛؛؛
ادامه شعر بازديد ۲۱ نفر ۳۰ نمایش
به نام خدا
چشم ها ، خیره ، گشته اند
در امتداد راه،
چشمی به انتظار ،
سفید گشته درختان بی برگ ، به زیر برف
برگ های سبز ، خزا
ادامه شعر بازديد ۹۸ نفر ۱۲۰ نمایش
ندامتگاه
اسباب اعدام تمام ما مهیاست
در هر وجب چندین طناب دار برپاست
دارو ندار من در این دار مکافات
بر دار بودن بود و ای
ادامه شعر بازديد ۱۰ نفر ۱۷ نمایش
زندگیم با همه زشتیها زیباست...
تلخی وشیرینی وشوری وکج و راست...
دیر نمان دور نشو باش همینجا...
بازی وبازی گردی رسم دنیاست.
...سا...
ادامه شعر بازديد ۱۷ نفر ۲۷ نمایش
چه سرد است اتاق شیشه ای تنهایی
آن سوی پنجره
کنجشککانی می کنند پرواز
دو به دو ، تک به تک
اینجا کبوتر بی آشیان
و نشاط هیچ
ادامه شعر بازديد ۸۲ نفر ۱۰۰ نمایش
بشنو ای دل نجوا دارم امشب
بشنو دوست حسرت ودعوا دارم امشب
شکست دلم کسی نشنید صدای بی صدای آنرا
بگرفت بغضم کاش نشکسته بودم آ
ادامه شعر بازديد ۹ نفر ۱۷ نمایش
آه ای دخترک خفته ی روزهای پیر
با دست هایی که سرد می شد
کم کم
جادوی جنون بی تابی را
آهسته آهسته
در عمق چشم واژه هایم می نهادی
ادامه شعر بازديد ۱۰ نفر ۱۸ نمایش
لحظه هام مثل یه خوابن
خوابی از جنس ترانه
پر عطوفت و نوازش
شاعرانه عاشقانه
لحظه هام مثل یه خوابن
خواب رویایی و شیرین
ادامه شعر بازديد ۱۸ نفر ۲۵ نمایش
یک روز پیدا می شوم پشت تمام روزها
یک روز تنها می شوم بعد از سلام روزها
یک لحظه رویامی شوم آن لحظه ی ناگفتنی
آن لحظه ی خندی
ادامه شعر بازديد ۳۳ نفر ۵۰ نمایش
حكايت از تو ممتنع
هواست خواستگاه من
چه ساده تاب مي خورد هواي سادگي مرا
تو لوده مي شوي و من
ز گريه خنده مي كنم
سوار درد مي شو
ادامه شعر بازديد ۲۰ نفر ۲۸ نمایش
دیدمت،دیده امت.
در شکاف کوه،
آنجا که آب سبز میکند زمین را.
دیدمت.
در خشکی کویر،
آنجا که سکوت گیجم میکند.
خواندمت.
در رقص شک
ادامه شعر بازديد ۱۷ نفر ۳۴ نمایش
لاله چين
دلم ميخواهد امشب تا سحرگه شانه هايت مال من باشد
بشويم اشك غم از ديدگانت خنده هايت مال من باشد
دلم ميخواهد اي گل تا
ادامه شعر بازديد ۲۱ نفر ۳۹ نمایش
بيدار شو از بخت بد
اينجا كسي بيدار نيست
با اينكه نادانن به كار
اما كسي بيكار نيست
صداشك و غم در وهم هم
مي ريزن و احساس ني
ادامه شعر بازديد ۴۸ نفر ۶۵ نمایش
زندگی...
خط عریضی است
به پهنای نگاه
زایش و مرگ واژها
در این مانده لحظه ها
رقص یک سایه پر حرف..
به دیوارنگاه
چهره به چهره
در
ادامه شعر بازديد ۲۳ نفر ۳۷ نمایش
خدایا! کردگارا! بارالـها!
عنایت کن مگر با یک نگاها
بـه آوردن نـدادی اخـتـیـارم
به ماندن خود نکن دائم ویارم
به رفتن ه
ادامه شعر بازديد ۴۵ نفر ۶۵ نمایش
سپیده دم که تو را در ستاره می جویم
نگفته های دلم را به ماه می گویم
هزار حرف نگفته ،نهفته در قلبم
طریق امنِ سعادت در عشق می پ
ادامه شعر بازديد ۱۷ نفر ۲۳ نمایش
خدا را شبی بر سر بالینم آ، مه ِناز
افسانهام طی شدبیتو،بی وفا،مه ِ ناز
اشک را بر سر تو از بس فشـــــاندم
ل
ادامه شعر بازديد ۱۰ نفر ۲۳ نمایش
من شعر را از چشم تو الهام میگیرم
آرایـه ها را از نگاهت وام میگیرم
من با مُراعاتُ النَّظیر تیغ ابـروهات
باج و خراج از صنعت ا
ادامه شعر بازديد ۱۵ نفر ۲۲ نمایش
همین که میرود زمان تو نیستی کنار من
همین که میشود خزان بدون تو بهار من
همین که داغ بوسه ات نشسته در وجود من
همین که برده آخری
ادامه شعر بازديد ۱۹ نفر ۲۵ نمایش
کلاغی بانگ می زند مدام بر سکوتم
به قصد تمرین اوازِ،
عابران ادای احترام می کنند به اواز.
بلندگو با اواز زردش ا
ادامه شعر بازديد ۲ نفر ۸ نمایش
دیگر کلاغ،... پر! زینجا خفاش،... پر!
هرچیز زشت و پست، از این قماش ، پر!
نان را به خون کشیده،چو سگ ها دوندگی،
واندیشه ی معاش بدون
ادامه شعر بازديد ۵۲ نفر ۶۹ نمایش
آتشی افکنده ام بر خانه ام
به بلندای قله دماوند
ویرانی پدید آورده ام
به گستردگی کویر لوت
و چه حیف که آن همه زیبائی را
با ا
ادامه شعر بازديد ۴ نفر ۱۰ نمایش
داداش مهربانم
قدرتورومی دانم
اگرباشی کنارم
دیگه غمی ندارم
منم که می شمارم
خندتو درمیارم
به آسمان نگاه کن
ستاره رو صد
ادامه شعر بازديد ۵ نفر ۱۲ نمایش
4
صدیقی را نوشتم با جلایی
قدم گاهی تورا گویم ثنایی
ابوکاظم بدیدم مهربان است
به یاسمن بدیدم باغبان است
هرآنکس نام اونامده ا
ادامه شعر بازديد ۳۸ نفر ۵۰ نمایش
چه غمگنانه وغریب ،کنار در نشسته ای
خبر رسیده ازدلت،از این زمانه خسته ای
خبر رسیده انتظار،به مرز شب کشانده ات
ولحظه های بی
ادامه شعر بازديد ۷۹ نفر ۱۰۵ نمایش
آنجا که صبح را هرگاه که آمد بپذیری
و شامگاه را از صبح به انتظار نشینی
که در همه ی آن ها سعادت است
سعادتی که اکنون نمی بینی و ف
ادامه شعر بازديد ۵ نفر ۱۲ نمایش
چشم من خيس از گريه کودک بيچاره فقر که زمانش پي نان بهر بيچارگي ايام ميگردد
و تصور ميکند او در خيالش تنها که خورد تکه ناني با
ادامه شعر بازديد ۱ نفر ۴ نمایش
در طلوع رازی ست
وقتی برای اولین بار
به چشمانم راه می یابی
و جا پایِ زمزمه هایت
تمام شعرهایم را پُر می کند...
تو از من
ادامه شعر بازديد ۴۷ نفر ۶۰ نمایش
بس در این دام فنا دیده ملامت کردم
تهی از خود شدم ولیله ی حاجت کردم
وزنوک خواروخصی شکوه نمودم بدلی
آنقدر آتش کین زد که ملامت
ادامه شعر بازديد ۲۲ نفر ۴۳ نمایش
این حس سخت فقط برای من نیست ، همه را در فکر گرفتار کرده
این کار دشوار در متن نیست ، کلمات را هم آزرده کرده
بسیار تلاش تا از
ادامه شعر بازديد ۷ نفر ۱۳ نمایش
باز امشب دل هوای بینوایی می کند
روی نعشم هی نوای بی نوایی می کند
باز رعد بیخبر،عکاس خلوتگاه شد
با صدای چکه هایم بی صدایی
ادامه شعر بازديد ۶۳ نفر ۸۷ نمایش
به هوش باش ای آدم که در این دیر چه خواهی کرد
به هوش باش که در این دیر هزاران دام است
به هوش باش که به کدامین دام گرفتار خوا
ادامه شعر بازديد ۴ نفر ۱۲ نمایش
امروز....٬ هم گذشت
باز شب شد ٬
دنیای شب
دنیای مهتابی است
وگاهی تنهایی٬
سیاهی است
صدا
صدا
سکوت اینجاست!
پس ا
ادامه شعر بازديد ۱۵ نفر ۳۲ نمایش
پنج شنبه های قرمز نحس و فراموش شده.....
جمعه های سیاه نکبت بار
بوی نمور تعطیلی های خواب مانده....
هذیان های سبز آبی هم اغوشی تو
ادامه شعر بازديد ۷۰ نفر ۱۰۴ نمایش
برای یک بار هم که شده گوش کن
به همسایگی این سکوت
به کوچ هشتمین نت از آخرین خط آواز
به پرواز
از سنگ فرش های پر دغدغه
آرش
ادامه شعر بازديد ۲۹ نفر ۵۲ نمایش
ای نسیم سحرم در انتظارت مانده ام
سالها مبهوت زیبا نگارت مانده ام
دستی بده،راهی بده ای آشنای دل
عمریست مشتاق خوش بهارت مانده ام
ادامه شعر بازديد ۳۲ نفر ۵۱ نمایش
حرفی بزن،
بشکن سکوت را
گل من، نازنین من
با خود ببر مرا،
به باغ غزل
دلربای من
شعری بخوان دوباره
عزیزم برای من،
گلواژه های
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۱ نمایش
سرم آنسان پر از بادست و پایم روی آب اینجا
که هرکس بیندم بر من ، بـَرَد ظن ِ حباب اینجا
چنان غافل ز خود گشتم به هر سو در پی آب
ادامه شعر بازديد ۲۲ نفر ۳۵ نمایش
کنار برکه تنویر
حلول شبنم شوق
بسان سوسن عاشق
سپرده ناله ذوق
سبک تر آن کرم آسمان به بوسه صلح
سوار بر دو سه بیتی
شعور آرا
ادامه شعر بازديد ۱۸ نفر ۳۱ نمایش
شاید باری دیگر باید اشتباه کرد
شاید باری دیگر باید رفت
تا انتها
تا به پایان رسد این راه
تغییر آیا
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۰ نمایش
پارک ابریشم صومعه سرا
باز دیدم خم گیسوی تو در دست صبا
رشک بردم به رقیبم که کند با تو وفا
برق آن چشم خمارت که درخشید از دور
خ
ادامه شعر بازديد ۸ نفر ۱۹ نمایش
تمام بغض لاله را در قلبم پنهان کردم.شبان سیاه را به خاطر روی تو سفید کردم
روزی که تو خندیدی از جدایمون.فهمیدم دگر راهی نیست ب
ادامه شعر بازديد ۵ نفر ۱۰ نمایش
ما نمت لیلی اعلی حبک انتظر جیتک الیـــه
سهریت اجفون عینی اوسکرت بابک علیـــــه
حسبت لحظه او تجینی ما دریت اتخون بیـــــه
ادامه شعر بازديد ۳۴ نفر ۴۸ نمایش
♥
این سرمای بی احساس
فراق ما را
در جاده ها ریخته اند
به شوق دیدار
آمدم
در خواب ستارگان
اما اینک
در انتهای
ادامه شعر بازديد ۱۳ نفر ۲۳ نمایش
شب مثل کاج گشوده ست بال و پر
در کلبه ی محقّر و تاریک بیوه زن
اطفال بی پدر غنوده ولی مادر
تن نهفته در جدار رختخواب
بنش
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۳ نمایش
آن شب که هوای عشق بارانی شد
شوری به دلِ غم زده ارزانی شد
من در منِ خویش نا امید از فردا
ایوان امیدِ خانه نورانی شد
گفتی که
ادامه شعر بازديد ۱۲ نفر ۲۰ نمایش
1
پاک کنی می طلبم
که نقشم از ذهنت پاک کند
تیزابی
تا اثر غزلهایم از کاغذ ها بزداید
آتشی
تا تمام دفتر های شعرم
در خرمنی از ش
ادامه شعر بازديد ۳۰ نفر ۴۳ نمایش
دور باد آنکه ز تو لحظه ای دلگیر شوم
از تو دلگیر چرا؟
از خودم دلگیرم
که بلندای دلم
به بلندا و شکوه دل دلدار نبود
از فلک دلگی
ادامه شعر بازديد ۱۱ نفر ۱۹ نمایش
خري داشت « موره » به غايت قوي
سفيد و درشت ، هر چه خواهي قوي
علوفه ، زگندم ، زجو ، او بداد
ز كاه و زيونجه ، فراوان بداد
تو گ
ادامه شعر بازديد ۳۰ نفر ۴۴ نمایش
پنجره
كاش يك پنجره بود
ازشب سرد دلم
رو به خورشيد اميد دل تو
كاش چشم تو به من مي تا بيد
همچو خورشيد به يك غنچه نو
تا شكوفا
ادامه شعر بازديد ۱۷ نفر ۲۹ نمایش
هر از گاهی آن کوچه قدیمی عبوری داشتم
در آن روز که برگ هر روز می خواند
به راه دیگر انتخاب دادم
فقط از خاطر یاد گذشته
هر
ادامه شعر بازديد ۵ نفر ۱۴ نمایش
من خویشتن خود رادر آینه گم کردم
درقاب دوچشمانت
درفکر پریشانت
درصفحه پنداری ازحادثه ای مبهم
درپرده اسراری
گسترده
ادامه شعر بازديد ۱۰ نفر ۱۸ نمایش
خشکسالی ...
تمام وجودم را فراگرفته است
شاید دیگر هیچگاه
زیر آسمان پلک هایم
باران نگیرد ... ..
"م سراب"
ادامه شعر بازديد ۱۷ نفر ۲۳ نمایش
اینجا، هوای داغ و پریشان، بدون او
یک التهاب بی سر و سامان بدون او
این حس سرد یا که نسیم تصنعی
صد راه منتهی به بیابان، بدون او
ادامه شعر بازديد ۱۱ نفر ۲۶ نمایش
تاریک است ...... تاریک
خورشید من دارد
یک دل گرفته....
...
مردم بی تابند
بی نور می تابند
آنانکه سر دارند
بیکار ، بیمارند
ازعشق ب
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۵ نمایش
من با ذره ذره وجودم ميگريم....من پيغام عشق را به پروانه مي دهم تا به تو برساند.....من با سوختن روشنايي را به تو هديه مي دهم.....من س
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۰ نمایش
دیـوان حـافـظ ، فـال ، مـن ، احسـاس سـردرد ...
و دفـتـری بـا شـعـرهایـی تـا ابـد زرد
یـک عـکـس تـاخـورده کـنـار سـاعـتـی ک
ادامه شعر بازديد ۲۹ نفر ۶۷ نمایش
عشق را به سادگي آموخته بودم
از دستان پرمهر و فداكار مادر
از وجود زحمتكش و بخشنده پدر
و قصه هاي مادربزرگ
من دختري از شهر كت
ادامه شعر بازديد ۱۰ نفر ۱۸ نمایش
تازه فهمیدم
واژه هاکفاف گرسنگی مان نیستند!
درکلاس درس
وقتی به بابانان دادرسیدم
دربازگشت ازکلاس تاخانه
بابابه تقدیر
ادامه شعر بازديد ۲۷ نفر ۴۳ نمایش
در تاریکی دلهای بیمار این زمان،
نامت بر آسمان دلم شانه می زند
موی پریشان نگاه منتظرم را
دستان آتشین خیال تو،
گرم می کن
ادامه شعر بازديد ۵ نفر ۱۰ نمایش
از بیم وامیدعشق ،رنجورم
آرامش جاودانه میخواهم
آنکس که مرا نشاط وشادی داد
آنکس که مرا امید وشادی داد
آوای خدا بود بر نجوای
ادامه شعر بازديد ۴۰ نفر ۵۸ نمایش
...
روزگاری که درآن
روز و شب یکسان نیست
روز تاریکتر از شب شده است
راه باریکتر از مو
کس نمی بیند از ایام بجز مرگ زمان
و سکوتی
ادامه شعر بازديد ۹ نفر ۱۴ نمایش
روبه روی آیینه می ایستم
گرگ با هیبت انسان
چشم برزخی ام را در می آورم
ازخودم سیرم از خدا هم
حتی از ابلیس و تقلاهایش
از آدم وه
ادامه شعر بازديد ۱۵ نفر ۱۹ نمایش
از لابلای چین های پرده اتاقم
نیمه شب
نسیمی به مهربانی دستان تو
می نوازد گونه هایم را
نسیم همراه با ستاره ها
پاورچین پاورچی
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۰ نمایش
به من آموختی بایدصبوری پیشه ام باشد
اگر ،روزی نباشی تو ،تحمل در دلم باشد
به من گفتی دعایم کن که دارد ریشه در ایمان
الهی
ادامه شعر بازديد ۶ نفر ۱۲ نمایش
عشق اندوهناک من
عاقبت شبی احساس نازک و لطیف
تو را ابستن خواهد کرد
جنینی به شکل دوست داشتن
و
از جنس اندوه نطفه خواهد
ادامه شعر بازديد ۳۳ نفر ۵۴ نمایش
یاوه میگویی
روباه پیر!
یک تنگسیر
یک برنو
یک خشاب
ودیگر مرگ
****
ترن پاریس کلن
از طول جنگ جهانی میگذرد
در کلیسای د
ادامه شعر بازديد ۳۸ نفر ۷۵ نمایش
بيشه در سبزه دميد وز دم چشمه چكاوك پريد
ناگهان نوري زد در حبوط و زمين فرصت پيدا شدني از نو ديد
تو زميني به دلم هر چه در اين چن
ادامه شعر بازديد ۳ نفر ۵ نمایش
ای ملامت گر کمی کم کن ملاحت های جان
رفته بر باد از تو رحمی آن ریاضت های جان
توتیای چشم ما باشد قماش راه تو
بر تو دیگر تا به کی
ادامه شعر بازديد ۵ نفر ۹ نمایش
پولی لندسور فریز
ــــــــــــــــــ
ارزان تر است ؛ گر بزنم ؛ شـیر پاستوریز
درخـانـه مـایـه ، تا بشـود ؛ ماسـتی تمـیـز
ادامه شعر بازديد ۱۱۹ نفر ۱۶۸ نمایش
مرور می شوم ولی گناه ِتازه می کنم
مدام ازدوباره اشتباه ِتازه می کنم
چقدر خسته می شوم و از روند دائمی
که برهمین دوگانگی ن
ادامه شعر بازديد ۷۰ نفر ۱۲۵ نمایش
یقینِ هــر سحـرِ مشـرقِ خیــال منی
نیاز نیمه ی شبرنگِ احتمـــال منی
منم وَ دشت شقایق ، تویی ، گریز و قرار
به دامِ بند ب
ادامه شعر بازديد ۲۵۱ نفر ۵۰۲ نمایش
روبهی بهرغذا گشت و گذار آغاز کرد
دشت وصحرای ودمن حیله زفکرش بازکرد
هرچه گشت قوتی نیافت لاجرم درمانده شد
موش یا قورباغه ای
ادامه شعر بازديد ۱۳۶ نفر ۲۵۹ نمایش
بی دو چشم روشن عاشق کش افسونگرت
چون شبم شب، زندگی بی روی خندانت نخواهم
گر چه هجرت دلبرا مسکین و بی هیچم نموده
من به دنبا
ادامه شعر بازديد ۱۳ نفر ۵۲ نمایش
دنياي عجيبی است!
رابطه های غریبی است!
ایمان را در سجاده شک میبینی!
شک را در هوای ایمان میبویی!
واراده را میان یقین و دودلی تجربه میکنی!
ادامه شعر بازديد ۵۸ نفر ۸۲ نمایش
غریبانه تر از تردید
پاسدار نگاه کیستی
که تمام بیشه زارها
به احترامت ایستادهاند
و تو سرمست از هیچستان نخستین رویش
بر
ادامه شعر بازديد ۷۵ نفر ۱۰۴ نمایش
...
از وقتی عاشقش شدم
هرگز چتر نخریدم
تا خیس خیس خیسم کند
باران!
دیشب رو به روی سقف می کشیدمت پشت پلکهایم
زیبا شده
ادامه شعر بازديد ۳۸ نفر ۵۰ نمایش
امروز در این حوالی
در میان هیاهوی کودکان این دنیا
صدای شیشه ای شنیدم
آن دم
که کودکی قهقهه زد و خندید
برای دلش
و بار
ادامه شعر بازديد ۶۴ نفر ۷۵ نمایش




