چاپ اشعار اعضا سایت شعر نو چاپ اشعار اعضا سایت شعر نو
توسط مدیر سایت با 2171 بازديد
دمی با آقای عبدالحمید ضیایی دمی با آقای عبدالحمید ضیایی
توسط کامران قائم مقامی با 84 بازديد
هنجارشکنی دیداری هنجارشکنی دیداری
توسط محمدحسن چگنی زاده با 136 بازديد

نرو بمون نرو بمون
توسط طوبی چشمی با 43 بازديد
نویسنده و او نویسنده و او
توسط سید محمد آتشی با 43 بازديد
خیام خیام
توسط شمس الدین عراقی با 59 بازديد

راز زندگی راز زندگی
توسط محمدحسن چگنی زاده با 107 بازديد
آخرین نامه آخرین نامه
توسط حسن هاشمی با 45 بازديد
ماهیگیر ماهیگیر
توسط زهرا آسياباني با 58 بازديد

حال حالایم
نويسنده: عاطفه عباسی بازديد 24 جديد (امروز)
شکایت آخر
نويسنده: حسن هاشمی بازديد 32 جديد (امروز)
کودکی..
نويسنده: وحید بنی اردلان بازديد 27 جديد (امروز)

چندان که مبتلا به دیدار تو گشته ام...
نويسنده: زهرا آسياباني بازديد 41 جديد (ديروز)
طناب
نويسنده: غزاله ترکاشوند بازديد 31
استخاره با تسبیح
نويسنده: ناصر آسياباني بازديد 78

بزرگداشتِ خیام نیشابوری
نويسنده: بهناز لطف آبادی بازديد 59
چند جمله كوتاه(2)
نويسنده: محمد جولایی مقدم(م.ج.مقدم) بازديد 112
مادر
نويسنده: وفا سراج مهدی زاده(آذرافزا) بازديد 86

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15

آخرین اشعار ارسالی

دلتنگی

محمدحسن چگنی زاده ای چشم های تنها!
دل تنگی تان،
اشک سبزینه پوش تان
و
استغاثه ی رنجور من!
شنودن است.
آی. . . پریشان گویان!
در تنهایی ام می پیچم
سکوت را بر دو

  • شعر را ۱۱۰ نفر ۱۷۱ بار خوانده اند.
  • 53 نظر در این شعر درج شده است، از جمله مهیارسنائی ،مهدی جابری ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • مهیارسنائی نوشتند سلام. با اجازه شما سروده ات را طرح میخوانم. طرحی که تا اعماق قلب وروح ام رسوخ کرده است. و :واژه گانی که در بوم چشمانم آهسته آهسته راه میروند.قدمیشکند!میشکنند!و دوباره استوارترمیشوند!! درودبر قلم.ودرود ...
  • مهدی جابری نوشتند درود بر شما استاد عزیز مضمون کلامتان بسیار خوب و رسا است . اما به نظر می رسد اگر کمی ایجاز چاشنی کار می شد کار زیباتر نمایان می شد . براتون آرزوی سلامتی و تندرستی دارم بامهر ...

نیمه شب

حسین احمدیان نیمه شب به بعد !
وقت تنهایی و خلوت
وقت فکرهای عمیق
یک گذر برای فردا ،
اما
به چه می اندیشی ؟
قطره ای گوشه چشم ، غرق افکار غمین ، پی مهجور عزیز
ی

  • شعر را ۱۱ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

هراس

شيما موسوى نمى هراسم
از انان كه با
افسارشان تنم رابه سخره گرفته اند.
هراسم همه
از انانى ست كه
بر سر در
خرده فروشى هاى عشق
نقابى بى رنگ
رخت چهره ش


ماهی

ماهی
در رودی کوچک
که ختم می شد به
خشکی ای بزرگ

  • شعر را ۵ نفر ۲۸ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

نماز

دلتنگم
دلتنگ دو رکعت نماز
نمازی که قبله اش گم نباشد


راستی

اسدالله آزور گویند برو ای عشق شعر سعدی و خیام خوان گویم به شما که خوانید کو عاشق خیام همه روز را از عشق و معشوق گفت امروز همه از درغ و نیرنگ گوین


آسمان شکسته

کاظم علمی بگذار برای دقایقی
حس مرگ را
احساس کنم
با بوسه ای دور و غریب
از دود آن جنگل آتش گرفته
رنگ تفاوتی عظیم
که بر پهنه ی دریای آرزویی
نقش می بندد
ا

  • شعر را ۱۰ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 12 نظر در این شعر درج شده است

تقدیر چنین بود

مهناز چالاکی تقدیر چنین بود
میان همه ِ بادهای سرد
که حجم روحم را صیقل می دهند
اتفاق عجیبی هستی
که خاطراتم را
ورق می زند به آسانی
هنوز هم
خورشید چشم تو
در


قدیسه ی قلبم

سجاد صادقی قديسه ي قلبم بي تو خدايي نيست
از دست هاي تو هرگز جدايي نيست
يك آرزو دارم،در لحظه ها خوش باش
غير از خوشي هايت،ديگر دعايي نيست
وقتي كه از عشقت قلبي

  • شعر را ۱۲ نفر ۲۵ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 6 نظر در این شعر درج شده است

بغض

ابوالفضل خداوردی پور سینه ها
آبستن نفرت است
آکنده
ازبغض فروخورده ی سالیان درد
- سالیان انزوای تبسم
سالیان اسارت عشق
سالیان آفت حسرت ،
بر باغهای بلوغ
و چشم


خودم میرم

سمیه سجودی (نیاز)
بازم بارون میاد امشب
هوای خونه غمگینه
دلم دستِ خودم نیستُ
غمِ دوری چه سنگینه
نشستی تا دمِ آخر
فقط خواستی که عاشق شم
من و رسوا کنی ؟ خوب چی !


« بغض پوچ »

سیده زهرا یوسفی پور
سرانجامـــ بغـــــض هـــای پـــوچ ،
پوکیـــدن استـــ! ،
نـــه ترکیـــدن!
پـــس
در
ســـر اتـــ
ســـودای
شـــوره زار
چشمـــ هامـــ
را
ن


رفتن

داريوش خطير بی هیچ کرشمه ای
بی هیچ هراسی
بی هیچ واهمه ای
داس کهنه را می بوسم
مبادا باور کنی
سپیدی موی میان آینه را باور ندارم
هنوز هم فرزند خاکم


با تو

مصطفی کریمیان جزی بر روی این تپه شنی
در کنار مشتی خاک
در جستجوی تو
به دورترین نقطه افق می نگرم
که مگر تو را بیابم
یا نقش سیمایت بر چهره آفتاب پدیدار شود


هایکو شماره شش

مهرداد اصفهانی سیبِ رسیده
زود تر سقوط کرد
کال ها پابرجا.

  • شعر را ۱۴ نفر ۳۰ بار خوانده اند.
  • سوگند صدر ، محمد علی شیردل و 3 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 9 نظر در این شعر درج شده است

به درک که تنهام

حامد حسام پور چرا غمگین باشم
به درک که تنهام
عیبی نداره
اگه شریکی ندارم واسه غم هام
غصه ندارم
اگه شبم نداره ستاره
به خودم نمیگم
چرا هیشکی دوسم نداره

  • شعر را ۱۲ نفر ۲۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 16 نظر در این شعر درج شده است

مجمر دل........

فاطمه لشکری(راحیل کرمانی) تا در این سینه دل و در تن من جانی هست
مجمر قلب مرا مجمره گردانی هست
دیو غم راه دین خانه ندارد هرگز
تا که بر خاتم دل مٌهر سلیمانی هست
دل من غافل از


ناله ی پنهانی

خدیجه محمودی منم که بی تو ندارم سر ِ غزلخوانی
تمام آینه هایم به رویت ارزانی
به باغ ما همه گلها چو یاس جان دادند
مگر تو به دست دلت غنچه ای برویانی
دلم به زی


روزِ خوب

يه روز خوب مياد...
دير زمانيست اين را،
همه بي شك شنيده ايم
اما چرا جز اين شنيده ي غريبِ دل فريب،
هيچ بخت روشني به كام دل نديده ايم
دير زمانيست

  • شعر را ۵ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

چارقد

شیرین وحدت چارقد
آقای خیاط باشی
اگه خواستی یه روزی واسه ی من یه چارقد بدوزی
یادت باشه
به اندازه ی عقلم بدوزی
نه به اندازه ی قدم


بی تو...

رضا کزازی
بی تو من مثل شبی خالی از ستاره ام
مثل زمین یخ زده محتاج یک شراره ام
بی تو من مثل درختی خالی از میوه و برگم
زیر رگبار هجومِ همة برف و تگرگم
ب


فرصت روییدن

محمد حسین حیدرچی ابرهای دلتنگی ام را با نسیم نفسهایت دور می کنم
بهانه های دلم را بر زمین خشک جاری می کنم
تا ابرهای آسمانم سبکتر شوند
تا با نسیمت در حرکت شوند
وای .


دو بیتی های پراکنده ام...

محسن خانی نژاد گرگ اجل
گرگ اجلم دریده پیراهــــن من
صد باد خزان وزیده در گلشن من
دلشادم ومیخندم ازاین قصه که چون
زنجیر غمش فتـــــــاده برگردن من
********


من

مرتضی عسکری و این من نیستم
که به دهان ها چشم دوزم
و عقلم را بکر بایگانی کنم
من آن قلمم
که خون آلود بر روی کاغذ میرقصد
نه اینکه رقص می خورد


آتش! آتش!...

آتش!

آتش!

که در این باد-

"فانوس کم تاب است!"

بر پیشانی بلندم

نشان از سجودی نیست،

که در این بوران-


همراهی بادوستان ۴(بابایی- پوریوسف)

هادی نیکدل بلوغ از خانم فاطمه بابایی :
( گفتی که شهر خاطره ها یت شلوغ بود
گفتی غریبه بودی ورفتن دروغ بود )
دیده نبود درغم دلدار چون دو رود بود
تر از

  • شعر را ۱۵ نفر ۲۸ بار خوانده اند.
  • فرشید احمدی ، سرخوش پارسا و 3 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 19 نظر در این شعر درج شده است

طلوع

باد سردیست تنم میلرزد
و صداهای پر از غرش ابر
آسمان میشکند
و زمین می لرزد
شمعی، فانوسی! به کجا آویزم؟
پا کجا بگذارم؟
و چه باران پری در راه است؟

  • شعر را ۱۲ نفر ۲۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 11 نظر در این شعر درج شده است

اوج پرواز دروغ ...

نگاهی پشت این تکرار ساعت
که خفته،
روزهایم را پریشان می کند
معنی پرواز من چیست دگر؟
پر زنم چند قدمی در قفسم؟
قفسم بیشتر است،
آنکه بال و پر من بشک

  • شعر را ۳ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

آیا احساس کرده ای...!!!

صیدعلی ملکی آیا احساس کرده ای خنکای نسیم درسحرگاهان را
وقتی آغوشت رابه روی صبح بازمی کنی
آیا احساس کرده ای نوازش دستان گرم آفتاب را برگونه هایت
وقتی طلوعش راا


خواب

برای زیستن
اعتمادی دوباره باید
و خواب را رنگی دگر
در گرمای پر حلاوت یک نور
چه آسان می توان از نیرنگها گذشت
حسرتهای واقعی
لبخندهای مصنوعی
زخم ت

  • شعر را ۷ نفر ۲۴ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

دستانت در گریبانم جا مانده است

این انحنای مدور هوشم
هوشم را
مدهوشم
و هوشم را
برده است این انحنا
مثل برنده شدن بارسا
و پرنده شدن عباس
که بال ندارد، خودش خبر
این انحنای نمی دا


اعترافی سرخ

جوادسرخابی حاکما ، بگشا تو این زنجیرها را
که من از دیدن افسانه سیرم
مرا بیرون بکش از قبر ظلمت
که این وابستگیها کرده پیرم
ببین دیگر مجال گ


برای از تو نوشتن سکوت بی معناست

مرتضی عباسی زاده برای از تو نوشتن غزل بهانه شده
و خون واژه درون قلم روانه شده
برای از تو نوشتن لب مرا بستند
دوباه بغض فرو خورده ام کمانه شده
برای از تو نوشتن ,

  • شعر را ۱۷ نفر ۳۲ بار خوانده اند.
  • فرشید احمدی ، فاطمه بابایی و 3 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 16 نظر در این شعر درج شده است

زندگی


لب این جوی روان میشینم
نگهم خیره به اب
فکر ایام خوش دیروزم
فکر ویران شدن امروز
نگهم عمر مرا میبیند
که چون این آب سراسیمه رود
آخر راه نما

  • شعر را ۷ نفر ۲۲ بار خوانده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

زیبایی همیشه بهانه تمسخر بوده است

محمد بابایی (نامی) ۱_این که جور دیگر نگاهت میکنند
نشانه نقص تو نیست
زیبایی همیشه
بهانه ی تمسخر بوده است . . .
۲_
بی خودی واژه هارا شکنجه نده
آن ها هرگز
بی


کوتاه 2

زهرا محمدی ( سها )
کاش آنقدر جرأت داشتم
تا می فهماندم چه کسی به دلم
تکیه کرده است؟
*****


سطل زباله ی دلم پراست
از هیزمهای تری که به من ف


طرح های ساده غروب

سید محمد آتشی
1
گیرم چند کیلومتردیگرهم ادامه دهی
به سبزی آرزوها نخواهی رسید
وازاین زمین بی پایان سرمست نمی شوی!
تازه
رویاهایت هم خواهند س

  • شعر را ۱۰ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

بادبادک آرزوها

نقاشی لبخند ژکوند مونالیزا
بالای شومینه
مبلمان پر از تاریخ
نه زیاد دور
پیانوی خفه شده باکره
دستکشهای تهی از مهربانی
نگاهی خاکستری از درز نی

  • شعر را ۵ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

شال و شنل

سعید رضا روشن ضمیر ای بسته به گیسوی تو هر شال و شنل دل
ای سوخته در عطر تو آویشن و هل دل
افتاد ز دستان نفس . پیک هوایت
بازآ که ز دوران تو بد گشته کسل دل

  • شعر را ۴ نفر ۲۵ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

دل دل زدن

ساجد بهشتی بی مزه است .
دل دل زدنم را می گویم برای تو
فاتحش توئی آنوقت که می گوئی : از روی شهوت است ...
و من لال میشوم ...
تو فاتحانه فتحت را برای کسی که تو

  • شعر را ۵ نفر ۱۸ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

چرا

نيما انصاری من میخوام برات بمیرم چرا نیستی تو كنارم؟
چرا باور تو اینه كه باید تنهات بذارم؟
من میخوام من و تو ما شیم چرا ما شدن محاله؟
چرا دنیای من از تو انقد

  • شعر را ۱۷ نفر ۴۰ بار خوانده اند.
  • شایا ادریسی ، شعله پناهی و 2 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 14 نظر در این شعر درج شده است

عاشق شدي؟!

کریم لقمانی اين اشك من جائي دراين دنياندارد
هرروز وشب ازديده گان من ببارد
خوابيده بيچاره كنارهردو چشمم
غيرازپريشاني دل بذري نكارد
گفتم به اشكم جاي تودرچهره ام


بینوایی

آفاق را گشتم به اشک بینوایی
صبرم ز طاقت سر شد از درد جدایی
گه در خیالم بوی وصلی می شنیدم
گه کوی وصل عشق می کردم گدایی
ما را خیال روی مستش می بِزد


شعر صبا


آهای ای گرد باد ای غرور جوانیم
برسان پیام مرا به صبای زندگانیم
..............................​
تا کجا می بری مرا ای اسب سرکشم
ای عشق مرا به

  • شعر را ۳ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

من اگر...تو

حمید سبزعلی ‍‍‍‍‍‍‍پور من اگر مردابم٬تو نیلوفر باش
من اگر خارم تو گل...
تو رویا...
من اگر کابوسم.
ساحل باش برای قلب طوفانی ام
که صخره
موج را پاره پاره می ک


خانه ی سیاه پوش

امید عامری
شوقم به تمنای نگاه کعبه است
هر گام من اینبار براه کعبه است
این جامه سفیدی که طوافت کرده
در حیرت پوشش سیاه کعبه است
(

  • شعر را ۷ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

لبخند بزن

محمدرضاخدايي لبخند بزن
وبدرقه كن مرگ را
در معبرهاي باد
سل را سر بكش
و جزام را به بهايي گزاف بخر
وقتي فشنگ از فرسنگ ها دور
انساني را
تباه مي كند
(( نگرش

  • شعر را ۶ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 7 نظر در این شعر درج شده است

عاشق نما

میثم شملان بگو باز چی شد دوباره بحث کم اوردن باز
اصلا اشکالی نداره برو بی خیال سر ساز
می دونستم نمی مونی ،دروغی عاشق شدی باز
می دونم ضعف خودت بود نظارش به پا

  • شعر را ۴ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

میان پرهایش

مردی
میان پرهایش نشسته است
بی شوق پرواز
با آنکه تمام بالها را
به عاریت گرفته است
و تمام چشم هارا خیره کرده است
به آبی ِ دور دست

  • شعر را ۳ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

مجرم

فرامک سلیمانی زاده شدم اینجا و باید تخاس پس بدهم
گندم نچیده ام که کنون داس پس بدهم
سهمم در این زمین سرباز بی دل است
در این قمار بد ز کجا آس پس بدهم

  • شعر را ۸ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 12 نظر در این شعر درج شده است

یک اتفاق خوب

لیلا سادات خیراندیش برای اینکه شهر را به زانو در آورم
باید برخیزم
انگار می خواهد یک اتفاق بیفتد
توی همه ای روزنامه های صبح
..
رد کلمات را می گیرم
می رسم به تمام آ


مگرمی شود...؟

مگر می شود
در دشت ازدحام محنت شقایق را تنها یافت و
دلتنگش نشد
مگر می شود
نوازش آب رابرپهنه ی گونه ای تکیده دید
ودرسرچشمه ی یقین
شناور نشد
مگر

  • شعر را ۴۲ نفر ۸۱ بار خوانده اند.
  • آرزو منتظرحجت ، پرویز کدخدایی ، سبحان اسلامی ، شعله پناهی ، سرخوش پارسا و 6 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 35 نظر در این شعر درج شده است، از جمله مهیارسنائی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • مهیارسنائی نوشتند سلام بانو. سروده ات محتوای خوبی دارد. چیدمان شعرت نیز خوب است. شفاف گویی و ریتم درشعر نیز جای تحسین دارد. اما: با خوانش سروده ات!:مخاطب درنمی یابد که درچه قالبی سروده شده است.واحساس رضایت شاید نکند از ...

لایق نبودم...


تاریک بودم سمت شب کاشانه ام بود
لایق نبودم کوچه های روشنت را
دیگر نمی شِد ماند و دید از لابه لایت
در غربت مرداب ِ من فرسودنت را
بر پهنه ی چشمان

  • شعر را ۶ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

پرواز

محسن اسلامی (بیدل) این سروده رو به مناسبت روز مادر برای مادرم سرودم و میخواستم برای روز مادر روی سایت بیارمش
ولی ممکن بود باعث ناراحتی شما عزیزان بشه منصرف شدم بی

  • شعر را ۲۷ نفر ۴۰ بار خوانده اند.
  • شیلاچابلی ، عباس جفره ، جاسم ثعلبي ، زهره رضازاده ، سبحان اسلامی و 8 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 33 نظر در این شعر درج شده است، از جمله مهیارسنائی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • مهیارسنائی نوشتند سلام. سه تشکرویژه دارم. یک-به جهت مخدوش نساختن افکار عزیزان،ومقدم دانستن عزیزان شاعر،وایثار ازبهراعضاء درسایت شعرنو.درروز مادر. دو- به جهت انسانیت وشعورشما. وسه:به جهت وفا داری و سخاوت شما. جناب بیدل ...

دوست دارم با تو باشم ای خدا

عزیز بزم ارا دوست دارم با تو باشم ای خدا
دوست دارم تا ابد باشم ثنا گویت خدا
دوست دارم در بهشت ایزدی
همچو بلبل شاد باشم ای خدا
دوست دارم در کنار عشق تو
همچو من

  • شعر را ۵ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 7 نظر در این شعر درج شده است

۸ درد

رضا محبی راد (مجنون) 1.
شاهرگم
قيد تو است
بزنم
ميميرم !
2.
شعر است
كه در من شهيد مي شود
آسمان
كه تير بارانم مي كند !
3.
چه بزن ب


همزاد

بیژن خزایی دلم گرفته مادر روم نمی شه گریه کنم
گوشه ی چادرت کجاست تا دردامُِ بیمه کنم
جنازه ای افتاده ومی گن،هویت نداره...
عجیبه اما جز به من به کس شباهت نداره


گمت که می کنم ...

فرهاد سلطاني در انتهای کوچه ذهن،

گمت که می کنم،
می زنم تکیه به دیوار دلم
می سرایم از سر درد
عسل بانو!... عسل گیسو!... عسل چشم!
کجایی ؟

  • شعر را ۱۱ نفر ۳۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

دردِ بی درمون

جاسم ثعلبي
تو نه ماهی نه ستاره
آسمونت سقف نداره
بعد از این بارشِ بارون
تو جفا کردی دوباره
دل به دل راهش تمومه
شانسِ من با تو چه شومه
کاش می گفتی از اول


امید ناامیدان

وحید بنی اردلان ...
زدم فریاد و دادا ای خدایا
شب و روزم شده زاری خدایا
مگر سمعی نداری بشنوی این زار زارم
مگر عینی نداری که ببینی حال زارم
شدم شرمگین ازین دهر و د

  • شعر را ۳ نفر ۱۸ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

"خیال"

ساغر به لبم خیال مستی دارم
از مهر رخت روح الستی دارم
چون بر تن تو فتاد چشم بری ام
در ذهن خیال بت پرستی دارم
گر عکس رخت شود بگیرم در دست
مدهوش شوم

  • شعر را ۳ نفر ۷ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

ماه بی همتا

پریسا مبارکی کودکی در راه است
چشمها منتظرند
قلبها پر ز تپش
روی لبهای پدر لبخند است
گریه ی کودکی از قلب غروب
وای
اری
مادر
مادر اما اشک است
کنج چشم کود


انسان

رسول قربانپور دیدار کن خدا را ؛ ا بی پرده از ته دل
با چشم دل بنگر ؛ چیزی نبودی جز گل
با یک اشاره او ؛ گردید گلت با جان
با لطف او بودجدا ؛ گردیده ای ز حیوان
ز حک

  • شعر را ۴ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

قایم باشک

آرزو منتظرحجت
در این سفید پوشیِ بی انتهای کوه ها
سرگرمی ام
نه درست کردنِ آدم برفیِ بزرگی است
که دل خوش کند
به سوژه ی عکس های دیگران بودن !
و نه پرتابِ گوله


بهار ، سبز ، بدونت ...

علیرضا آرین نژاد و شهر پر شده از عطر یاس و مریم ها
و میچکد ز گل روی ابر ، شبنم ها

نسیم مهر دگر خاطرش مشوش نیست
شکست در دل ِ دریاچه کشتی غم ها

و

  • شعر را ۷ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

افتاد از دستم ، شکست ...

علیرضا آرین نژاد ناگهان اندوه شعر افتاد از دستم ، شکست !
بی خبر جام غزل های دل مستم شکست...

ناگهان چشم و دلم روشن شد از جادوی تو
بند بند ِ واژه های جان ِ

  • شعر را ۷ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 6 نظر در این شعر درج شده است

باران

سجاد عبدالصمدی روز ،روز باران بود
روز سردیه گونه های اشک آلود
به هوای نبودنت
انگار آسمان محو اشکهایم شده بود
به حال من می بارید
شاید خدا به دردهای من می نالید

  • شعر را ۴ نفر ۸ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

شب شکنی

چرایش را نمی دانیم!
نه گاو چرانی کردیم
و نه گوسفند بازی !
یک فقره نی و ده ها دستگاه گرگ شناسی؟
چرایش را چوپان می داند!
نه بالای پله ای رفتیم ونه

  • شعر را ۲ نفر ۹ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

ربات

غلام حسن جعفرزاده بیشه کلا جهشی رو شد
حامله ای شبیهی زایید
اسب موتور را
انسان ربات را
نیمی از هیأت روح اما پرید
سایه خیالی سنگین
اریب شد روی پوششی از سنگفرش ظهور
پوسته


از بیت المقدس تا آسمان

رشادعقیلی(قشم) به..نام..خدا..
داستانِ
پروازِ
جوانمرد چوپانِ
عرب
رابه آسمان شنیده ای!؟
پادشاه چوپانی
را می پسندد
تا جهان کرامت انسان
در سلطنت
را از یاد ببر

  • شعر را ۱۱ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • نادیا پوریوسف ، سوگند صدر و 4 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 12 نظر در این شعر درج شده است

باغ گیلاس

محمد حسن صباغ کلات باغ گیلاس
اوســتـادم ، فـــروغ فــرخـــزا د
نـکـتــه ای بـی بـدیـل ، یـادم داد
یا دل از سـیـنه می کشی؛ بـیـرون
یا ، به مـهـری ، زمـی

  • شعر را ۸۰ نفر ۱۶۴ بار خوانده اند.

آی روزگار ...

پرویز کدخدایی آی روزگار لعنتی
ستاره هامو پس بده
اون لبخند شیرین مو
خاطره هامو پس بده

شکستی پای دل مو
تواین کویر لایزال
محکوم به غصه خوردنم


دریغ می

یاسین جعفری دیــشب ز نـــوای نــــاز ســــاقی
و آن دریــغ جـــهد مـی رســــانی
بدرید و ببارید آســمان به غیــرت
بانگی که بگیرید وبنوشید به کثـرت
زان سـاقی

  • شعر را ۵ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 11 نظر در این شعر درج شده است

می ترسم

ستاره چگینیان نمی خواهم
به چشم هایت
فکر کنم
الان
نه چتر دارم
نه جرأتی ـ برای بارانی شدن
راستَش ...
نِ
می
تَوانم
به چشم هایت ـ فکر

  • شعر را ۶۴۲ نفر ۱۰۰۶ بار خوانده اند.
  • مهدی بهروزی ، عمادالدين مشّائي ، علیرضا محمد ‍‍پور نیک بین ، بهزاد ‍‍‍پیروزیان(بی نشان) ، حسن رضايي و 59 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 254 نظر در این شعر درج شده است، از جمله ابوالفضل خداوردی پور ،شیرزاد بسطامی ،سارا چگنی زاده ،بابک شهبازی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • ابوالفضل خداوردی پور نوشتند درود خانوم چگینیان بسیار زیبا و شیوا و جسورانه و لطیف آفرین به زنانگی قلمتان وپویایی کلامتان. چشمهایت نگاهت که میکنم انگار فراتر از هر لحظه ی شکیب چیزی به بند میکشد مرا چیزی عبور میکند مرا گوئی ...
  • شیرزاد بسطامی نوشتند دستتون بی درد. سلام.محتوای معترض و ساختمندی داشت اما ای کاش برخوردهای زبانی و نوشتاری تان اینقدر دم دست و معمول نبودند.موفق باشید ...
  • سارا چگنی زاده نوشتند سلام ستاره جان مدت از مدتی در یکی از اشعارتان حضور دارم خواندن و لذت بردم به خصوص قسمت اخر آن را (دربه در شدن پرنده در باد) حس خاصی به ریتم بیان داده است ریتم فقط مربوط به آهنگ و وزن نیست بلکه در جا ...
  • بابک شهبازی نوشتند سلام شاعر 1- در مجموع و با نگاه به کلیت شعر ، با اثری شاعرانه و خوش ساختار روبرو می شویم. استفاده ی درست از واژه ها که نشان تمرکز احساسی شاعر در موقع سرودن است و همچنین سطرهای بدیع و بکری مثل : "چشم ...

آخرین سپیده

لیلا حیدری
آخرین سپیده
زل زدم سمت افق, صبح قرارم برسد
نورآرامش تو, بر دل زارم برسد
پشت این پنجره ی بسته ی پاییزی سرد
می نشینم که مگر پیک به


تاک تیک و تاک تیک و تاک ...

مانده بر دیوار ،
همزادم!
ساکت و خاموش
مثل_ من،
ولی بی باک،
در کویرش
خشک می خواند،
با طپشهای مدام_ گاه گوی من
عقرب_ گردان:
تاک تیک و تاک


غزل

جابر ترمک حس و حالی ندارم از روی ، عکس چشمت شقایقی بکشم
بعد پشت نگاهتــــان بیتی ، از غزل های عاشقی بکشم
پیش دلشوره های ناز نسیم ، بُر بزن برگ های نرم خودت


چند کوته

ژیان درویشی ۱
(بغض)
وقتی سکوت می کنی
زمان غریبی می کند
اشک ها بر شیشه ی
پنجره می خشکد
خلایق در ذهن من کشته می شوند
و دلم...
دلم بغض می کند
شاید چرتکه ر

  • شعر را ۱۱ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • صالحه السادات راد ، فرهاد نیکبخت و 3 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 9 نظر در این شعر درج شده است، از جمله مهیارسنائی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • مهیارسنائی نوشتند سلام. درودبرشما. کوتاه یک: وقتی سکوت میکنی نیستی)زمان نمیگذرد! وآنگاه که نیستی اشک کم می آورد ابرچشمانم!و: اشکهای قبلی ام نیز بر گونه هایم خشک میشوند! وهرچه موجودزنده است نزد من(درذهنم) جای تورا پرنمی ...

اشتباهی...

حسین علی دلجوئی زينت گلدان گل گاهي گياهي بيش نيست
گاه تقدير است و گاهي اشتباهي بيش نيست
بر زمين افتاده برفي از دل تاريك ابر
رو سپيدي جسته از بخت سياهي بيش نيست

  • شعر را ۱۱ نفر ۲۴ بار خوانده اند.
  • اشکان آصف ، صدیقه میری و 2 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

نماز شب

حسن رحمانی نکو دعایم کن که محتاجم
دعایم کن همین حالا
دعایی با صدای شب
صدایم کن همین حالا
ز می مستم به تو بستم
دلی از جنس ماه شب
دلی با شوق فرداها
فدایم کن همی

  • شعر را ۳ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

تخت شاهیِ دل

نسرین عبادسبحانی ( عبادی )
تو که هستی به شوق آرزوهام
شبا آویزونم رو دسته ماه
باشی ترسی ندارم از شب تار
تا تو هستی چراغ روشن راه
نباشی بی

  • شعر را ۳ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

باده

معصومه عرفانی گفتم باده چاره گر غم شود ، نشد
زین باده آتش جگرم کم شود ، نشد
میسوزم همچو شمعی در این دیار
شوریده دلم یکباره گم شود ، نشد
دیوانه شد دل من کنج ا


کوچکم

زمین یا اسمان
برای من
فرقی نمی کند
در اوج تنهایی
که امواج تنهایی
مرا؛ با دست های سردشان میفشرند
تنها
برروی زمین مینشم
و به اسمان مینگرم

  • شعر را ۳ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

.............

سجاد خزایی چشم هایت
مرا به دورترین ستاره گره میزند
آنجا که نزدیکترین خاطرات کودکی
اشراق چشم های تورا
خیال میکند.
تا

  • شعر را ۱۳ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 8 نظر در این شعر درج شده است

سوگ

عباس قرایلو در سوگِ کوتاه شدنِ قَد سایه هامان
شمع روشن کردیم
تا به خیالِ خودمان
به خورشید
تسلی بدهیم
انجمادِ چشمهامان
یادتان هست
دستهامان
سایبانی شد
ر


گاهی وقتا ...

محمد رضا باغیشنی گاهي وقتـــــا
با يه رويـــــا
ميشه خورشید
شدو فهمید
*****
من همون خورشيدم
که تورو ستاره ديدم
ميون سراي هستي
من فقط نوره تو دیدم
تویه اون ش

  • شعر را ۷ نفر ۲۲ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

باران عشق


ای ابر آسمان بارشی کن بر نومیدی بر دلم
که آرام بگیرد تشنگی بر خاک من
باز هم گلی پاک می شوم
ای ابر پاک بر خاک من باریدنی بکن
تا بارشی

  • شعر را ۲ نفر ۱۴ بار خوانده اند.

ت اسلی ِ قسم

مهدی محمدزاده ت ِ که گتی تسه ش ِ جان ِ دمه
ت ِ که گتی تره تنها نهلمه
ت ِ اسلی ِ قسم، م ِ دل رو راسه
کئو دل مگه وه تجا چی خواسه
خواسه که منو ت ِ مزل روشن بو

  • شعر را ۲ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

آمده ام

لیلا مهذب من آمده ام ....خسته و پریشان و زار....
از انتهای بی کسی ها...
تا نهایت تنهایی...
آمده ام تا شب را بشکافم و از روزنه هایش
نور امیدی پیدا کنم به سو

  • شعر را ۱۱ نفر ۲۲ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 6 نظر در این شعر درج شده است

درد دل

(( درد دل را به که گویم که دوایی بدهد ))
راز دل را به که گویم که صفایی بدهد
صاحب صومعه و خانه ی زهد است او
باشد کآن شاه به بنده ردایی بدهد
دوست دا

  • شعر را ۲ نفر ۹ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

جذر و مد

رضا حیدری نیا ره ِ اشکم بجز وصلش به چیزی سد نمی گردد
به وصلش هم اجابت نیست ، گرچه رد نمی گردد
دلارامی ِِاو جادوست ، ورنه در دل ِ فانی
بقای عشق در یک دل ، دگر ا


وصف تو

ای شوق زندگی
ای تب و تاب جوانیم
ای که سالهای سال امید زندگانیم
ای ساقه و ریشه،ای اصیل
ای که میدانی خون این جان و تنی
ای درخت پر بار بی غرور
ای ک

  • شعر را ۱ نفر ۱۱ بار خوانده اند.

قصیده

محمد مهدی اورسجی اه ...
بلند ترین قصیده زندگی ام
اه هست و
اه ...


گم کرده راه

علیرضا دوستدار باز دور از همگان ساکن میخانه شدم
تا به دیدار رخش همدم پروانه شدم
شاید از جام شرابش به من خسته دهد
از سر شوق نگاهش همه دیوانه شدم
بس که ازردم ان سر

  • شعر را ۵ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

صدا

چشم های بسته به تخت سیاه
و خط راست کج شده
و این ذهن های مختلف
چگونه جانشین تو خواهند بود
چگونه
زمان می گذرد
و به بیرون نگاه می کنیم
به فضای آلو

  • شعر را ۲ نفر ۱۲ بار خوانده اند.

سفر با هر که خواهی رو نه با خود ، نا خدا باید

رضا رحیق جنون در حد عشق آن نگار مه جبین ، دل را
به حیرت می برد، مهرش ، پگاهی بر یقین دل را
سفر با هر که خواهی رو نه با خود ، نا خدا باید
که بر امواج و م


علم و عمل

صادق عماری آزاد و رهائی ، اگر از علم پری
راهی بروی ، تا به اسارت نخوری
هر بار ، اگر بهره ز دانش بردی
هرگز نه روی کج ، ز راهت نبری


دلواژه

تقي جهانبخشي
حریرِ غروبِ چشمانت
دلواژه تب می کند
سینه تب خال !
داغ نگاهت
می کُشد و زنده می کند دلم !
شعله ی قلبم
پای نرگس ِ خمار می پیچد
می تپد پلک دلم

  • شعر را ۵ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • مریم راد ، و 2 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

....رفت....

امیرحسین زاهدی میمندی از لبانم خنده را برچید و رفت
بر خیالات دلم خندید و رفت
روح بی حجم مرا تسخیر کرد
خاطرات کهنه را بوسید و رفت
با نگاهش تا تلاقی شد دلم
از نگاهم

  • شعر را ۶ نفر ۱۸ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

لاله

زینب خزایی پول نرگس ها که درو شد
زنبق کبود رویید
لاله چرا وحشی شد...؟!

  • شعر را ۹ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

دلخوشیم!؟

سفره دل ما
صفر نا خوش است
صفر حرفی برای گفتن ندارد
از قدیم تا کسی کنارش نبود
هیچ نبود
این روزها اگر باشد
منفی می خورد
کسر می شود
تقسیمهایش به

  • شعر را ۱ نفر ۱۴ بار خوانده اند.

سیاه مشقهای تو سپیدی عشق منند(برای استاد رهبران )


شکایت نی ،حکایت جدایی هاست
شمیم وصل دارد وآذرخش ِفراق
پریشانی مرا شکیبی نیست
در غربت آباد کویر مرا بات

  • شعر را ۴ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

صدا

الهام کشاورز انگشت ها رها در هوا هرزه وار می رقصند
و بر سپید کاغذ دلت
خروار خروار توله واژه می زایند
صداها چه ناجوانمردانه می نوازند
.
سنگینم از این همه نغم


بیا تا نرفتم از دست...!

شک نکن که قلبِ خستم،توی دام تو اسیره
بخدا اگه نباشی، از غم دوریت می میره
تو میدونی تو دل من،چه غمی نشسته جونم
تو خودت می دونی بی تو،کفترِ بی آب و د

  • شعر را ۶ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

من گم شدم

ميترا-خان آبادي من گمشده ام
ديروز يا امروز ، چه اهميتي دارد !
به گمانم، بازوان ساعت، كه روي غم ايستاد، گم شدم
وميان خطوط منحرف زمان رها شدم

  • شعر را ۷ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 11 نظر در این شعر درج شده است

من لهجه ی دلت را خوب می فهمم

سکوت که می کنی
مردمک چشمانت
مانند بودایی فربه ،
فضای بیشتری ،
در معبد مقدس
چشمت ،
تسخیر می کنند
سکوت که می کنی
چشمانت ،عاش

  • شعر را ۷ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

چه کسی دوستت دارد؟

چه کسی دوستت دارد؟
چه کسی دوستت خواهد داشت؟
نمی دانم!!!!!
چه کسی دوستت دارم را در گوشت ارام زمزمه خواهد کرد؟
نمیدانم!!!!!
ای کاش دلمان
همانند دل

  • شعر را ۶ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

افکار پریشان

محمد ملاکی نوزاد در بهار تنهایی
لب به شکوه باز آمد
تا زدل همی پرسد
ای شکسته و غمگین
از چه رو پریشانی
دل کمی مس مس کرد
ناگهان ز خود غرید
گفت من در این دنیا
هیچ

  • شعر را ۳ نفر ۱۰ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

بابا آب داد

نسرین دوره یادم هست
روز اول که خواندم بابا
از مدرسه تا خانه یک ریز دویدم
سر مشق ان شب ما
3صفحه از درس بابا بود
که من...
با شوق ولی بی معنی می نوشتم
بابا آ


بهانه

حسین علی ابادی می اندیشید به ان لحظه که برگشت نداشت
می رفت به ان راهی که باز گشت نداشت
رسیدن به ان همه خوبی
گذر از کوه و در و دشت نداشت
بهانه جویی ها به این دنیا

  • شعر را ۲ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

فعل ..

سید عبدالرحیم حسینی فعل ..
.
از تو که مینویسم ،
ماضی ها و مضارع ها کلماتم را بغض آلود میکنند
و من ،
آرزوی حال ساده را دارم...
28/2/91


من مست جمال آن علی ام چه کنم ....

من مست جمال آن علی ام چه کنم
مجنون به کمال آن علی ام چه کنم
*****
دست و پا بسته به عشق آن ولایم هستم
مانده بیمار به درمان علی ام چه کنم
*****

  • شعر را ۲ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

تومور

تمام

علم دنیا هم

که

دست به دست هم دهد

درد من

علاج نمی شود

فقط

این تومور بغض را

بردارید

دارم خفه میشوم




  • شعر را ۷ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

قطره

روزی از روزها
داخل جنگل
تو بیشه زار
تو آبشار خیالم
یک مرغابی ای بود
کنار آن یک قطره بود
آن قطره ، به رنگ خون
قطره مثل یک بلور
شفاف، بی ریا
مث

  • شعر را ۲ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

شاعری شعر نگفت

ابراهیم سبحانی دل همسایه من
شادنبود
سفره ای پهن نکرد
شام نبود
نه کسی شدنگران
نه کسی زار گریست
سر کوچه
دل خود را عابری تنگ نکرد
دل هیچ رهگذری درد نکرد
شاعر


گفتم...

گفتم دلم بدون تو نابود مي شود
حس غزل سردو غم آلود مي شود
گفتم كه هجر قاتل من مي شود ، عزيز
عشق و وفا حلقه مفقود مي شود
مي خواستم همسفرم با

  • شعر را ۶ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

گاهی

گاهـــی


ماندن مردانگی استـــــ


و گاهی رفتن ....

  • شعر را ۵ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

کافکا

بالهایش را

با تعجب نگاه می کرد

گرگور سامسا

که این بار پروانه شده بود


  • شعر را ۱ نفر ۸ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

دیگر

دیگر به سرم خیال رفتن نیست

گویی که دگر روح شیطان نیست


دیگر خبر از موج و طوفان نیست

ازلطف خدا دلم سرگشته و حیران نیست



  • شعر را ۲ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

چگونه خیره به چشمان ساحر تو شوم

دل و دماغ نمانده که شاعر تو شوم
برای اینکه بمانی مسافر تو شوم
طلسم چشم تو دست و دل مرا بسته
چگونه خیره به چشمان ساحر تو شوم
چقدر فاصله دار

  • شعر را ۳ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

برملا

الا یا ایها الساقی دلم پر درد واسقاطی
به من شکوه نکن یارب منم ان یار دارابی
اگر یا رب شوی یارم میشم ان ترک شیرازی
که دنیاتو به او

  • شعر را ۴ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

کجای این . . .!!

پوریا نادری چقدر زود خسته شدیم
چقدر زود از یاد رفت
و راهی باقی نماند تا برود و فریادی تا حتی صدا کند
آی آدمها . . .
تو دوست داشتی حتی یک نگاه را ، تو میخواندی

  • شعر را ۱ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

خیال بیخیالی

ياسمين برقي کاسه ات شکستم
جمع کن
خسته ام
از
دروغهای تکراری...
تو
هم
مجنون نخواهی بود...
بیخیال عشق ،
لیلی

  • شعر را ۷ نفر ۲۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

یه کاری کن

سینا داوود نژاد
برای این دل خسته
واسه تنهایی دستام
بیا برگرد ، یه کاری کن
بدون تو چقدر تنهام
واسه این حال داغونم
واسه تقویم بی فردام
شده حتی با دروغی
بگو

  • شعر را ۳ نفر ۸ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

دلتنگی


دلتنگیت دردیست ویرانگر
این درد، طوفان است
یخ میزنم در خود
عریان و بی سایه
این درد در جان است
چشمان من در خواب بیدار است
این درد، آوار است
دن

  • شعر را ۳ نفر ۹ بار خوانده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

ریش و ریشه

مرتضی مراد‍‍‍‍‍‍‍‍‍پور
ریش و ریشه

نمی دانم چرا ، اما پر از احساس تشویشم
سوالی دارم و هر دم به پاسخ ها می اندیشم

اگر بر ریشته تاکید است ،چرا هنگام مشکلها


ديدار

اي هلال زيبا.
نور ماهت درخشيده در آسمانم.
اي پرنده ي در افق پرواز.
اي گل رقصيده در بهار.
كودكي بودم در گلستان شادي ها.
در كوي تو چه لحظه هاي خوشي


افسوس

چه مي شد اتفاق ساده عشق
مرا غرق غم و ماتم نمي کرد
اگر من بي خبر از عشق بودم
شرار عشق هم يادم نمي کرد
**
درون سينه اي بي عشق مرده است

  • شعر را ۳ نفر ۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

شعر مورد دار...

یوسف افشین
از چاپ شعرهای مورد دار معذوریم
گفتم،برای یکصدمین بار،معذوریم
دنبال دردسر نمی گردیم بیخودی
سردردمان نده که ما بسیار معذوریم
از نوک تیز ای

  • شعر را ۵ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

من درختی می شناسم از نور

حسن وحیدی منش من درختی می شناسم از نور
تنه اش پر زخم است
و از آن خون خدا می ریزد
و چنان رعنا است
که من آن قامت را
با دو چشم خود ندیدم هرگز
ریشه هایش تاب خورده

  • شعر را ۵ نفر ۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 7 نظر در این شعر درج شده است

تعداد صفحه:(5100):