چرا باید بمانم

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    
چرا باید بمانم
چه کس گفته است که باید بمانم
آیا او خود تا به حال بوده است آنچنان که من بوده ام
در اوج هایی همه از داغ و حسرت و حرمان
در فراغ خویش از خویش
در شایدهایی بیشمار
در لحظات سرد انکار
شاید او معنی را یا فته است
پس چه ربط دارد بو دش به من
شاید کلام مقدس را خوانده است
پس چه ربط دارد بودش به من
اگر او می تواند بخندد و بگوید بی خیال
اگر او می تواند که بگذرد از جنازه های دیگران
اگر او بر دستی طناب دارد و در طبقی اسامی اعدامیان
پس چه ربط دارد بودش به من
من بی اختیار می گریم
من بی اختیار می رنجم
من بی اختیار می گریزم
هنوز هضم نکرده گریه یک کودک
هنوز هضم نکرده ناله و شیون یک مرد
هنوز هضم نکرده سکوت دیگران بر این نقش
شروع می کنم هر شب لعن خویش
شروع می کنم هر شب نفرین بر این دیگران
شروع می کنم هر شب فحاشی بر این زمان
کجا تو مرا می شناسی
مرا که برای بر نخواستن براین تکرار
به استغاثه نوبت به نوبت سر زده ام
از درگاه متبارکین
خدا و جن و پری و ابلیس و شیطان
شرم ندارم که بگویم خسته ام
شرم ندارم که بگویم می ترسم
شرم ندارم که به گویم من شکست خورده ام
اما همچنان بر سرزمین خویش مانده ام با هزاران فاصله از تو
سرزمین درد
سرزمین زجر
سرزمین تر دید های مرگ آور

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   


پخش کننده آهنگ با مرورگر شما سازگاری ندارد قادر به پخش آهنگ نمی باشیم.

رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

سهیل (19/8/1389),

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.