تابوت

تابوت روح من
ميگذرد از حيات تو و تو
كنار راه من ايستاده مينگري
به روزي كه شب را
با تو به سر ميبردم
تابوت من تا بوي تو را
ميشنود مي ايستد
تو ترانه ماندن و من
مرثيه رفتن را ميخوانم و
در آخرين پاراگراف قصه مان
من در حضور تو
در چشمهايت دفن ميشوم
امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

2

حسین محمدی , مهرداد بهار ,


این شعر را خواندند (اعضا)

امیر علی ابراهیمی (3/7/1390),امیر علی ابراهیمی (3/7/1390), مهرداد بهار (4/7/1390),محمد خاني (4/7/1390),مهناز سعیدی (4/7/1390),علیمحمد پورحسن (4/7/1390),حسین محمدی (4/7/1390), (4/7/1390),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
شاعر تمایلی به نقد شعر ندارد لطفا در ارسال نظر به این نکته توجه کنید.