تو چرا ...

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    
چراغم را نیز ، تو ببر
من با عصایی به دست ، می بینم
و از آن مردانم
که دگر گریه به دل ، خنده به لب میمانم
تو چرا
با آن همه چراغ در ابتدای راه مانده ای ؟؟
---
؟؟
امتیاز: 2.5 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  تاريخ ثبت و شماره سريال شعر لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

علی محمدی (23/12/1387),

نقطه نظرات

نظرها

نام: زهرا طهماسبی(پریشان)ب   ارسال در سه شنبه 11 تير 1387 - 11:27

سلام بر محمدى گرامى.واقعا تصویر شعرتون قوى بود.دستمریزاد.
@};-

0
0



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.