وقتی بمیرم
لحظه هایم را
تکه تکه کنید.
در ابتدای زمین بمانید!
سهم خود،بردارید.
تلفظ شیرین تان مبارک!
مهربانانه
بوی تبر بر گردنم بیاو
انکار
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
شاید
شاید من شاعر باشم ، شاید !!
شاید
شاید من آدم باشم ، شاید کمی !!!
شاید
شاید من دوستت داشته باشم ، شاید کمی فقط !!!!
شاید
شاید
شاید من عاشقت ... !!!!!
نه
نه
نه این یکی را نیستم
شاید به قول شاعری :
چیزی ست ، حس مبهمی شبیه احساس نیاز
شبیه ترس از نبودن در حال
---
؟؟
این شعر را خواندند (اعضا)
! (7/7/1387),اميد صباغ نو (7/7/1387),سایه ای بی انتهاا(سارا) (7/7/1387),ژيلاـبهار (7/7/1387),ميثم زارع (7/7/1387),کاپلان (7/7/1387),علی محمدی (23/12/1387),
نقطه نظرات
نظرها
نام: امید صباغ نو
ارسال در یکشنبه 7 مهر 1387 - 19:06
على جان سلام
شاید من بتوانم فقط نظری بنویسم و بروم ... البته شاید ... اما این تو هستی که حس مطلق این شعر را میدانی ... و شاید هیچ کس غیر تو دلیل تولد این شعر را نداند.... لبته شاید ها بسیارند . به قول سید علی صالحی:
حرف بسیار ، وقت اندک ، آسمان هم که بارانیست!!
شاد باشی















