وقتی بمیرم
لحظه هایم را
تکه تکه کنید.
در ابتدای زمین بمانید!
سهم خود،بردارید.
تلفظ شیرین تان مبارک!
مهربانانه
بوی تبر بر گردنم بیاو
التماسه عاشقانه
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
سر نَهَم لحظه ای ، بَر سینه اش
من شدم رسوای عالم ، ای فلک
او شده معبودِ من ، من بنده اش
او چو شمع و من شدم پروانه اش
او چو دریا و منم چون قایقش
من نخواهم که رود از دست من
پس چو آهویی دوانم ، در پی اش
عمر خود را من فدایش میکنم
دیدگان را ، خاکِ پایش میکنم
روز و شب هر لحظه یادش میکنم
قلب خود را من به نامش میکنم
شوق هر امروز و فردای من است
او همان رویای ، رویای !!! من است
دوستش دارم ، با یاد او من زنده ام
هرچه من گویم در وصفش کم است
---
؟؟
این شعر را خواندند (اعضا)
علی محمدی (14/10/1387),سعيد بهروزنيا (14/10/1387),سکینه کاشانی(شبنم) (14/10/1387),فرزانه فاضل(رها) (14/10/1387),(شهرزاد) واحدي (4/11/1387),














