چشمانت...

عشق را با عسل آمیخته در چشمانت
هر چه دارد همه را ریخته در چشمانت

هرچه پیغمبر ِ ناآمده مانده ست به عرش
پشت در پشت ، برانگیخته در چشمانت

شیرهای یله را از نفس انداخته است
گله ی آهوی بگریخته در چشمانت

پلک ، بر پلک ، مژه ، بر مژه سرمه!ای ناز
این همه پرده که آویخته در چشمانت؟

ای سیه پوش ِ تو من! داغ چه کس افتاده ست –
بر دل ِ مردم فرهیخته در چشمانت؟


بی جهت نیست به چشم تو نیامد غزلم!
آن غزل چیست خدا ریخته در چشمانت؟!

امتیاز: 4.8 از 5 (مجموع 4 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

محمد حسين ملکيان(فراز) (21/4/1389),محمدحسن چگنی زاده (21/4/1389),عباس استیری (21/4/1389),محمدحسن چگنی زاده (21/4/1389),بی تا اميری (21/4/1389),بهاره بهاری (21/4/1389),مهدی خطیبی (21/4/1389),مهناز شفیعی (21/4/1389),علی رحیمی (21/4/1389),سید مهدی حبيبی (21/4/1389),هودیسه حسینی (21/4/1389), توکل مشکوه {مشکات} (21/4/1389),کتایون وکیل خانی (21/4/1389),آرش سیفی (خاک) (21/4/1389),پرستو جمشيدی (21/4/1389),عليمحمد پورحسن (21/4/1389),آیدا فرشادی(باران) (21/4/1389),احمد قليزاده (21/4/1389),مصطفی خزایی (21/4/1389),محمدتركمان(پژواره) (21/4/1389),کتایون وکیل خانی (21/4/1389),سيد مهدی نژاد هاشمی (21/4/1389),سميرا(ساده) (21/4/1389),علیرضا سراج الدین (21/4/1389),‌آزاده آرامی (21/4/1389),عباس استیری (21/4/1389),سينا (21/4/1389), مینا . ح ( آئیژ) (21/4/1389),کتایون وکیل خانی (21/4/1389), مینا . ح ( آئیژ) (21/4/1389),پگاه عامري (21/4/1389),سیمین پاشا (21/4/1389),اميد صباغ نو (21/4/1389),مازيار قاضي زاده (21/4/1389),حسین رجب دُری (21/4/1389),‌آزاده آرامی (21/4/1389),مرضيه(گل یخ) (21/4/1389),مهدی صادقيان (21/4/1389),محمدحسن چگنی زاده (21/4/1389),احسان فریدونی (21/4/1389),اميد صباغ نو (21/4/1389),حميدافسرده.ريوار (21/4/1389),مهناز طلاچیان (21/4/1389),شهلا علیپور (رثان) (21/4/1389),امير شکيبا (21/4/1389),ساجده جبارپور (21/4/1389),مریم میم (21/4/1389),کتایون وکیل خانی (22/4/1389),مسعود حاتمی (22/4/1389),زهراشعبانی (22/4/1389),حبيب فرقانی (22/4/1389),شیدا.الف (22/4/1389),پگاه عامري (22/4/1389),بی تا اميری (22/4/1389),اميد صباغ نو (22/4/1389),ستاره فدوی (22/4/1389),امين نوروزی (23/4/1389),مصطفی هادی زاده (26/4/1389),فرانک.ص (17/5/1389),فرانک.ص (3/6/1389),احسان محبی (6/6/1389),ساجده جبارپور (7/6/1389),فاطمه روحی (12/11/1389), توکل مشکوه {مشکات} (25/11/1389),عبدالرضا بابامحمودی (23/12/1389),حسین محمدی (11/9/1390),حسین محمدی (1/10/1390),حسین محمدی (23/10/1390),

نقطه نظرات

    نظرها

  • محمدحسن چگنی زاده کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 07:10 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمدحسن چگنی زاده سلام
    جناب ملکیان گل اصفهان ، شاعر کاشف و دوست داشتنی
    غزل ات با نگاهی تکثرگرا زوایایی تازه از هنر را بر چشم هر خواننده ای می گشاید.کاشف است و ره گشا .
    - موسیقی درونی و بیرونی استادانه است بدون هیچ خدشه ای.
    با هم به زیبایی برخی از واژه ها و عبارات بنگریم:
    / عشق و عسل و آمیختگی در چشم /
    بسیار معناگرایانه است.

    کس عسل بی​نیش از این دکان نخورد
    کس رطب بی​خار از این بستان نچید . حافظ

    شیرینتر از این لب نشیندم که سخن گفت
    تو خود شکری یا عسلست آب دهانت . سعدی

    شاعران بزرگ ما از واژه ی عسل به زیبایی در شعر استفاده کرده اند و فراز عزیز نیز با ترکیب واژه ی عسل و چشم ، حجم معنایی و تصویر نادری را عیان می کند.
    - ساختار شعر زیبا و فضای حسّی بسیار لطیف و ظریف است.
    -بیت دوم: شکوه شعر است و نقطه ی عطف صحنه ای است مستقل و ناآمده که فراز عزیز در مخیّله ی بزرگ خود پرورانده است.آیا شکوهی بالاتر از این می توان یافت!؟
    - گله ی آهوان مأمنی آرام بخش یافته اند . پس از هجوم شیرها در دشتی بدون پناه ، چشم بهترین پناهگاه است .چرا؟ چون شیرها جرأت نگاه کردن بدان را ندارند.
    - بیت چهارم: شاعر از این همه شکوه بهت زده شده است.پلک های عمود بر هم و مژه های محسوس ، درون چشم پرده شده اند . البته دقت کنیم که شاعر از درون چشم می بیند نه از برون آن.( حالا باید من و تو درون چشم برویم تا همراه شاعر ببینیم!
    -بیت پنجم: که بسیار جذّاب و در واقع فهم کلی شعر است و یلکه به نوعی می توان گفت:وجه تسمیه ی آن است ، اتفاقی است که شاعر در حال تجربه ی آن است.
    -بیت ششم : این بیت را باید آرام خواند . ماهیت آدمیان در پذیرش و تسلیم شدن در مقابل زیبایی هاست. فراز عزیز من نیز با آوردن این بیت سکوت معنا داری را با طرح پرسشی که خود از قبل می داند ، نشانه رفته است.
    با مهر.
    @};-

    0
    0


  • محمد حسین ملکیان(فراز) Members به محمدحسن چگنی زاده   در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:12
    نمایش مشخصات محمد حسین ملکیان(فراز) سلام بزرگوار
    خوشحالم که این غزل توانسته است شما را میهمان خود کند و پاى دلتان را به این صفحه بکشاند.
    این سایت به فرهیختگان و پیشکسوتانى چون شما نیاز دارد چراکه زوایاى دیدتان به سوى خوبى ها و زیبایى هاست و دلتان عارى از هر نوع قصدخصمانه.
    سپاسگزارم
    بر بنده منت نهادید
    امیدوارم بتوانم با کمک شما و دیگر دوستان بهتر از این باشم
    سر ف ر ا ز باشید
    در پناه محراب جانها@};-

    ارسال پاسخ


  • فرناز ابراهیم زاده کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 09:45 نوشتند:
    نمایش مشخصات فرناز ابراهیم زاده سلام جناب ملکیان
    غزل خیلی زیبایی بود.از خوندنش لذت بردم.
    ابیات ۲-۳ -۵ و ۶ فوق العاده بودند.مخصوصا بیت آخر.
    فقط بالاخره نفهمیدیم رنگ چشم عسلی بوده یا مشکی؟;)
    موفق باشید @};-

    0
    0


  • مهدی خطیبی کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 10:16 نوشتند:
    نمایش مشخصات مهدی خطیبی فراز جان درود بر تو
    خواندم غزلت را . نقد محمد حسن جان چگنی زاده عزیز نیز بر حلاوت آن افزود . می خواستم که مطلبی پیرامون این غزل بنویسم ...با خود اندیشیدم که کسی نمی خواند ...می دانی چرا این را می گویم ...باری گفتم همین جا می نویسم و به نکاتی اشاره می کنم .
    شادم بارهای بار گفته ام شادم که می بینم انچه را که در ذیل شعرهایت قلمی کرده ام ، خوانده ای . به جان دریافته ای و پذیرفته ای و مهمترین آن آشتی با زبان است و این باور که شاعر باید از تمام ظرفیت های زبان استفاده کند . واژه یک کنش است و شاعر برای آن که آنچه را در اندیشه دارد ، عیان کند از واژه استفاده می کند .البته نباید از این مطلب دور افتاد که گستره واژگانی و بافت خود شعر بسیار اثرگذار است
    تو به زبانى سهل و ممتنع دست ىافته اى با کشف هاىى جالب و بدىع. بندوتو کروچه در کلىات زىباشناسى مى گوىد: هنر چىزى جز دىد ىا شهود نىست
    غزلت بر ارکان عروضی : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بحر رمل مثمن محبون محذوف استوار است . غزل مردف است و ردیف اسمی است . کسانی مثل رضا و امید که غزل کار کرده اند به خوبی می دانند که ردیف اسمی ردیف بسیار سختی است و نیاز است که شاعر به یک تشکل ذهنی و یک ورزیدگی زبانی رسیده باشد تا ردیف لنگی نزند و تو به اىن ورزىدگى و تشکل رسىده اى
    بافتار تغزلی آمیخته با فرم و ذات غزل در این شعر جلوه گری خاصی دارد
    عشق را با عسل آمیخته در چشمانت
    هر چه دارد همه را ریخته در چشمانت
    کشف های مضمون یابانه را به راحتی می توان در این غزل دید . کشف هایی که از تمام ظرفیت های زبان استفاده کرده است
    شیرهای یله را از نفس انداخته است
    گله ی آهوی بگریخته در چشمانت
    ساختار تقابلی بیت : شیر/ آهو و ارجاع تاریخی بیت به یک سنت سترگ ادبیات کلاسیک چشم /اهو بسیار زیباست ... استفاده از ظرفیت زبانی بگریخته همسو با از نفس انداختن و مضمون است ...می دانی بارهای بار گفته ام که متاسفانه امروز برخی از نااگاهان بر یک واژه درنگ می کنند بی ان که وحدت اندام واری را که آفریده شده است ، بنگرند . بارهای بار به تو گفته ام شاعرى قدرتمند است که از تمام ظرفیت های زبان استفاده کند .
    مسیری که قدم نهاده ای مسیری درست است . مسیری که غزل اصیل و غزلسرایان اصیل در این مسیر قدم نهاده اند .
    برایت بهترین ها را آرزو می کنم
    پیروز باشی

    0
    0


  • محمدحسن چگنی زاده Members به مهدی خطیبی   در دوشنبه 21 تير 1389 - 10:41
    نمایش مشخصات محمدحسن چگنی زاده سلام
    مهدی عزیز من
    در این روزگار بی نفس ، غزل خوب گفتن کار آسانی نیست. فراز عزیز از غزل گویان و رباعی گویان اندک اند . یادمان باشد ما در سرزمینی زندگی می کنیم که سالیان گذشته حافظ و سعدی و مولوی و . . .در آن زیست کرده اند و فراز ما فرزند همین هاست.
    فراز عزیز نه تقلید می کند و نه جامد می ماند . او شاعری است با سه نگاه مشترک:
    - یکی نگاه به گذشته
    - دیگری نگاه به حال
    - سومی نگاه به آینده
    به امید درخشش بیشتر این شاعر جوانمان

    ارسال پاسخ


    محمد حسین ملکیان(فراز) Members به مهدی خطیبی   در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:19
    نمایش مشخصات محمد حسین ملکیان(فراز) سلام بر مهدى خطیبى عزیز و مهربان
    همیشه و در بدترین حالت کسانى هستند که نیاز به دانستن را در خود یافته و در پى آن باشند. پس بنویس و بنوبیس.
    حضور شما و بزرگوارانى چون جناب چگنى زاده و جناب خزایى و... باعث مى شود قلم ها آگاهنه برقصند و شعرها قدرتمند شوند.
    سپاس از لطف همیشگى تان
    سر ف ر ا ز باشید
    @};-

    ارسال پاسخ


  • علی رحیمی کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 10:26 نوشتند:
    نمایش مشخصات علی رحیمی سلام جناب ملکیان عزیز
    شعرتان را خواندم و لذت بردم
    شاد باشید

    0
    0


  • آرش سیفی (خاک) کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 11:11 نوشتند:
    نمایش مشخصات آرش سیفی (خاک) درود بر تو فراز عزیز
    دوستان گفتنی ها را گفتند
    واقعاً شعر زیبا و جانداری بود
    کلامتان خیلی شیرین است
    بدرود@};-

    0
    0


  • علیمحمد پورحسن کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 11:39 نوشتند:
    نمایش مشخصات علیمحمد پورحسن سلام

    غزلى زیبا وبا ویژگیهاى یک غزل روح انگیز از شما خواندم

    بسیار لذت بردم

    0
    0


  • احمد قلیزاده کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 12:59 نوشتند:
    نمایش مشخصات احمد قلیزاده سلام
    جناب ملکیان غزل زیبایتان را خواندم بسیار دلپسند ،دارای تصاویر زیباواستوار بود هر چه گشتم در میان بیت ها شاه بیت انتخاب کنم نشد چون بیت ها تقریبا با هم پهلو می زنند به شما تبریک می گویم
    اما دو مورد را لازم به مطرح شدن دیدم
    ۱-هر چه پیغمبر نا آمده مانده ست به عرش
    این که انبیا از عرش به فرش نیامده اند ...
    ۲-در مورد بحر غزل شما جناب خطیبی عزیز فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (بحر رمل مثمن مخبون محذوف ) نوشته اند بحر را درست نوشته اند اما وزن آن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن صحیح است وفاعلاتن که در رکن اول تمام مصراع های شما آمده است از اختیارات شاعریست شما در هیچ کتاب عروض این بحر را بدین شیوه که جناب خطیبی گفته اند نخواهید یافت


    یاد باد آن که زما وقت سحر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد


    می بینید وزن همان وزن غزل شماست اما رکن اول مصراع اول (فاعلاتن) بااستفاده از اختیارات شاعری آمده است در حالی که در مصراع دوم رکن اول همان فعلاتن هست

    پایدار باشید

    0
    0


  • مهدی خطیبی Members به احمد قلیزاده   در دوشنبه 21 تير 1389 - 13:22
    نمایش مشخصات مهدی خطیبی جناب فلیزاده
    درود بنابر انچه دکتر خانلری می فرماید در کتاب وزن شعر فارسی فعلاتن به دست آمده از فاعلاتن مخبون است . این را می توانید در کتاب وزن شعر فارسی دکتر خانلری و در پانوشت صفحه ی ۳۵ کتاب اشنایی با وزن عروض و قافیه دکتر سیروس شمیسا نیز بیابید . ضمنا در کتاب زحافات شعر فارسی دوست فاضلم زضا عبداللهی نیز که توسط انتشارات امیر کبیر منتشرشده است اشاره می کند که می توانیم هم این بحر رمل مثمن مخبون محذوف را با ارکان فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن و هم فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن بیاوریم . دو دیگر نفس اختیار بر همین منوال است یعنی شما اگر معنی اختیار را بشکافید در خواهید یافت که شاعر مختار است به جای فعلاتن در رکن اول هر مصراع فاعلاتن بیاورد. وفتی این اختیار هست در نامیدن آن نیز این اختیار وجود دارد.
    پیروز باشید
    و سپاس

    ارسال پاسخ


    احمد قلیزاده به مهدی خطیبی   در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:57
    باسلام

    جناب خطیبی عزیز ما هر دو در روی یک نکته موافقیم اما تعبیراتمان کمی متفاوتند
    پاینده باشید

    ارسال پاسخ


    محمد حسین ملکیان(فراز) Members به احمد قلیزاده   در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:26
    نمایش مشخصات محمد حسین ملکیان(فراز) سلام جناب قلى زاده
    این نظرات براى من بسیار ارزشمند است. اصلا دلیل اصلى شعارگذاشتن بر این سایت ، استفاده از نظرات سازنده است.
    در مورد مورد اول با شما موافق نیستم. چراکه انبیا نوری هستند که هبوط کرده اند. و هبوط همان نزول است. کتب آسمانی هم نازل شده اند . آیا این به معنای آن است که از عرش به فرش آمده اند؟ خیر
    و نکته ی دیگر اینکه در آن بیت بنده اصلا حرفی از به فرش آمدن نزده ام ! سخن از برانگیختن است و اعجاز.
    در مورد مطلب دوم جناب خطیبی توضیح کامل و لازم را داده اند. از شما و ایشان سپاسگزارم.
    لطفتان مستدام.
    دستتان را به گرمی می فشارم
    سر ف ر ا ز باشید
    @};-

    ارسال پاسخ


    احمد قلیزاده به محمد حسین ملکیان(فراز)   در دوشنبه 21 تير 1389 - 15:04
    سلام فراز عزیز
    نظرتان برایم محترم است اما تفاوت سلیقه در میان است
    دوستتان دارم عزیز شاعر بمان و به اتاق ما نیز سری بزن
    روی ماهت را میبوسم
    اما نمی دانم از شهر سراب به کدام شهر دارم بوسه می زنم

    ارسال پاسخ


    امید صباغ نو Members به محمد حسین ملکیان(فراز)   در دوشنبه 21 تير 1389 - 19:37
    نمایش مشخصات امید صباغ نو شعار نه، شعر!
    اشکال تایپی قبیح داری فرازم!!!

    ارسال پاسخ


  • مصطفی خزایی کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 13:04 نوشتند:
    نمایش مشخصات مصطفی خزایی سلام بازهم سلام
    شعرت خوب بود و تصاویر بسیار عالی و تغزل در شعر .......
    اما من بابیت
    پلک بر پلک ...............
    آخر مصرع سرمه !ای ناز مشکل دارم / شاید
    به خاطر تکنیک منادایی کار شماست که دیگر قدیمی شده در ضمن در این بیت و بیت بعدی زبان شما به گذشته بر می گردد .و در بیت آخر دوباره زبان به حالت اول بر می گردد.از این نوع غزل ها را در شعر های جناب مرزبان می توان زیاد دید
    در کل دست مریزاد امیدوارم که شما دیگه لشگر کشی نکنید

    0
    0


  • محمد حسین ملکیان(فراز) Members به مصطفی خزایی   در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:16
    نمایش مشخصات محمد حسین ملکیان(فراز) سلام عزیز بزرگوار
    واقعا خوشحالم که بر این شعر نگاه کرده اید و نوشته اید.
    هر شاعرى به نقد سازنده نیاز دارد.
    لشگرکشى چرا؟ کسى به سمت دوستى که اینچنین صادقانه نظرش را مى نویسد و دست شاعر را مى گیرد لشگرکشى نخواهد کرد.
    بخاطر نقد سازنده تان سپاسگزارم و دستتان را به گرمى مى فشارم.
    امیدوارم لطفتان مستدام باشد. و من هم بتوانم جبران کنم.
    سر ف ر ا ز باشید
    @};-

    ارسال پاسخ


  • توکل مشکوه {مشکات} کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 13:07 نوشتند:
    نمایش مشخصات توکل مشکوه {مشکات} محمد حسین ملکیان(فراز) عزیز

    شعر هاى تو را همیشه دنبال میکنم

    ولى این شعر را بارها و بارها خواندم و از لذتش سیر نشدم

    در وصف نمی گنجد

    درود بر تو

    @};-

    0
    0


  • کتایون وکیل خانی کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 13:46 نوشتند:
    نمایش مشخصات کتایون وکیل خانی سلام / غزلت از اونایی بود که باید آروم خوند / یعنی مغز داشت /اما من نظرمو میگم/مصرع دوم مشکل زمان داری / آمیخته زمانش ماضیه اما دارد حاله / در ضمن فاعل مصرع دوم خداست / خدا اول هر چه داشت در چشم او ریخته //بیت سومت خوشگله//با بیت پلک بر پلک خیلی خیلی مشکل دارم / ناراحت نشیا اما کلاس غزلتو آورده پایین // مردم فرهیخته ی چشمانت / فرهیخته یه دفه وارد شعرت شده / به نظرم به بیت نمیاد / بیت آخر دو تا مصرع خوشگلنا اما انگار توی دو تا غزل جدا باشن// خوب خوب باشی@};-

    0
    0


  • عمران میری Members به کتایون وکیل خانی   در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:03
    نمایش مشخصات عمران میری سلام مخالفم در مورد زمان ...
    اما باقى حرفها درست به نظر میرسه
    غزل خوبه اما یه کم به بازبینى نیاز داره که مطئنم این اتفاق خواهد افتاد

    ارسال پاسخ


    محمد حسین ملکیان(فراز) Members به کتایون وکیل خانی   در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:38
    نمایش مشخصات محمد حسین ملکیان(فراز) سلام بر دختری که راحت می نویسد
    و من نگران این راحت نوشتن اش هستم.چون عکس العمل های جالبی در پی نخواهد داشت. شاید کمی تغییر در ادبیات نوشتاری تان بتواند دوستان را از حسن نیت شما آگاه کند.
    برای من همیشه همینطور بنویسید. من هیچ مشکلی با ادبیات شما ندارم. چون به خود یاد داده ام از نظرات و انتقادها آن ها که به کار می آید را استفاده کنم و از کنار مابقی به راحتی بگذرم. و در ضمن فرق کلام خیرخواهانه و دوستانه را با مغرضانه می شناسم و می دانم که شما از دسته ی اول هستید.
    سپاس از حضورتان
    سر ف ر ا ز باشید
    @};-

    ارسال پاسخ


  • ‌آزاده آرامی کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 13:48 نوشتند:
    نمایش مشخصات ‌آزاده آرامی سلام دست مریزاد بسیار لذت بردم
    موفق باشى

    0
    0


  • علیرضا  در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:19 نوشتند:

    0
    0


  • مینا . ح ( آئیژ) کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:22 نوشتند:
    نمایش مشخصات مینا . ح ( آئیژ) سلام جناب ملکیان

    یادتونه بهتون چی گفتم درباره بیت سوم این غزل ؟
    هنوز هم بر همان باورم که این بیت " فرازی" است بر خلاف برخی اشعار شما که تازگی ها طعم زبان شعری شما را ندارد !!! و من دلیلش را چیزی جدای از آن چیزهایی که بر شمردید میدانم .

    خیلی خوشحالم که بعد مدتها یه تغزل خوشگل خوندم ازت که تو این زمینه ید طولایی داری .
    با کتی موافقم درباره ی " فرهیخته " ، درست مثل همون " ترور " و " ********** " می مونه که خودت گفتی .

    موید باشی و همیشه رو فراز و متکی به خود

    0
    0


  • مینا . ح ( آئیژ) Members به مینا . ح ( آئیژ)   در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:53
    نمایش مشخصات مینا . ح ( آئیژ) دوباره سلام
    میخواستم بنویسم که بیت سومت منو به شدت یاد یه بیت از آقای " مهدی فرجی " انداخت که یادم رفت . خوب مگه چیه :) دوباره می نویسم :

    " گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس
    شیرها خاطرشان هست که آهوی منی "


    ارسال پاسخ


    محمد حسین ملکیان(فراز) Members به مینا . ح ( آئیژ)   در دوشنبه 21 تير 1389 - 17:21
    نمایش مشخصات محمد حسین ملکیان(فراز) سلام میناى عزیز
    سلایق متفاوت را در مورد این غزل به چشم دیدم
    گاهی شاعر مجبور است آنقدر با کلمات و زبان ها و زمان ها بازی کند تا بلبل زبان شود و زبان اصلی اش را بدست بیاورد.
    شاید من در این مسیرم
    و شاید هم:
    دیگر (فراز) نیستم این روزها عزیز
    افتاده ام درون سرازیرى‌ ِ (هبوط)

    سر ف ر ا ز باشی
    و دور از مرداب@};-

    ارسال پاسخ


  • کاظم وکیلی  در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:36 نوشتند:
    سلاااااام داداش محمد حسین گل
    شعرت عااااااالی بود
    عالی عالی
    با نظر جناب خزایی هم موافقم
    ولی در کل تووووووووووپ بود
    بیت 2 و آخری خیلی چسبید
    دمت جیز
    قربانت خودم!:* @};-

    0
    0


  • عمران میری کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 14:47 نوشتند:
    نمایش مشخصات عمران میری سلام
    دوست گرامى خواندن دو بیت اول غزل مرا وا داشت که دیدار شما و خواندن کل غزل بیایم
    .........
    غزل خوب شروع مى شود و این در غزلهاى امروز هنر است و یکى از خصوصیات غزل شروع خوب و طوفانى که شما از پس این امر بر امده بودىد اما متاسفانه غزل در مىانه دچار افت شدبدى شده و دو گانگى زبان اىجاد مى شود و متاسفانه سه بىت پاىانى خىلى قابل نىست اما حدس مىزنم که شما با کمى بازنگرى و ادىت مى توانىد اىن غزل را متحول کنىد

    0
    0


  • پگاه عامری کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 15:02 نوشتند:
    نمایش مشخصات پگاه عامری سلام آقای ملکیان

    خیلی زیبا و روان بود. مرسی

    من تصحیح غزل قبلیمو به سایت ارسال کردم و هم در وبلاگم هست
    لطفا بخونید و نظر بدید

    0
    0


  • حامد بهاروند کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 15:14 نوشتند:
    نمایش مشخصات حامد بهاروند سلام بر محمد حسین عزیز ملکیان
    چطوری داداشی؟
    اگر اسمت بالای شعر نبود عمرا نمی تونستم بپذیرم که این غزل مال تو باشه.زبانت کاملا عوض شده.امیدوارم مثل من گیج نشی و یه مدت بعد قلمت خشک نشه.من هم تو همین زبان بازی ها بود که نوشتن کلا یادم رفت!
    غزل محکمی بود.پر از حرف بود.همه چی داشت.قطعا اگه یه دویست سیصد سال زودتر به دنیا میومدی غزل ماندگاری می شد.
    همه چی خوب و درست کنار هم چفت شده بود الا مصرع آخرت که احساس می کنم نتونستی حرفتو زیبا بزنی.کامله اما زیبا نیست.حس سر هم بندی بهم دست داد فراز.خواهش می کنم بیشتر روش کار کن.ضربه نداره.حس می کنم که ترافیک تشبیه و استعاره و اینجور کوفت و زهر مارها باعث شده کلا بی خیال مصرع آخر بشی.
    همین
    برات آرزوی موفقیت و قشنگی می کنم!
    شاد باشی و باشی
    مربع21 مربع...

    0
    0


  • محمد حسین ملکیان(فراز) Members به حامد بهاروند   در دوشنبه 21 تير 1389 - 18:59
    نمایش مشخصات محمد حسین ملکیان(فراز) سلام حامدم
    خوبى؟
    چه خبر؟
    اولا که *۲۱*یلدارزآبى/مربع
    حالا حالا باهات کار دارم.
    میدونى حامد؟
    دنبال زبان بهترى مى گردم. زبانى که مسوولیت و وظیفه اش را ادا کنه.
    دوستت دارم @};-

    ارسال پاسخ


  • عباس استیری کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 15:17 نوشتند:
    نمایش مشخصات عباس استیری سلام فراز عزیز
    غزل زیباتو خوندم و لذت بردم.
    با این غزل قیمت چشما روبالا بردی.مخصوصا چشمای مورد نظر.مواظب باش!زیادی قیمت رو بالا نبری که خودتم نتونی باهاش قرارداد ببندی.(این نظر بدجور تحت تاثیر جام جهانی بود);) @};-

    0
    0


  • مازیار قاضی زاده کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 16:16 نوشتند:
    نمایش مشخصات مازیار قاضی زاده سلام جناب ملکیان
    احوال شما؟
    لذت بردم از غزل زیبایتان ولی نکاتی که سر کار خانم وکیل خانی و مینا خانم هم فرمودند مد نظر داشته باش.
    زنده باشی.

    0
    0


  • علی بهزادی کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 17:17 نوشتند:
    سلام به هم شهری گلم :*
    هم از شعرت استفاده کردم هم از صبحت های اساتید محترم ...

    شاد باشی برادر @};-

    0
    0


  • کامران قائم مقامی کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 17:58 نوشتند:
    نمایش مشخصات کامران قائم مقامی سلام فراز جان !

    خوبی؟

    یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد

    به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد

    غزل جانداری ازت خواندم.

    همواره شاد باشید.

    0
    0


  • مهدی صادقیان کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 18:41 نوشتند:
    نمایش مشخصات مهدی صادقیان سلام محمد حسین ملکیان
    غزل جوندار و خوبى ازت خوندم مثل بیشتر کارهاى قشنگت البته رباعیات ملاحت بیشترى داره
    دیروز خونه ى یکى از دوستان بودیم نمى گم حامد بودا ولى یه کتاب روى میز بود برداشتم دیدم کتاب اول فرازه صفحه ى اول روکه ورق زدم دیدم که افتخار نصیبم شده و به من تقدیم کرده بودى حالا چطورى سر از خونه ى حامد درآورده نمیدونم شاید به لر بودنش مربوط بشه

    عزت زیاد

    0
    0


  • محمد حسین ملکیان(فراز) Members به مهدی صادقیان   در دوشنبه 21 تير 1389 - 18:56
    نمایش مشخصات محمد حسین ملکیان(فراز) :D
    سلام عزیزم
    اگه حامد امانتى همه را اینقدر زود به دستشون میرسونه که یادم باشه واسه وصیت نامه ام اونو وکیل خودم بکنم تا یه عمرى همه الاف من باشند;)
    بدبختى اینه که چیزى هم نداریم ببخشیم.
    اون کتاب اول فراز نبود. کتاب اول محمدحسین بود;) و کتاب آخرش
    دوستت دارم بامعرفت
    سر ف ر از باش
    @};-

    ارسال پاسخ


  • احسان فریدونی کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 19:29 نوشتند:
    نمایش مشخصات احسان فریدونی فرازجان سلام.شعرت روخوندم.بسیارزیباوستودنی است.آنچه که دارای لایه های حسی وزیبایی است رابایدستود.موفق باشی.

    0
    0


  • امید صباغ نو کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 19:41 نوشتند:
    نمایش مشخصات امید صباغ نو سلام فراز من
    تصاویر کاملا فرازانه س.شکی نیست.اما زبان دوگانه س.مربع21 مربع بزن از این زبان نو.بیا تو خط زبان خودت که کم نداشت.تو میتونی با همون زبان حرفت رو بزنی.شک ندارم.غزلت ابیات آغازین خوبی داره.من بیت آخر رو هم دوست دارم.اما اون وسطها گم شدم.یه خورده حامد راس میگه!
    شاد باشی عزیزم
    می بوسمت از دور

    0
    0


  • حمیدافسرده.ریوار کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 20:49 نوشتند:
    @};-
    درود بر شما
    فراز عزىز -نظرات دوستان را خواندم و استفاده بردم
    غزل نو و زیبایى نوشتى که مخاطب رو تا انتها هدایت مىکنه
    بقىه رو زمان مشخص مىکنه و تاثىر و تارىخ مصرف آن... امیدوارم موفق باشى دوست من

    @};-

    0
    0


  • ساجده جبارپور کاربر عضو  در دوشنبه 21 تير 1389 - 23:13 نوشتند:
    سیلام خوب بود اولا بگم من چندى دیگه دارم غزلم رو میذارم توش عسل وچشم و کندو داره تقلیدم نکردم[-( بعدشم داداشى این بگریخته خیلى اذیت میکنه اینو درست کنى واینکه زبان شعرو جدید کنى خیلى توپ میشه
    مردم سیاه پوش فرهیخته هم خوشم اومد فقط فرهیختش یه حسى بهم داد انگار مردم چشمش معلم وفرهنگى هستن:-/
    بهرحال شما جسارت من حقیر رو براى نقدکم ببخش:)
    دیگه تکرار نمیشه:(

    0
    0


  • شیدا.الف کاربر عضو  در سه شنبه 22 تير 1389 - 09:33 نوشتند:
    نمایش مشخصات شیدا.الف سلام لذت بردم
    اون آهو ها خیلى بدلم نشستن

    0
    0


  • بهرام محمودی کاربر عضو  در سه شنبه 22 تير 1389 - 11:36 نوشتند:
    سلام فراز جان
    غزلت معرکه بود
    با بیت بیتش اساسیدم
    ما که بی سوادیم حتما از نظر اساتید استفاده کن
    @};-

    0
    0


  • مهناز طلاچیان کاربر عضو  در سه شنبه 22 تير 1389 - 14:45 نوشتند:
    نمایش مشخصات مهناز طلاچیان سلام جناب فراز
    افرین شعر زیبایی بود
    و مفهوم زیباتری داشت
    موفق باشید

    0
    0


  • نظرها

  • فرانک.ص کاربر عضو  در یکشنبه 17 مرداد 1389 - 18:05 نوشتند:
    مثل همیشه کار هاى شما هم زیباست هم متفاوت

    0
    0



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.