تو تقاصِ چی رو میدی؟تک و تنها توو خیابون
سرچارراها می ایستی؟یا یه کنجی توی میدون
..
وقتی بچه های مردم،توو کلاس درس میشینن
یا میرن به سی
ليست دفترهاي شعر محمد علی بهمنی [زندگينامه]
| عنوان دفتر شعر | تعداد شعر | تعداد بازدید از اشعار | سال |
|---|---|---|---|
| 27 | 12192 | 0 |
شاعر مهرداد بهار
تو تقاصِ چی رو میدی؟تک و تنها توو خیابون
سرچارراها می ایستی؟یا یه کنجی توی میدون
..
وقتی بچه های مردم،توو کلاس درس میشینن
یا میرن به سی
شاعر بهرام خزایی
دستهایم
برای بهار آرزوها
انتظار میکشد
چشمهایی که برایم بارانی است
در افق سپیده دم بیدار می شود
پاسخ دردهای امروزم
سبزی نگاه ت
شاعر کامران قائم مقامی
بار دیگر هم، قطاری سمت گیلان می رود
ریل دوزخ در مسیرش تا زمستان می رود
در سکانسِ کوپه از فیلمِ عجیبِ « انتقام! »
اضطرابی بعدِ کاتِ کارگر
شاعر مریم جلائی
آهم از سینه به در، یا شَرَر آید بیرون؟
آتش از کوره ی دل، شعله ور آید بیرون
فاش از بس که نکردم غمِ خود را به کسی
دلِ من خون شد و از چشمِ تر آ
شاعر افلاطون پاشائی پور
بایه دسته گل بازم میام به خواستگاریتون
نمیذارم که برین بشین عروس این و اون
من همونم که شمارو واسه ی شما میخوام
دل صاحب مردتونو از خود خدا
شاعر نیلوفر مهرجو
لبخند عشق
حک بر پیشانی بلندش
شادی لحظه ها را می بوسید!
وقتی
تکیه گاه بانویی شد
که روشنایی بخت اش
به سپیدی بی رنگ سحر
طعنه می زد!
عروس
شاعر محمد رضا لطفی
شاعر افشین دلفان آذری
چندی به دامِ عشقت،با غمزه ای اسیرم
با عشق زنده گشتم باشد کز آن بمیرم
نزدیک روزِ وصلـست ای مظـهرِ ستایش
این دست حاجتم را از دامنت نگیرم
گف
شاعر علي مولودی
دستهایم،
پُرطاول و خسته،
ولی گرم و صمیمی،
نه ردّی از خشونت،
نه وسیله وحشت،
درد را میفهمد و فریاد میزند،
ایجاد نه،،،
با طبیعت مهر
شاعر مهرداد بهار
شاعر محمد رضا لطفی
تا میشود
یک بچه
در خانه
نگهداری نمایید
حتی اگر او
بچه همسایه تان باشد
زیرا در آن خانه
کسی غیبت نخواهد کرد
سحرگاه ۳۱|۲|۱۳۹۰
شاعر محمد رضا لطفی
شاعر محمد رضا لطفی
... ... ...
برای خانه ام وقتی خریداری کنم حتا اگر گلدان
به روی چیدمان و مبلمان ِ خانه ام تأثیر خواهد داشت
و جای یک یکِ اسباب ها هم، در پی ِ هم م
شاعر سمیره خوش نوری(FARSAM)
من
به پت پت ستاره ی زخم خورده ای
کزلا به لای ابرهای متراکم،
و در آرایش سیاه سکوت!
به بن بست آسمان رسیده است
می اندیشم!
.
.
.
نمی دانم؛
نمی
شاعر عمادالدين مشّائي
نفس گرم تو در پیرهن بنده هنوز
بخدا هست و منم پیش تو شرمنده هنوز
غزل ِرفتن تو حک شده در حنجره ام
و، تن ِنای ِمرا داشته می کنده هنوز
تپش ِ
شاعر پرویز کدخدایی
خدا دلم تنگ شده باز واسه دیروز خودم
من امروز دوس ندارم عاشق دیروز شدم
یادش بخیردنیایی که غصه دیگه جایی نداشت
تو قلب مهربون من گریه دیگه
شاعر زهرا وفائی
بر روی ما نگاه خدا گویا خندان است
زیرا چون زاهدان سیه کار
پنهان زدیده گان خدا
می نخورده ایم....
پیشانی از داغ گناه سیه میشود
ولی ...به
شاعر علی محمدی (فریاد خاموش)
من می نویسم
برای تسکین قلب پر از دردم
من می نویسم برای چشمهای زیبایت
برای اهنگ نهفته در صدایت که همیشه مرا بی خود از خود مجذوب تو می کن
شاعر علی محمد زیدوندی
شب شیرین شدنت
ای که آغاز عجیبی است تب پیرهنت
چشم بد دور ازآن زمزمه های بدنت
از خدا خواسته ام هیچ خزانی نبرد
ره به آن باغ فرو ریخته د
شاعر محمد ترکمان(پژواره)
من باغبانی پیرم،
که نهالی را در خزان
می نشانم!
کاش از بهار
نفسی باقی بود،
تا عطرِ شکوفه هایش
هوش از سرم می بُرد!
من این آرزو را
به گور خ
شاعر راشد سلیمانی
من در غمت نگارم،در دست غم اسیرم
ترسم نبینمت باز درحسرتت بمیرم
ترسم زهجر رویت جانم به غم سپارم
همچون بهار و ابرش،باران غم ببارم
ترسم که ب
شاعر محسن دهقانی زاده
من هيچوقت مست نشده ام
من هيچوقت لب به مشروب نزدم
هيچوقت سيگار نكشيدم
هيچوقت مخدر مصرف نكردم
من فقط تو راديدم
من فقط تو را احساس كرد
شاعر علیرضا تقی زاده ثمر
خیال می کردم
پا به پا با تو هستم
غافل از اینکه
تو رفته ای
و من گم شده ام میان خاطره ها
در ازدحام زندگی
کسی دستهایم را با خود می برد
شاعر کریم لقمانی
با اين شكم گرسنه تا كي گويم
رحمت بكندخداامواتت را ؟!
يك نان برسان بما كه سيراب شويم
بابادهوانميتوان دگرزنده نشست
دركيسه ي ديگران پرازسك
شاعر ستاره چگینیان
سحر
بوسه گاه ابر را
بر زمین بوئیدم
بوی نمناک علف بود
که در تن خاک
تیر می کشید
چشمانم باز می شدند در سبز
و امواج باران
حریصانه
شاعر سمانه سوادی
عجیب هوس کرده ام
دستهایت را
مثل نوزادی که در جستجوی سینه ی مادرش
با دهان باز
تمام گهواره را
نفس می کشد
دستهای من
خالی ا
شاعر ستاره چگینیان
ابرهای کهنه کار٬
از این سرِ دنیا
ده با ر تند تر دویدند
تابه سومالی٬
در آن سر دنیا رسیدند
......
اما دیگر
دیر
بود
خاک از خجالت ب
شاعر سپهر نیک
ابر به سوگ نشسته
میگرید در طاق عرش
برف منتظر نگاه زمین است
تا چشمان او را بپوشاند
زمین با آسمان قهر است
این کور بی خیال شب!
زیر پایش ر
شاعر محمد صابرى
یک روز برای بودنم محتاج دستی مهربان بودم
به امید وصالش من نشستم
تا دل رنجور و بیمارم رها گردد
به امیدش نشستم تا بیاید...
آمد و مهر م
شاعر سروش عازمی خواه
ای نیازت افتخار قلب من! ای قلب من!
ای که یادت شاهکار قلب من! ای قلب من!
من نبینم بار را بر شانه هایت نازنین!
درد تو افزون بار قلب من ! ای قلب
شاعر حسین شریفی
صبح است هوای شهر بس آلودست
مردیم روان زندگان آسودست!
ای دیو سیه تکیه به عرشت تا کی؟
از دود خیال تختمان اندودست
در راه تو ترک همه چیزم سهل
شاعر ابراهیم فضلی
دختری حاملهي
میزاید
دختران حاملهی
تیک تیک
دنگ دنگ
عقربکهای زمان در صفحهي ساعت حجم
رقص موزون تولد را
بسم الله میخوانند
سا
شاعر مریم جلائی
تمنا...
تا تو هستی در کنارم،بال و پر،وا میکنم
شوقِ پروازِ غریبی را مهیا میکنم
در کنارِ نغمه های سینه سوزِ باورم
با سه تارِ خسته ام،خود ر
شاعر سارا فرخ پیام"تـرنم باران"
یاد باد روزگار خوب و شـاد کودکی
بازی گرگم به هوا و خانه ی عروسکی
کودکانی پاک و ساده ،بی ریا
در میـان کوچه های با صفـا
شاد بودیم میگذشتی
شاعر فاطمه بابایی
بعد تو ازهرچه که باید هم نمی ترسم
بعد تو نفرین میکنم احساسهایم را
بعد تو مفهوم زمستان را نمی دانم
من معجزه در رویش گلها نمی بینم
بعد تو ا
شاعر حجت اله یعقوبی
1.در بسترِ سردِ زانوانِ تنهایی، پیله می بندم
از هراسِ آنکه عزیزانم را وا نگیرد، تبِ هشیاریِ من!
که سخت
می پیچم در خویش،
چونان بارداری
که
شاعر هادی سلیمانی
عروسکها
زندگی را
بهتر از من...تو
می دانند!!!
پیراهنت
که قرار بود
گهواره ناگهانی من باشد
چفتش را باد
برد...
(روی هرچه کلاغ سفید)
شاعر اسکندر اقدسی ( عابر )
گنجشك ديدم من
بين برگ هايش
هزاران درخت
کز کرده بود!
مرغی
که در بالای قاف نستوه اش
سی کوه لانه داشت!
کبوتری
در اوج بال هایش
چندين دسته
شاعر بهزاد پیروزیان(بی نشان)
گره زده ام
به ضریح گیسوان مقدست
آرزوهایم را
شاید!...
چاره ای شود
بخت خفته ام را
خیالم
پرنده نمی شود
از حوالی چشمهای تو
بیشتر
جانم نیز
شاعر بهزاد پیروزیان(بی نشان)
باز کن چشمت را
نگاهم کن
بگذار
ایمان بیاورداین کافرمطرود
به رسالت چشمهایت
اینبار
که معجزه می کند
مدام!...
ذهن آشفته ام
آبستن شعری ست
از
شاعر مهدي مرادي
۱.
باز هم زیبا می بینمت،
در آيينه شكسته جا مانده از خاطرات
مات ميمانم با چروكهاي صورتم...!
2.
آه كه چه زيبا،
پريشاني موهايت به وقت وداع
شاعر بیژن طاهری اذرک
شاهى كه به زيرآمد,به به كه وزيرآمد
روبه نگران اينبار,نعره زن شيرآمد
در وادى اين دوران گرگان همه بگريزند
تلخى همه بربست و روياى فقيرآمد
د
شاعر سعید باباجانی
تو رو تووی دلم کشتم،که شاید غصه ها کم شه
همه هستیمو میبازم ، تا پشت لحظه ها خم شه
میدونستی یه بازنده م،بااینکه خون دل خوردم
چه شبهایی که ب
شاعر پرویز کدخدایی
روزای قشنگ مونو
تو بودی ازم گرفتی
منو تو جاده گذاشتی
دلُ دست کم گرفتی
تو بودی ساده گذشتی
تو بودی باهام نساختی
تو هنوز تُو فکرمی تو
تو
شاعر علی کتانی
دلی با غصه در گیره
لبی از آه میسوزه
یکی آواز میخونه
تحمل گاهی پیروز ِ
صدا در کوچه می پیچه
یکی آواز میخونه
میخونه ای دل آزرده
بدی ه
شاعر سمیه میرزایی
آروم بگیر چشمهای من
بارون نگیر اشکهای من
چیزی نگو
حرفی نزن
این قلب تیکه تیکه
برای گریه
دوباره دوباره
کوک نکن
آروم بگیر
دل تنگیت را
هر
شاعر سمیه میرزایی
تو خود دل تنگی
وقتی که میای
می شینه آروم
احساس تو، به چشمای من
برای دیدن تو
جمع می شه یه عالمه اشک
چه خوبه حال دلم
پیش تو بودن
وقت تماشا
شاعر سمیه میرزایی
می خواهم که از اینجا بگذرم
از این نفس سردم٬ دلم را پس بگیرم
٬
گذشت از احساسم
نفس ٬رفیق نیمه راهم
شکست با بی محلی ٬دل گیتارم
از جا کَند هِ
شاعر سمیه میرزایی
دین من چیست
ایمانم به کیست
پدرم
مادرم
تقلیدم از کیست
من به دنبال چه می گردم
حق را می شناسم؟
همه دین دارند!
ایمان دارند!
نیزه به دست
ح
شاعر سارا فرخ پیام"تـرنم باران"
شاعر مجتبی ترک زبان
من به پاکیزگی رود روان مشکوکم
به وفاداری گل فصل خزان مشکوکم
نامه عشق مرا باد صبا کوی تو برد
به نسیم سحرو نامه رسان مشکوکم
من شنیدم که ز
شاعر مجتبی ترک زبان
عشق من ارزانی یاری که روز داوری
جز ز جام عشق من هرگز ننوشد ساغری
آزمودم یار خود در تاری زندان عشق
باورم شد غیر من هرگز ندارد باوری
دست ت
شاعر مجتبی ترک زبان
خوشا مهی که به هر شب،چراغ خانهٔ توست
بـیا به بـنده نوازی،دل اشیانـهٔ توست
نشـسته در دل و جانم،غبار غم ز فـراق
کـجا روم ز که پرسـم،کـ
شاعر مجتبی ترک زبان
سینه چاک از فتنه های چشم و جادوی توام
زخـمی از تـیر و کمـان تیـز ابروی توام
عاشـقم بر خـط و خـال چـهرهٔ مهسـای تو
خـرم از رقـص و نـگاه پ
شاعر مجتبی ترک زبان
وقتی تو آسـمون دل پرنده ای نباشه
پنـجرهٔ اتاق تو بسـوی غصـه وا شـه
وقتی تبسـم گلها برای تو دروغ باشن
روشنی ستاره ها واسه تو بی فروغ باش
شاعر مجتبی ترک زبان
غصه خودش غم میخوره به حالم
نمونده جـز یاد تو در خیالم
تـمومه زندگیم بـهونهٔ توسـت
به یاد تو مثاله نـی بـنالم
شراب و شـهد آشنائیه تو
خی
شاعر مجتبی ترک زبان
تا نگیرد جان و هستی،از وجودم دام یار
لحظه ای حتی نیافتد،از زبانم نام یار
گر بساط عیش جانان،با بهای جان ماست
بگذرم از جان شیرین،تا برآی
شاعر مجتبی ترک زبان
تویی ای تاری شب شاهد بیداری من
محـرم زمزمهء مستی و هوشیاری من
منه تنها که در این غمکده بیمار توأم
تو چـرا دل ندهـی بهـر پرسـتاری من
خست
شاعر مجتبی ترک زبان
ابری از غم دیدم امشب در نگاه مست یار
موجی از نامردمیها انـدر ان چشـم خمار
بشکند هر دست ظلمی کو* دل یارم شکست
غصـه دامانش بگیـرد با گذشـت
شاعر عبدالعزیز نصرتی
می دانم پشیمانی !
چون از دیشب
باد به در می کوبد
پشت پنجره ها
دنبال روزنه ای می گردد
آمدی خوش آمدی !
حاجت در نبود
این دل خانه ی توست !
خو
شاعر امیر سلیمی
حرفی به زبان داری ای نیمه ی پنهانم
آیین سخن این نیست آهسته بخند جانم
این جامه که پوشیدی دام دل ریشم شد
وین جامه فکن جانا تا فاش سخن رانم
ب
شاعر امیر سلیمی
یارا! دیروز که چشمان خمارت نگرانم می کرد،
اندیشه ی زنجیر نبودم که دچارم می کرد.
امروز که پشت گیشه، منتظر پروازم،
یادم آمد که با این زنجی
شاعر امیر سلیمی
در اتاقی حبسم.
پنجره اش فولادی است؛
قفل آن زنگ زده؛
دنیا زندان بان.
اسلحه اش عشوه گری، دلسوزی:
به حیاط زیر باران نروی. نکند خیس شوی
نکن
شاعر هانیه سیدمردانی
تو با من زنده ای نازم
من از عشق تو سرمستم
مدارا کن که تا پائیز
بذاری دست توی دستم
به توگفتم که تا آخر
بمونی پای تو هستم
چشای خستمو با
شاعر هانیه سیدمردانی
من قدر این روزا رو میدونم
چیزی نگو حالت رو میدونم
چترتو واکن خیس نشه دستات
من قدر این دستاتو میدونم
حال منم مثل خودت بد نیست
جز بودنت رو
شاعر سعيدکنگي
تاکجا بايد سفر کرد
ازکجا بايدگذر کرد
ازچه ها بايدحذرکرد
تابه قلب تواثرکرد
مراطاقت وصبر نيست
تاب وتحمل اينهمه دردنيست
مرادل گرفته همچو
شاعر فرزانه بازیکچی
چرا به بعضی از آدما میگن گربه صفت
شاید بعضی از گربه ها آدم صفتن
چرا به بعضی از آدما میگن سگ صفت
شاید بعضی از سگا آدم صفتن
چرا به بعضی از آ
| عنوان دفتر شعر | تعداد شعر | تعداد بازدید از اشعار | سال |
|---|---|---|---|
| 27 | 12192 | 0 |
©2005-2011 Shereno All Rights Reserved. • Design by Ali Karimabadi • Powered by Karizan Telecom
Run in 0.004 seconds , Load in 0 seconds

غزل