وقتی بمیرم
لحظه هایم را
تکه تکه کنید.
در ابتدای زمین بمانید!
سهم خود،بردارید.
تلفظ شیرین تان مبارک!
مهربانانه
بوی تبر بر گردنم بیاو
ساعت ۵:۵۵ غروب!
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
این بچهیِ نارس امانام را بریده است
دائم مادرش را بهانه میکند...
چشمهایاش
دقیق به مادرش رفته است
نگاهاش اما...
به من!
چرا که
بعدِ چند فصل
هنوز
منتظر است...
یکی قرصِ ضد بارداری مرا بیاورد
دوباره انگار
شعری در راه است...
17-11-88 ساعت 5:58 غروب.
این شعر را خواندند (اعضا)
امين سوری (25/11/1388),محمد علی شیردل (25/11/1388),جعفر سرخی (25/11/1388),روان نويس (25/11/1388),















