تصویر یک مرگ!

من از تبارِ آدمم؟
یا زاییده ی اصلِ انواع؟!

آمدنم عقلی ست؟
یا اکتسابی؟

زاییده ی حکمتم؟
یا لذت؟!

"من" قربانی ی لذتم
و
تصویرِ یک مرگ!...

پژواره
امتیاز: 4.8 از 5 (مجموع 47 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

52

سمیه مشتاقی ,غلامحسین جمعی ,جعفر سمنبر ,رضا حیدری نیا ,فرنگیس رزمی نژاد ,علیرضا نجفی ,سایرا ثابت ,کریم لقمانی ,عباس جفره ,پرویز طارمی ,سبحان اسلامی ,پژمان ترکمان ,مریم شجایی ,وحیدى شيرازى ,مريم قدمگاهي ,سمیرا رحمانی ,خدايار اميد ,شادان شهرو بختیاری ,مجید مبلّغ ناصری ,سمیرا ملکوتی خواه ,غلامحسین فرهادی(محزون) ,اصغر بارانی زاده ,زهره براتي(شطحيات) ,علي مولودی ,رضا باقری فرد ,بهرام خزایی ,سمیره خوش نوری(FARSAM) ,رضا رحیق ,آرتمیس ارژنگ ,افلاطون پاشائی پور ,نیلوفر مهرجو ,غلامعلی بهروزی ,سعید مبلّغ ناصری ,سید پویا نجات فر ,سید مجتبی ذبیحیO M I D T A N H A ,وحیده تعمیری ,مهدي مرادي ,عباس قرایلو ,ازیتا صدیقی مهر ,وفائی ,بهزاد ‍‍‍پیروزیان(بی نشان) ,شهرام وظیفه رضایی , احمد البرز ,علیرضا .ح . امیرخیزی ,مریم جلائی ,علی اصغر یزدانی (تراب) ,نسترن خزایی ,پرویز کدخدایی ,آروین کریمی ,حسين صداقتي ,محمدـخلج امیرحسینی ,حجت اله یعقوبی ,


این شعر را خواندند (اعضا)

مجید مبلّغ ناصری (10/11/1390),پرویز طارمی (10/11/1390),وفائی (10/11/1390),ازیتا صدیقی مهر (10/11/1390),علي مولودی (10/11/1390),فریبا فرامرزی (10/11/1390),علیرضا نجفی (10/11/1390),محمد حسن ‍‍‍‍‍‍پاکدامن (10/11/1390),سمیره خوش نوری(FARSAM) (10/11/1390),محمدـخلج امیرحسینی (10/11/1390),سبحان اسلامی (10/11/1390),سعید مبلّغ ناصری (10/11/1390),حسن ابراهیمی (زاهد) (10/11/1390),عباس قرایلو (10/11/1390),محمد رضا لطفی (10/11/1390),بهناز لطف آبادی (10/11/1390),سید ذبیح ا...قاسمی (رهام) (10/11/1390),غلامعلی بهروزی (10/11/1390),رضا آسمان (ر.ص. آسمان ) (10/11/1390),کریم لقمانی (10/11/1390),فهیمه زارعی (10/11/1390),بهزاد ‍‍‍پیروزیان(بی نشان) (10/11/1390),محمد كوهيان (10/11/1390),آرتمیس ارژنگ (10/11/1390),حسين صداقتي (10/11/1390),فرنگیس رزمی نژاد (10/11/1390),بهرام خزایی (10/11/1390),ابراهیم سبحانی (10/11/1390), احمد البرز (10/11/1390),حوری ابوکاظمی (10/11/1390),زهره براتي(شطحيات) (10/11/1390),علی عبداللهی (10/11/1390),خلیل شعباني (10/11/1390),عباس جفره (10/11/1390),سمیرا ملکوتی خواه (10/11/1390),آرمان فاتح (10/11/1390),سید مجتبی ذبیحیO M I D T A N H A (10/11/1390),محمد رضا صالحی (10/11/1390),مريم قدمگاهي (10/11/1390),شادان شهرو بختیاری (10/11/1390),نجمه اسلامی* (10/11/1390),مصطفی صادق پور(مهدیار) (10/11/1390),منصورعقیلی (10/11/1390),شیوا میرزاخانی (10/11/1390),کریم لقمانی (10/11/1390),طلعت خیاط پیشه (10/11/1390),سید پویا نجات فر (10/11/1390),رضا محبی راد (مجنون) (11/11/1390),علی اصغر یزدانی (تراب) (11/11/1390),شهرام وظیفه رضایی (11/11/1390),محمد حسن ‍‍‍‍‍‍پاکدامن (11/11/1390),ایمان صفا (11/11/1390),عماد بهاری (11/11/1390),روحان حسين زاده (11/11/1390),مهدی باغانی (11/11/1390),رويا باغبان پور آذري (11/11/1390),مریم جلائی (11/11/1390),جعفر سمنبر (11/11/1390),وحیده تعمیری (11/11/1390),سیدظاهرموسوی (11/11/1390),محمود احمدی (11/11/1390),آروین کریمی (11/11/1390),احمد سوسرایی(ا.دی) (11/11/1390),امین امامی (11/11/1390),پروانه جباری (11/11/1390),سمیه مشتاقی (11/11/1390),غلامحسین فرهادی(محزون) (11/11/1390),مسعودکیانی (11/11/1390),مهدي مرادي (11/11/1390),رضا رحیق (11/11/1390),کمیل بیات (11/11/1390),سپیده رضایی (11/11/1390),سنا سپاسی (11/11/1390),مهتاب مهدوی کیا (11/11/1390),رضا باقری فرد (11/11/1390),عليرضا اسمعيل زاد (11/11/1390),سعید سالاری (11/11/1390),سعید سالاری (11/11/1390),سعید سالاری (11/11/1390),سروش رحيمي ده چراغي (11/11/1390),رحمت اله خواجوی (11/11/1390),غلامحسین جمعی (11/11/1390),خدايار اميد (11/11/1390),رضا حیدری نیا (12/11/1390),وحیدى شيرازى (12/11/1390),حمیدرضا هرندی (12/11/1390),فهیمه زارعی (12/11/1390),پارسا كرامتي (12/11/1390),سمیرا رحمانی (12/11/1390),‍‍‍‍‍‍‍‍‍پيمان عابدزاده (12/11/1390),علیرضا .ح . امیرخیزی (12/11/1390),محمد حسن ‍‍‍‍‍‍پاکدامن (12/11/1390),عباس جفره (12/11/1390),یاشار صادقی (13/11/1390),روزبه وکیلی(شب شکن) (13/11/1390),کریم لقمانی (13/11/1390),مرضیه پورعیسی (13/11/1390),پژمان روشن طبری(شبگرد) (13/11/1390),اهورا بختیاریفرد (13/11/1390),سیده زهرا یوسفی پور (13/11/1390),غلامعلی بهروزی (13/11/1390),سمیرا رحمانی (14/11/1390),زهرا بازیار۰(صحرا) (14/11/1390),وحیدى شيرازى (14/11/1390),سالار فرهادی (14/11/1390),حجت اله یعقوبی (15/11/1390),افلاطون پاشائی پور (15/11/1390),شهره مظاهری (16/11/1390),فاطمه صداقتی نیا(فروغ) (16/11/1390),وفائی (16/11/1390),خلیل شعباني (21/11/1390),زهره براتي(شطحيات) (22/11/1390),رحمت اله خواجوی (23/11/1390),مسعودکیانی (3/12/1390),رضا باقری فرد (20/2/1391),

نقطه نظرات

    نقدها

  • پژمان ترکمان کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 07:38 نوشتند:
    نمایش مشخصات پژمان ترکمان سلام


    توسط استاد خانم عرب تاریخ تحلیل خرداد ماه 9۰

    سلام بر جناب ترکمان عزیز
    و
    سپاس از این شعر زیبا
    و
    اما این شعر با یاد آوری بوجود آمدن انسان از نسل آدم و از خاک(داستان قرآن) با طرح سوال شروع شده و با ایجاد پرسش به چالشی دوباره در موضوع \"اصل انواع\" پرداخته ... آری تئوری و نظریه داروین بر \"خاستگاه گونه ها\" یا همان \"بقای نژادهای اصلح در تنازع بقا\" و انقراض موجودات ضعیف تر... در باب تکامل و پیدایش بشر از نسل میمون.... که خود بحثی است دیگر!
    اما شروع شعر با این تلنگر، خاص است و سبب به فکر واداشتن خواننده و شنونده ی اثر می شود تا در ذهنش جستجو کند که این اصل انواع اشاره به چیست تابا مکثی بر شعر و دقت بیشتر به جواب برسد... همان چیزی که در شعرهای جناب ترکمان زیاد به آن پرداخته می شود.... ایجاد مکث و سوال و دقت بیشتر..
    و بعد ادامه ی همین چالش و ایجاد سوال به گونه ای دیگر...که آیا این آمدن را عقلی برتر سبب شده یا نه همان اکتساب از میمون و تکاملی به این شکل است؟؟؟

    آیا من ِ بشر زاییده ی حکمت و اندیشه ام و یا نه در اثر لذتی بی فکر و اندیشه - (حال چه لذتِ حیوانی در حیوانی به نام میمون یا بشر برای رفع حاجت و یا بقا نسل) - بوجود آمده ام؟؟
    این بخش عمیقتر و گسترده تر است و از اصل انواع فراتر می رود و تلنگری است دیگر که آیا من در اثر لذتی آنی بوجود آمده ام یا برای بوجود آمدنم هدفی آگاهانه وجود داشته است؟
    و این در دل ِخود اشاره دارد که انسان را خدا آگاهانه بوجود آورده است و برای هدفی والا.... پس پدر و مادر هم باید برای بچه دارشدن و تولی نو، آگاهانه عمل کنند تا فرزندی قربانی یک هوس و لذت زود گذر پا نگیرد که انگیزه ی والایی برای بوجود آمدنش نبوده....و در همین بخش آخر باز اشاره دارد به مثلی که می گوید در پس هر مرگی تولدی نو است...
    پس در کل شعری است تلمیحی و تمثیلی و چالش برانگیز
    و سطر آخر زیبایی شاعرانه خاص خود را دارد: قربانی لذت و تصویر مرگ
    که خود می تواند شروع فکری عمیق در ذهن خواننده باشد و تلنگری دیگر

    شعری که نشان دهنده اعتقادات ناب و سطحی از دانش است

    درود بر شما و درود بر این قلم زیبا و درد شناس که همیشه با تلنگرهای خود در پی ایجاد تأمل و فکر بیشترید

    دوست دارم این نوشته ها را

    (طاهره میترا عرب)

    0
    0


  • پژمان ترکمان کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 07:54 نوشتند:
    نمایش مشخصات پژمان ترکمان سلام

    توسط استاد سارا چگنی زاده تاریخ تحلیل خرداد 9۰



    درود عمو ترکمان
    شعر چالش برانگیزی خواندم
    به گفته ی خانم عرب یاد تئوری های داروین افتادم
    شاعر خود را در جنجالی از سوالات چالش برانگیز قرار داده درست مثل انسانی متفکر و اندیشمند که برای کشف جهان و تمهیدات ان دست به تفکر باطنی می زند و با استفاده از عقل و شعور منطقی دیدگاه فلسفی و سوالات فیلوسوفیک وار خود را بیان می دارد حال از که؟؟ گاهی یک شاعر اندیشه گرا جواب سوالت خود را می داند اما برای به چالش کشیدن شعر خود ذهن مخاطب ها را درگیر در گرداب تفکر می کند
    من از تبار آدمم؟؟؟ یک سوال بهرانی... به گفته ی فردریک هیشمن شاعر و نظریه پرداز آلمانی بطن اندیشه ی سوال برانگیز هر انسانی می تواند جایگاهی برای روشن شدن تفکر انتزاعی و بازخوردهای شخصیتی او باشد... وقتی شاعر می گوید من از تبار ادمم و سپس علامت سوال قرار می دهد آیا خود نمی داند که از نسل انسان و جنریشن شخصیتی خاصی که به نسل ادمیزاد بستگی دارد تعلق دارد؟؟ بدیهی است که شاعر می داند اما مفهوم شعر ش را دچار فراستریشن های سوال برانگیز می کند.... سطر بعدی شاعر خود را معلق بین افریده های دستگاه خلقت می داند
    آیا انسانم یا از نوع دیگر موجودات؟؟؟؟؟

    آمدنم عقلی است یا اکتسابی؟؟ باز هم تصور شکل مدارانه در ذهن شاعر بحث دیگری را در طول شعر راه می اندازد..برای چه زاده شدم؟؟؟؟ از روی کدام بینش و عقل بوده است آیا آمدنم از روی حکمتی بوده یا از روی تصورات اکتسابی؟؟؟ شاید با این سوالات هر ذهن خود اگاه و ناخودآگاهی دچار دلمشغولی هایی درونی شود و باز هم بر می گردد به اصل آفرینش انسان... و چراهای بی جواب...
    قدرت تامل و چالش در شعر به گونه ای بالاست که باعث ایجاد تصورات منفی و مثبت در ذهن خواننده می شودشاعر تا حدودی از تلطیف تکنیک ها بهره جسته بی انکه درگیر نیرنگ های متنی شود ساده و بی الایش پیام خود را بیان داشته البته پیامی حاوی سوالات فلسفی

    ادامه داره

    0
    0


  • پژمان ترکمان Members به پژمان ترکمان   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 07:56
    نمایش مشخصات پژمان ترکمان وقتی می گوید آیا حکمت مرا به وجود اورده یا لذت؟؟؟؟؟؟ مثلمااا بحث در این شعر اتمامی ندارد جز تفکر و در ذهن گوینده و ایجاد نوعی تئوری روانشناسانه برای کشف سوالات فلسفی در باطن یک شعر.......
    انچه در شعر برجسته به نظر می رسد کاربرد مفهومی وازگان در بطن سوالت و اندیشه ای است بر اساس نظریه ی تکامل که این خود بحث برانگیز است و شاید ساعت ها وقت بگیرد

    به نظر من زیباترین حالت بیان عاطفی شعر در بند آخر امده
    من فربانی لذتم
    و تصویر یک مرگ
    مثلما ذهن خود اگاه انسان می داند لذتی در کار نیست کدام لذت آیا خداوند انسان را از روی لذت آفرید در این جاست که ذهن خواننده های درد دیده تحریک می شود..اصلا برای چه به دنیا آمدم راز بقا راز خلقت راز جهان چیست ؟؟؟؟؟ ایا فقط لذتی محض است یا دلیلی منطقی تر دارد..
    در اخر شاعر از مرگی سخن می گوید که شاید پایان حیات باشد در این قسمت شعر به سمت و سویی کاملا عارفانه و فلسفی وارتر کشیده می شود... حقیقتا شعر درخور تحسینی است

    شعر خوبی خواندم به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم

    (سارا چگنی زاده)

    ارسال پاسخ


  • رحمت اله خواجوی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 00:51 نوشتند:
    نمایش مشخصات رحمت اله خواجوی سلام برادر مهربان ترکمان عزیز سوال های تفکر بر انگیزی است . انسان آدم و حوا ، آدم های داروین ، تولد های بی هدف و آیا ما پس مرگی دوباره متولد گشته ایم و...
    برادر ارجمند این جواب شعر شما نیست یک نظر شخصی است . امروز شاید حق با داروین و طرفداران نظریه اش باشد . و فرداهای دیگر حق با داروین های دیگر که از راه خواهند رسید . و شاید همان حوا و بهشت و.. صحیح باشد . و...
    نسل امروز که یک فرزند دارد . نسبت به نسل ما که دو فرزند و یا احیانا سه فرزند داشتیم . و پدرمان که نمی دانیم چند فرزند داشتند .و احیانا چند همسر نیز و از آن بالاتر بخشی از نسل امروز که ازدواج نمی کنند . ویا آنقدر دیر ازدواج می کنند . که هنوز ازدواج نکرده برگه طلاق را به عنوان رهایی از بد بختی و اسارت ویا جهت عدم تضعیع حقوق شان با افتخار از مراجع مربوطه چه توافقی و غیره می گیرند . سوال بر انگیز است یا اینکه
    والدین بد بدخت ما که بدون هیچگونه تفریح در زندگی و هزاران مشکلات معیشتی احیانا از سر نا چاری به آغوش یکدیگر پناه می بردند . باید به این می اندیشیدند . که این پناه موجب مولودی هم چون ما می شد یا نه ؟
    با این امکانات فعلی ، کتاب و دانشگاه ، وسائل ارتباط جمعی و دنیای مجازی این جوانان اینگونه می اندیشند . !! آنان(والدین ما ) را جای اندیشه بوده است . ؟ حال ما که به عنوان انسان چه خواسته و ناخواسته چشم به این دنیا گذاشتیم . تنها سوالی که باید مطرح شود این است . آیا ما از محنت دیگران بی غم ایم ؟ یا آنکه چو عضوی بدرد آورد هستیم ؟ ما چه خواسته چه نا خواسته پدید آمده باشیم . اگر چه عضوی بدرد اورد باشیم . آدم هستیم . خواه داروین درست گفته باشد . خواه حواو آدم و سیب و بهشت
    بنی آدم اعضای یکدیگرند / در آفرنیش اعضای هر گوهر باشند
    خواه هرکه درست گفته باشد . چه قبلا در این جهان زیسته باشیم . چه راسا از والدین پدید آمده باشیم . امروز چند صباحی نوبت ماست . که به طریقت شیخ بزرگوار سعدی باید طی شود . نه آنانکه ما را از یک چیز نجس می پندارند زیرا خار بودن مارا می خواهند نمایش دهند .و به مقصد های خویش برسند . در حالیکه شریف باشیم به جان آدمیت نه به لباس که با ان هرچه خواهند بکنند . و میکنند
    قلم شما بر دیده ام برادر بزرگوار

    0
    0


  • نظرها

  • نسترن خزایی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 07:35 نوشتند:
    نمایش مشخصات نسترن خزایی درود جناب ترکمان مثل همیشه پرمحتوا وبحث برانگیز پاینده باشید وبرقرار بزرگوار

    0
    0


  • مجید مبلّغ ناصری کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 07:47 نوشتند:
    نمایش مشخصات مجید مبلّغ ناصری سلام -زیبا مختصر ومفید - دم دلتان گرم استاد - به کوچه باغ ماهم دعوتید - سپاس

    0
    0


  • پرویز طارمی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 07:57 نوشتند:
    نمایش مشخصات پرویز طارمی درود استاد
    بسیار زیبا و دلنشین سرودید.دست گلتان درد نکنه.
    پاینده باشی

    0
    0


  • کریم لقمانی Members به پرویز طارمی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 19:03
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام جناب طارمي عزيز
    همچنان چشم براه آمدن وخواندنتان هستيم

    ارسال پاسخ


  • وفائی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 08:03 نوشتند:
    نمایش مشخصات وفائی سلام واحترام وارادت حضور استاد صباغ....تولد شما از باب تقدیر بوده یا.....برای همه مبارک بوده وهست....یا حق....وفائی

    0
    0


  • وفائی Members به وفائی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 11:38
    نمایش مشخصات وفائی سلام استاد ترکمان...میدانید شاگردتان چه اشتباهی کرد....نام استاد صباغ را بجای نام زیبای شما تایپ کرده.....حالا این شاگرد بی حواستان...تصویر تان را دید نامتان را اشتباه نوشت...تنبیه باشما....حق دارید بگویید مدتی نظر نگذار تا حواس جمع شوی...باز معذرت فراوان....به خداوند برای خلقت شما تبریک میگویم.....به جمع خودمان هم.....پاینده باشید...یا حق...وفائی

    ارسال پاسخ


  • فریبا فرامرزی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 08:14 نوشتند:
    بسیار زیباست و تامل برانگیز

    0
    0


  • علیرضا نجفی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 08:15 نوشتند:
    نمایش مشخصات علیرضا نجفی سلام

    قربانی لذت بودن رو خیلی قبول دارم

    0
    0


  • محمد حسن ‍‍‍‍‍‍پاکدامن کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 08:19 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمد حسن ‍‍‍‍‍‍پاکدامن بسم الله
    محضر استاد بزرگوار ترکمان عزیز سلام

    آمدنتان پس از چند روز غنيمتي است قيمتي...
    خوش آمديد...


    اما من مي گويم مهم نيست در چه دايره اي آدم شدم...
    مهم اين است كه آدم بمانم....


    التماس دعا

    0
    0


  • ازیتا صدیقی مهر کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 08:26 نوشتند:
    نمایش مشخصات ازیتا صدیقی مهر اين منم
    روح خداوند خدا در جانم ،
    امانت او در پشتم ،
    قلمش در دستم و حكمت نام ها ،
    دانش او بر لوح دلم ،
    كائنات در برابرم به ركوع ،
    ملائك در پيش پايم به سجود ،
    و بالهاي نرم جبرئيل در زير پايم به مهر گسترده
    اين منم ، آدم
    همان كه فرشتگان در برابر تخت
    پر شكوه نور ايستادند و
    خدواند خدا با طنين استوار و بي ترديدي فرمودند :
    من خالق آدم هستم و
    مي دانم رازي را كه شما نمي دانيد .......
    ( برگزيده اي از سخنان دكتر شريعتي )

    و آفريده شده اين انسان مرموز كه نمي دانم آمدنش عقلي ست يا اكتسابي و يا زاييده حكمت يا لذت .......

    درود بي كران بر شما
    طرحي زيبا ساختيد از آدم و سوالات بي شمار افريديد در ذهن .....

    0
    0


  • سالار فرهادی Members به ازیتا صدیقی مهر   در جمعه 14 بهمن 1390 - 20:12
    درود شعری زیبا و با احساسی است

    ارسال پاسخ


  • سمیره خوش نوری(FARSAM) کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 08:46 نوشتند:
    نمایش مشخصات سمیره خوش نوری(FARSAM) سلام استادخوبم
    درودبرشما
    این سرودتون روقبلاهم خوندم همونیه که خیلی خیلی دوسش دارم
    فوق العادست
    زنده باشیدمهربان

    0
    0


  • محمدـخلج امیرحسینی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 08:56 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمدـخلج امیرحسینی ما فریاد میزدیم چراغ چراغ
    وایشان در نمی یافتند
    گویا از جهنمی دیگر بودند

    0
    0


  • سبحان اسلامی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 09:00 نوشتند:
    نمایش مشخصات سبحان اسلامی سلام استاد بزرگوار
    سروده ای زیبا و ژرف از شما خواندم
    درگیری ذهنی امدن ها و رفتن ها
    چه دشوار است که اغاز شویم برای پایان
    شما نیک و دوست داشتنی زندگی میکنید
    همیشه قابل احترام
    موفق باشید
    یا حق

    0
    0


  • سعید مبلّغ ناصری کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 09:14 نوشتند:
    نمایش مشخصات سعید مبلّغ ناصری درود بر استاد ترکمان عزیز
    چقدر با شعرهایتان حال میکنم.
    دمتان گرم

    0
    0


  • حسن ابراهیمی (زاهد) کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 09:34 نوشتند:
    سلام
    استاد
    مثل همیشه پرمعنا و عمیق
    زنده باشید

    0
    0


  • عباس قرایلو کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 10:00 نوشتند:
    نمایش مشخصات عباس قرایلو

    0
    0


  • محمد رضا لطفی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 11:04 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمد رضا لطفی ... راستش را ميخواهيد بدانيد
    اين قسمتش را لري مينويسم
    چون كمي خجالت ميكشم


    ايما خومون دوس داريم بيايم
    ليلويل اندازيم جون آقاننامون

    حكمت كمينه
    لذت چيشيه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    0
    0


  • ابراهیم سبحانی Members به محمد رضا لطفی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 15:16
    نمایش مشخصات ابراهیم سبحانی درودعزیز
    ایگم موهم دوس دارم بیایم ....نمیله
    مونم لری بلدم گپ بزنم

    ارسال پاسخ


  • بهناز لطف آبادی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 11:49 نوشتند:
    نمایش مشخصات بهناز لطف آبادی سلام. خواندن شعرتان راحت است، اما درک مفهوم آن، تفکر می خواهد. درود بر شما.

    0
    0


  • غلامعلی بهروزی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 12:13 نوشتند:
    نمایش مشخصات غلامعلی بهروزی سلام استاد عزیز جناب ترکمان
    شما واقعاْ نمیگید ما دلواپس میشیم نمیگید دلتنگ میشیم
    کجا هستید چند روز
    هیچ خبری ازتون نبود واقعاْ نگران شدم
    عادت کردیم به هر روز بودنتان
    الان خیلی خوشحالم که شعر ادیبانه ای را خوندم با حضورتون

    0
    0


  • کریم لقمانی Members به غلامعلی بهروزی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 12:52
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام قربان
    نياز نيست دلواپس بشين ايشان درسفر بودن وتفريح وماهي خوردن دركنار رود
    بعدهم آوردن سوغاتي گرانبها ( همين اشعار غمگين )
    شادباشيد

    ارسال پاسخ


  • طاهره (میترا) عرب کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 12:36 نوشتند:
    نمایش مشخصات طاهره (میترا) عرب از اینکه قبل از دیدن دوباره شعرتان پس از ماه ها،
    می آیم و می بینم بی خبر حضور داشته ام ؛ خوشحال می شوم. :)

    سلام و عرض ادب و شادباش و رسیدم به خیر :)

    0
    0


  • کریم لقمانی Members به طاهره (میترا) عرب   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 12:55
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام خانم عرب عزيز
    ميدونيد كه ازحضورتان بسيار خوشحالم هرچند ازمشغله وگرفتاري سركار اطلاع دارم
    ازكامنت محبت آميزتان سپاس اگر پاسخ ندادم بسيار گرفتار وبي حوصله بودم ووقت كم بود لذا بي ادبي ميشد پاسخ ديگر بزرگواران ننويسم
    لذا دركلاس درس استاد تركمان كه سفر هم خيلي بهشون خوش گذشته عرض ادب كردم
    شادباشيد .هميشه باشيد

    ارسال پاسخ


    زهره براتي(شطحيات) Members به طاهره (میترا) عرب   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 21:15
    نمایش مشخصات زهره براتي(شطحيات) e e e آبجی چرا از سر درس و مشقت بلند میشی آخه..

    باید این ترم مثل زهره که دوتا 20 گرفته و قراره استادلقمانی جایزه شو واسش بفرسته
    بشینی و بچسبی به درست..!

    آخه جایزه های استادلقمانی که نمیدونی مزه ش چطوریا بید..!؟

    ارسال پاسخ


  • رضا آسمان (ر.ص. آسمان ) کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 12:44 نوشتند:
    نمایش مشخصات رضا آسمان (ر.ص. آسمان ) سلام بر استاد عزیزم و سرور گرانقدرم
    استاد ترکمان ( پژواره )

    هر قطعه و کلام از شعرتان کلاس درسی برای این حقیر است

    همانند همیشه بسیار زیبا و سرشار از مفاهیم عرفانی و عمیق

    یزدان نگهدار ِ قلب ِ مهربانتان باشد

    0
    0


  • کریم لقمانی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 12:50 نوشتند:
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام استادترکمان
    نکته اول : که دیرآمدم .میدونیدکه کارگر شده روزی 25 - 3۰ هزار تومان آنهم خیلی لطف کنند 2۰تا درخت بیشتر پاكن نميكننداستادالبرز كاملا درجريان هستند
    لذ امروز خودم رفتم 25 درخت پاكني كردم وحسني كه داشت نه كسي مزدي بمن دادنه اينكه وقتي رسيدم كسي سئوال نكرد اصلن نهار خوردي ياخير ما هم آمديم واين اطاقك شيشه اي راباز كرديم
    نكته دوم : مسافرت رفتن ها وكناررودخونه رفتنها وماهي تازه خوردنها نوش جان جنابعالي ميشود . ولي اشكها وغمهاي اين اشعارتان هميشه خوراك ما است
    ممنون ازلطفتان
    اما پ‍ژمان به زيبائي نقد وتحليل هاي بزرگواران را به تصوير كشيده وديگر جائي براي سخن گفتن نيست
    غير ازلذت بردن از شعر زيبايتان واشك ريختن
    شادباشيد وهميشه درسفر

    0
    0


  • فهیمه زارعی Members به کریم لقمانی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 13:05
    نمایش مشخصات فهیمه زارعی سلام استادلقمانی عزیز
    قراره 4شنبه بارون بیاد
    برای همین رفتیدسراغ درخت ودرختکاری

    ارسال پاسخ


    کریم لقمانی Members به فهیمه زارعی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 18:45
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام خانم زارعیان عزیز
    اول خدا اززبونتون بشنود وبارون بیاد. چون ديگه شاچراغ وآسونه وسيدمير محمد هم دعاي مارا گوش نميده
    اما درختکاری نکردم پای درختا بیل زدم .نفس خودمان که گرفته شده حداقل نفس درختا باز بشه
    استادالبرزدرباغشون چندتا كارگر دارن مثل ما بيچاره ها نيستند كه خودمون بيل بزنيم ميوه اش هم ديگرون بخورن
    شادباشيد

    ارسال پاسخ


    احمد البرز Members به کریم لقمانی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 15:26
    نمایش مشخصات احمد البرز سلام
    استاد شمایید که درخت نشاندید نه من که جز خار نمی کارم
    کارگر هم کارگرای قدیم به آفتاب نگاه می کردند و گاهی تا شب برای یه لقمه قوت لایموت زحمت میکشیدند اکنون که هر کدام یک ساعت دیجیتال فوق سریع دارند تند شب نشده صلوات میکشند که یعنی اتمام کار
    حال اگر کارگر بی سواد نیاز داشتید بی مزد دست بوسم استاد لقمانی عزیز

    ارسال پاسخ


    کریم لقمانی Members به احمد البرز   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 18:53
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام استاد
    اول كه پاسختون به خانم زارعي عزيز دادم چون حداقل همشهري هستندورعايت حال ما ميكنن وتركه ي نار بجونمون سياه نميكنن
    ولي باوركن استادهمه ي كارهاي اين كارگران عزيز افاغنه يك طرف اين گوشي موبايلها كه دستشون است طرف ديگه
    ورور زنگ ميخوره
    اما دركامنتي كه لطف كرديد شنيدم تهران كه بوديد رفتيد كوه اون هم بي ما وآه ما هم ظاهرا شمارا گرفته
    خوب جناب تركمان كه خوش وخرم ازسفر برگشته داره ميخونه وبه ريش ماها ميخنده حداقل بگذاريد اين مجلس رو خودمون گرم كنيم
    برم خدمت خانم براتي
    شادباشيد

    ارسال پاسخ


    زهره براتي(شطحيات) Members به کریم لقمانی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 21:18
    نمایش مشخصات زهره براتي(شطحيات) :)

    خانم عرب هم فرمودند سعی میکنند مثل من دوتا 20 جور کنند این ترم تا جایزه شون رو از استادلقمانی بتونند دریافت نمایند..

    دستتون درد نکنه استاد از اینکه اینقدر به فکر ما دانشجو جماعت ها هستین..خدا خیرتون بده..
    زیاد هم به خودتون سخت نگیرین..


    ارسال پاسخ


  • فهیمه زارعی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 13:04 نوشتند:
    نمایش مشخصات فهیمه زارعی باسلام وعرض ادب به استادترکمان
    خیلی خوشحال شدم سروده تان راخواندم هرچندغمگین ودلمرده
    ولی :
    شبها آمدندوروزهاسپری شدند و تو هنوز همان خوب دیروزی
    درپناه حق موفق وسالم باشید

    0
    0


  • بهزاد ‍‍‍پیروزیان(بی نشان) کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 13:24 نوشتند:
    نمایش مشخصات بهزاد ‍‍‍پیروزیان(بی نشان) همیشه درود استاد ترکمان عزیز
    نمی شود از کنار این شعر به راحتی گذشت....
    آموختم..سپاس..

    گریه را می شد
    اگر کشت
    می کشتم
    که تو آنقدر نخندی
    به چشمان تر من !...

    0
    0


  • اصغر بارانی زاده کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 14:01 نوشتند:
    نمایش مشخصات اصغر بارانی زاده سلام استاد ترکمان عزیز خوبی؟ خیلی خوشحالم که زیارتتان کردم دستتان بی بلا باز مثل همیشه از قلم توانمندتان سیراب شدم با خواندن این سروده ارزشمند و ستودنی بدرود:)

    0
    0


  • کریم لقمانی Members به اصغر بارانی زاده   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 19:04
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام اصغر عزيز
    البته جنابعالي ازقلم شيوايشان سيراب شديد
    وخودشان ازماهي

    ارسال پاسخ


    اصغر بارانی زاده Members به کریم لقمانی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 22:29
    نمایش مشخصات اصغر بارانی زاده سلام استاد لقمانی عزیز دست بوس شما هستم ممنونم که ما را قابل دونستی استادتقریبا فهمیدم استاد ترکمان کجا رفته!بدرود
    :) :)

    ارسال پاسخ


    رحمت اله خواجوی Members به اصغر بارانی زاده   در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 23:31
    نمایش مشخصات رحمت اله خواجوی سلام استاد لقمانی عزیز شما اهل گیر بازار نبودید . امشب نوبت گیر دادن به برادر ترکمان و البرزی محترم شده است . بابا مسافرت رفتن ماهی خوردن این همه غصه نداره ، بیا گرگان هرچی ماهی خواستی مهمان من ، یک وقت فکر نکنی برای پا بیل کردن درختان دعوتت می کنم . نه ما اهل این حرفا نیستیم .
    از شوخی که بگذریم . سر راه مشهد یک سری به گرگان بزنی میزبان بدی نیستم . این خوانش جدی است و خارج از تعارفات معمول ایرانی می باشد .

    تا هر زمان که پیمانه حوصله ات جواب دهد منتظر می مانم

    ارسال پاسخ


    کریم لقمانی Members به رحمت اله خواجوی   در پنجشنبه 13 بهمن 1390 - 06:49
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام استاد
    تا این سعادت بخواهد نصیب مان گردد
    جانی دگر نمانده . اینجا هم که هستیم ازنعمت وجود جنابعالی است
    شادباشید

    ارسال پاسخ


  • پرویز کدخدایی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 14:18 نوشتند:
    نمایش مشخصات پرویز کدخدایی سلام بزرگوار\


    خواندم سروده ای بسیارزیبا و با احساس نیک

    درود برشما

    یزدان نگهدارتان


    منتظر نگاه مهربانت


    0
    0


  • نسیم محمدی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 14:29 نوشتند:
    نمایش مشخصات نسیم محمدی سلام استاد
    چقدر واقعی بود این تصویر مرگتون استاد
    شعرهاتون اندوهی داره که با غم هام پیوند می خوره و
    قلبم به درد می یاد ..

    و من نیز
    با مرگ زاده شده ام
    جایی میان
    بودن ها
    رفتن ها
    در امتداد هر دوشان روزها زیسته ام
    و
    باز باید بود
    .....

    0
    0


  • فرنگیس رزمی نژاد کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 14:29 نوشتند:
    سلام استاد بزرگوار
    خواندم
    زیبا وبا طراوت
    ودلنشین
    دروذ بر شما
    در پناه مولاعلی

    0
    0


  • حسين صداقتي کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 14:38 نوشتند:
    نمایش مشخصات حسين صداقتي سلام استاد تركمان عزيز

    رسيدن بخير....

    هم از شعر و هم از نقدهاى نوشته شده‌ى دوستان استفاده كردم.....شعر بسيار ژرف و والايى‌ست....

    شاد باشيد و ناب بمانيد
    تا هميشه.........

    0
    0


  • ابراهیم سبحانی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 15:23 نوشتند:
    نمایش مشخصات ابراهیم سبحانی درود استادبزرگوار
    اول ازاینکه بی اجازه پیامی برای جناب لطفی گذاشتم عذرمی خواهم .راستش برای لحظه ای اشتباه کردم فکرکردم شعر جناب لطفی را خوانده ام .برمن ببخشایید.
    دوم خوشحال که ضمن خواندن شعرتان بهانه دست دادکه بتوانم مراتب ارادت خود را به استحضار برسانم
    سوم:برسرآمدنم نیز مرا به تفکر واداشتب.گرآمدن به خوبدی نامدمی ....

    0
    0


  • احمد البرز کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 15:31 نوشتند:
    نمایش مشخصات احمد البرز سلام
    استاد ترکمان مهربان در هر فضایی که شاعر عزیز سروده آنجا تمام احساس ها به تصویر کشیده میشود انسان ادم شد و بعد آه و دم نیز هم اینکه شعرتان به دستان مبارک دوستان نقد شده بیشتر ارزش دارد امید که هیچ قلمی از کار نایستد که شاعرش دق میکند
    به پژمان عزیز و خانواده محترمه سلام برسانید گفتیم که سیزدهم خدمت میرسیم و شما را از نزدیک میبینیم که نشد آنگونه که دلمان می خواست و شاد و شاعر زی برادر گرامی و مهربان و عزیز

    0
    0


  • کریم لقمانی Members به احمد البرز   در پنجشنبه 13 بهمن 1390 - 06:51
    نمایش مشخصات کریم لقمانی امید که هیچ قلمی از کار نایستد
    مگر زمان ماهی خوردن

    ارسال پاسخ


  • وفائی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 15:45 نوشتند:
    نمایش مشخصات وفائی سلام استاد دل...استاد مهربانی وعلم وعرفان...استاد ترکمان....می دانستید دلتنگتان هستم...سکوت کرده ام....منت گذاشتید ودلشادمان کردید...عشق پاک اینست....استاد....ولی می گذرد....چون باران بهاری....پیروز دل کسی است که تا اخر زیر باران می ماند...ورنگین کمان...ارمغان پاکی واستواری اوست...عشق حس کردنی است...چون حقیقت وجود است...همینکه بدانیم هست یعنی مال ماست...هر چند صورت مسئله اینطور بنظر نیاید ولی هست...عشق پاک لزومی به بدست اوردن ندارد...چون خودش امده است تا پاک بماند....پس می ماند....گرچه اینهم صورت مسئله ی متفاوت دارد....مهم بودن حس زیبا ولطیف وپاک عشق است...مابقی افسانه ی مکرر تاریخ.....تاریخی دیگر بسازیم....در پناه حق...چشم براهتان هستم....وفائی

    0
    0


  • حوری ابوکاظمی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 16:23 نوشتند:
    نمایش مشخصات حوری ابوکاظمی درود بر استاد بزرگوار جناب ترکمان
    سروده ی ژرف و تامل بر انگیز یست
    در کلاس پر بار تان اندیشه می کنیم و می آموزیم
    من اهل کجایم ؟!
    چرایم؟!
    ؟
    !
    سربلند و جاوید باشید

    0
    0


  • زهره براتي(شطحيات) کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 16:42 نوشتند:
    نمایش مشخصات زهره براتي(شطحيات) فک کنم این ماهیه عجب چسبیده یا کاملا نچسب بوده
    که اینطوری شد..!

    آها..؟جای ما خالی
    اشکالی نداره ..منم دارم حلوای این ماهی بخت برگشته رو میخورم..
    بفرمایید..

    جاتون خالی الان رفته بودم کوه ..
    کوه که چه عرض کنم بچه که بودیم بهش میگفتیم کوه
    امروز بعد چندسال تنهایی رفتم دیدم قد یه تپه هم نمیشه..

    یکمی تو سرما همون گوشه موشه ها کز کردیم و بعدشم برگشتیم..انرژی منرژی و اینام تو این سرمای شدید مشهد خبری نبود..

    باز گلی به جمال شعر شما..!

    به این چیزام زیاد فک نکنین استاد..
    بی خیال.

    0
    0


  • کریم لقمانی Members به زهره براتي(شطحيات)   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 18:58
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام زهره خانم
    اول كوهي كه گفتيد كجاست ؟
    تا آنجا كه يادمه چندسال قبل كه براي يك كنگره كوهنوردي آمدم مشهد مارابردند پاي چند تل وتپه گفتند اينجا كوه است
    اما درمورد ماهي كه فرموديد اگه ميدونستي جناب تركمان كجارفته بود اشك ميريختيد واين همه به فكر حلوا خوردن ماهي نبوديد

    ولي ازهمه اينا گذشته ماهي را ايشان خوردنداشك اين شعرومابايد بريزيم[-(

    ارسال پاسخ


    زهره براتي(شطحيات) Members به کریم لقمانی   در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 21:11
    نمایش مشخصات زهره براتي(شطحيات) حالا ما میگیم تپه که دل دوستان آب نشه
    شما دلتون میاد به کوه های سربه آسمان ساییده ی مشهد همچین بگین..

    هی هی روزگار..

    حالا از شعر استادترکمان که بگذریم من باب گرفتن آبغوره از دوستان سایت میارن بالا و احیانا کارخانه ی آبغوره سازی و فروشی دارن و البته با سودش حتما دارن در جزایر قناری به سر میکنند و ماهی روهمچین مشتی میزنن تو رگ ..
    شما اگه واسه باغبتون مهندس ناظر یا مدیر پروژه مروژه ای خواستین من سعی میکنم یه گوشه از کارامو خلوت کنم و بدم دست بچه ها و
    بخاطر شما پاشم یه سر بیام اونجا..
    سعی میکنم باهاتون ارزون حساب کنم اونم بخاطر حساب شاگرد استادی ..
    اونم چون شمایین..

    مراتب رو هرچه سریعتر اطلاع بدین چون من درگیر چندتا پروژه ی کاری دیگه هم هستم..

    ................
    آخیش..دلم آروم گرفت..!
    حالا به کوه های ما گیر بدین..!

    [-(

    ارسال پاسخ


    علي مولودی Members به زهره براتي(شطحيات)   در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 09:33
    نمایش مشخصات علي مولودی

    ارسال پاسخ


  • علی عبداللهی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 16:43 نوشتند:
    نمایش مشخصات علی عبداللهی تلخ ترین گیاه را
    برای شفاعت
    خواهم چشید
    وقتی ترانه ی تو
    در گوشم می میرد


    سلام
    آموختم
    س\اس

    0
    0


  • عباس جفره کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 17:06 نوشتند:
    نمایش مشخصات عباس جفره
    سلام استاد عزیز وگرامی

    درود به شعر وکمالات شما

    وکامنت های بسیار روشنگرانه عزیزان

    0
    0


  • محمد رضا صالحی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 18:51 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمد رضا صالحی و
    تصویر یک مرگ ...

    عالی بود , استاد .


    پاي شعر جديدم " وقت رفتن "
    منتظرتان هستم ...

    0
    0


  • سید مجتبی ذبیحیO M I D T A N H A کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 18:56 نوشتند:
    نمایش مشخصات سید مجتبی ذبیحیO M I D T A N H A سلام استاد ارجمند جناب ترکمان

    سرودهء معنایی شما را در قالب مبحث (انسان شناختی)خواندم و به آن اندیشیدم.
    و سیر پیدایش (آدم)را با دونظریه مختلف(مکاتب دینی و کمال گرایی هایی ایدئولوژیک)و (نظریهء تکامل داروین).
    از (آمدن)،(زایش)و(مرگ)گفته اید که هم در قالب مبانی خداشناسی ،هستی شناسی و نیز تبار شناسی قابل بحث و تأمل هست.

    باری
    استاد گرامی جناب ترکمان عزیز؛

    زیاده گویی مرا ببخشید.
    استفاده بردم از سرودهء شناختی و ژرف شما.

    همواره سلامت و سربلند باشید



    0
    0


  • شادان شهرو بختیاری کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 19:41 نوشتند:
    نمایش مشخصات شادان شهرو بختیاری درود بر استاد ترکمان عزیز و گرامی
    کوتاه سروده های شما همیشه زیبا و دلنشین هستند .
    دست مریزاد

    0
    0


  • مصطفی صادق پور(مهدیار) کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 19:44 نوشتند:
    نمایش مشخصات مصطفی صادق پور(مهدیار) سلام

    بسیار زیباست/

    این باید خلاصه ای از یکی از اشعار شما باشد


    درود بر شما

    0
    0


  • مريم قدمگاهي کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 19:47 نوشتند:
    نمایش مشخصات مريم قدمگاهي سلام استاد عزیزم..

    زاییده حکمتم؟؟یا لذت؟؟

    سوالهای قشنگی بود که منو وادار به تفکرکرد...

    ممنون از شعر عمیق و زیباتون..

    0
    0


  • شیوا میرزاخانی کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 20:40 نوشتند:
    نمایش مشخصات شیوا میرزاخانی . . .

    چقدر شعرهایتان را دوست دارم...
    و چقدر می آموزم از احساس و اندیشه تان ...

    پایدار باشید استاد عزیزم . . .

    0
    0


  • سید پویا نجات فر کاربر عضو  در دوشنبه 10 بهمن 1390 - 22:26 نوشتند:
    نمایش مشخصات سید پویا نجات فر درود استاد عزیزم

    زیبا خواندمتان
    ممنونم

    0
    0


  • علی اصغر یزدانی (تراب) کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 07:55 نوشتند:
    نمایش مشخصات علی اصغر یزدانی (تراب) سلام استاد
    هماره اشعار معناگرا و تدبیرگرایانه شما را با تمام ضیق اوقات می خوانم
    و از پرداخت شما در مقوله های عرفانی و فلسفی خوشنودم،ماهیت چیستی و چرایی....قیمت انسان خصوصا یک هنرمند به چرایی و چیستی اوست...
    برایتان روزگاری پربهجت آرزومندم.

    0
    0


  • شهرام وظیفه رضایی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 08:14 نوشتند:
    نمایش مشخصات شهرام وظیفه رضایی بااین ترانه برگردیم
    به هفده سالگی من
    به خنده های بی وقفه
    به بغض خانگی من
    به امتحان شهریور
    به وحشت شب آخر
    به لحظه های تقلب
    خط خطی گوشه ی دفتر
    آن گلابدان قدیمی
    درکدامین صخره افتاد
    شاپرک بانوی آواز
    درکجای شعله جان داد
    درکجای کوچه گم شد
    سکه ی جوانی ما
    بگوکجا به گل نشست
    کشتی بادبانی ما
    بوی خوب گندم چه شد؟
    هفته ی خاکستری کو؟
    حرف ناب شام آخر
    کوچه شد چراغ جادو؟(شهیار قنبری )


    سلام دوست عزیز و شاعرم.

    سروده ناب و زیبایی بود.

    قلمتان همواره سبز . دلتان همیشه شاد.

    0
    0


  • عماد بهاری کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 08:47 نوشتند:
    نمایش مشخصات عماد بهاری درود بر استاد ترکمان عزیز

    خوشحالم که خدمت رسیدم و شعرتان را خواندم

    شاید این جزو آخرین نظراتی باشد که در این سایت

    میگذارم .. شعر و نظرات بسیار خوبی را در این

    صفحه خواندم .. با آرزوی مهر

    0
    0


  • رضا محبی راد (مجنون) کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 09:00 نوشتند:
    نمایش مشخصات رضا محبی راد (مجنون) احسنت استاد عزيزم

    0
    0


  • مهدی باغانی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 09:38 نوشتند:
    نمایش مشخصات مهدی باغانی جناب استاد ترکمان بزرگوار سلام ..
    با اینکه برای اولین با افتخار آشنایی با شما و افکار شما رو داشتم اما بسیار لذت بردم از اینهمه فلسفه و حکمت نهفته در بیان موهوم شما ...
    سربلند و پاینده باشید .

    0
    0


  • علي مولودی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 09:38 نوشتند:
    نمایش مشخصات علي مولودی سلام استاد درد شناس و عزیزم.

    بسیار بحث سنگینی رو پیش رویمان گشوده ای،

    در این وادی کمی درد و کمی غم
    کمی عشق و کمی هم اشک ماتم

    و گاهی شور شوق و لذتم هست
    و سهم من زیاده یا کمی کم.

    سربازتان را تنها نگذارید استاد مهربانم.



    در پناه حق بمانید و
    بسرایید سرود مهر را.

    0
    0


  • رويا باغبان پور آذري کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 09:46 نوشتند:
    از كجا آمدم و آمدنم بهر چه بود؟

    پايدار باشيد ....

    0
    0


  • مریم جلائی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 10:02 نوشتند:
    نمایش مشخصات مریم جلائی سلام استاد

    دلنوشته ای بسیار عمیق و تاثیرگذار از شما خواندم و آموختم

    شاد زی

    0
    0


  • احسان امینی فر کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 10:03 نوشتند:
    نمایش مشخصات احسان امینی فر سلام و درود بسیار جناب ترکمان
    بسیار بسیار زیبا و عالی
    احسنت بر شما و قلم زیبایتان

    امیدوارم که در اشعار بعدی شما نیز بتوانم سهمی از حضور داشته باشم

    احسنت و درود بیکران

    0
    0


  • جعفر سمنبر کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 10:04 نوشتند:
    نمایش مشخصات جعفر سمنبر درود بر شما بسیار اندیشمندانه وارزشمند ودلنشین سرودید

    0
    0


  • سیدظاهرموسوی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 10:20 نوشتند:
    نمایش مشخصات سیدظاهرموسوی درود براستاد عزیز

    قرنهاست


    قرن هاست بریده ام
    از همه جا و همه کس
    روی به او آورده ام
    او که جسم نیست!
    سیاله نیست...

    انگار او نیز از من
    رویِ گردانده است!
    چرا دعایم مستجاب نمی شود و
    این سیلِ فریادهایم پژواک ندارند ؟!

    به خود، به هستی، مشکوکم!

    آیا خلقت چیز دگری بوده و
    نیاکان من اسیرِ مغلطه بوده اند؟!
    که من،
    در آتش جهل شعله ورم؟!

    چرا هیچ گوشی پرده ی مرهم
    به روی دردهایم نمی گشاید ؟؟؟

    )سید ظاهر موسو)

    0
    0


  • محمود احمدی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 10:58 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمود احمدی چه زیبا و دلنشین می سرایی.
    پایدار و سبز باشید

    0
    0


  • آروین کریمی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 11:15 نوشتند:
    نمایش مشخصات آروین کریمی بسیار زیبا بود

    0
    0


  • وحیده تعمیری کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 12:01 نوشتند:
    سلام استاد
    بسیار زیبا و دلنشین و پر محتوا سروده اید
    خواندم و آموختم
    پاینده باشید و مانا.......

    0
    0


  • وحیده تعمیری کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 12:04 نوشتند:

    سلام
    استاد بسیار ممنونم که شعر بدرود من رو خوندید من همیشه منتظر نقدها و نظرات سازنده شما هستم شاد باشید و سربلند
    شاگرد حقیر شما وحیده

    0
    0


  • پروانه جباری کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 12:06 نوشتند:
    نمایش مشخصات پروانه جباری سلام استاد ترکمان عزیز
    با معنا و متفکرانه سرودید.
    بسیار زیبا بود.
    سلامت باشید

    0
    0


  • پارسا خسروي کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 12:41 نوشتند:
    نمایش مشخصات پارسا خسروي سلام استاد ترکمان عزیز
    دوست دارم سروده ی بعدی شما را شاد ببینم تا منهم جان تازه ای بگیرم و سروده ای بسرایم .
    امیدوارم غم از درون شعر های زیبایتان رخت برکند
    و چهره شاد وخندان شما را با اشعار زیبا و شاد شما را ببینم..

    مانا باشیدو شاد بمانید استاد

    0
    0


  • سمیه مشتاقی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 12:57 نوشتند:
    نمایش مشخصات سمیه مشتاقی سلام جناب ترکمان بزرگوار

    عمیق و بسیار شیوا سرودید

    0
    0


  • محمد كوهيان کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 13:09 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمد كوهيان سلام
    جناب ترکمان
    استاد گرامی
    مثل هميشه پر محتوا و با معنی عميق.
    تحليلی زيبا از خانم چگينی و پژمان عزيز نيز مزيد بر زيبايي اثر گرديد.

    كه ياد آور اين بيت است :
    از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟!
    به كجا ميروم آخر ننمايي وطنم


    0
    0


  • شیرین سهرابی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 13:11 نوشتند:
    نمایش مشخصات شیرین سهرابی سلام

    استاد گرامی
    سروده شما پر مغز و با محتوایی تفکر بر انگیز برای اندیشیدن به دنیای فیزیکی و دنیای ماوراییست.
    احسنت بر طبع عالی شما.



    0
    0


  • غلامحسین فرهادی(محزون) کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 13:38 نوشتند:
    نمایش مشخصات غلامحسین فرهادی(محزون) سلام استاد ترکمان ( پژواره ) عزیز

    مثل همیشه شعر بسیار زیبایی از شما خوندم و به فکر فرو رفتم .
    استاد گرامی اگه ممکنه این تلخی رو تو شعراتون کمتر کنین .

    0
    0


  • مسعودکیانی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 14:24 نوشتند:
    نمایش مشخصات مسعودکیانی
    شاید آدم ، پله ای - بین ما و اصل انواع - است ، خود
    در مسیر زایش – از هر نوع –
    انتخابی نیست ، عقلی نیست ، دردی نیست - در آن زاده ی مجبور-
    یک شعور رو به رشد اکتسابی – چون دگر دیسی –
    پسِ هر مرگ و هر زادن
    تناسخ را درون خویش
    بی تکرار، می زاید.
    تناسخ چون دگردیسی
    درون خویش ، بی تکرار...
    تقدیم به محضر شما و همه ی خوانندگان اشعار زیبایتان: کیانی

    0
    0


  • مهدي مرادي کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 15:13 نوشتند:
    نمایش مشخصات مهدي مرادي سلام جناب تركمان

    زيبا بود و نغز و پر مغز
    ممنون كه ميهمانمان كرديد استادبا شعر زيباتان
    موفق باشيد.

    0
    0


  • رضا رحیق کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 16:14 نوشتند:
    نمایش مشخصات رضا رحیق با سلام
    استاد ارجمند جناب ترکمان
    سروده بسیار زیبائی خواندم و محظوظ شدم

    سروده زیبایتان مرا یاد سروده ای از حضرت مولانا انداخت
    مولانا یک سوال می پرسد
    که :
    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
    به کجا میروم آخر ننمائی وطنم
    و بعد هم گوئی یک پاسخ کیفی برای آن یافته باشد
    چنین پاسخ میگوید

    از جمادی مردم و نامی شدم
    وز نما مردم به حیوان سر زدم

    مردم از حیوانی آدم شدم
    پس چه ترسم کی زمردن کم شدم

    حمله دیگر بمیرم از بشر
    تا برآرم از ملائک بال و پر

    وز ملک هم بایدم جستن زجو
    کل وجهه هالک الا وجه هو

    بار دیگر از ملک قربان شوم
    آنچه اندر وهم ناید آن شوم

    پس عدم گردم عدم چون ارغنون
    گویدم که انا الیه راجعون

    سروده ارزشمند همیشه مخاطب خود را به چالش میکشد
    و سروده شما دارای این خصوصیت زیباست

    0
    0


  • طلعت خیاط پیشه کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 16:26 نوشتند:


    استاد ارجمند جناب ترکمان سلام


    درود بر شما و سروده های خواندنی شما . سرسبز باشید.:) :)

    0
    0


  • سنا سپاسی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 17:35 نوشتند:
    بسیار ناب بود!
    دروود

    0
    0


  • سپیده رضایی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 17:45 نوشتند:
    درود استاد
    آموختم

    0
    0


  • مهتاب مهدوی کیا کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 18:54 نوشتند:
    نمایش مشخصات مهتاب مهدوی کیا سلام استاد عزیز شعرتون خیلی با مفهوم بود و بدلم نشست. واقعا فلسفه ای عظیم در این شعر نهته بود

    0
    0


  • رضا باقری فرد کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 19:54 نوشتند:
    نمایش مشخصات رضا باقری فرد سلام

    سروده ای خواندم

    نامحدود به زمان

    ناتمام در نگاه

    0
    0


  • سعید سالاری کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 21:49 نوشتند:
    نمایش مشخصات سعید سالاری کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
    ماه را میشود از حافظه ی آب گرفت
    سلام استاد !
    زیبا بود . لذت بردم .
    سربلند باشید ....

    0
    0


  • سروش رحيمي ده چراغي کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 22:06 نوشتند:
    نمایش مشخصات سروش رحيمي ده چراغي سلام و عرض ارادت استاد ترکمان
    از شما می آموزیم

    و خدا در سکوت زمین
    آفرید
    نگاه شاد
    نگاه غمگین
    و آسمان به ستایش
    و مرگ با عشق
    و سالها بعد
    و بعد
    ترانه یعنی نگاه کودکانه ای که خدا دوست داشت

    0
    0


  • خدايار اميد کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 22:53 نوشتند:
    نمایش مشخصات خدايار اميد سلام بر استاد ترکمان .
    سروده زيبا و عميقتان را خواندم و بهره بردم .
    خوشحالم که دوباره از محضرتان آموختم ...

    0
    0


  • غلامحسین جمعی کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 23:13 نوشتند:
    نمایش مشخصات غلامحسین جمعی سلام و درود بر استاد عزیزم جناب ترکمان که هر شعرش باعث برپایی کلاسی است تا هم از شعر و هم از نظرات دیگر دوستان بهره ببرم . درود بر استاد عزیز میگویند یک ساعت تفکر بیش از سالها عبادت ارزش دارد . درود بر فطرت پاکتان که ما را به فکر کردن وامیدارید . ستایش بزرگ آفریننده ای را که چنین انسانهای با ارزشی را به ما هدیه کرده است .
    فیلسوفان و عالمان امروز می گویند عالم کسی نیست که به پرسشهای شما پاسخ می دهد ! بلکه عالم کسی است که در ازاء هر سوال شما یک سوال دیگری برایتان مطرح کند تا همواره در تکاپو و ******** فکری قرار داشته باشید . وچه بهتر مطرح کردن چنین پرسشهای ستبر و سترگی
    دست بوسم استاد عزیز قربانت حسین .

    0
    0


  • غلامحسین جمعی Members به غلامحسین جمعی   در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 23:19
    نمایش مشخصات غلامحسین جمعی با سلام مجدد بیچاره ما که در کامنتهایمان حتی واژه (ج ن ب ش )آنهم نوع فکری آن حذف می گردد

    ارسال پاسخ


    رحمت اله خواجوی Members به غلامحسین جمعی   در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 00:08
    نمایش مشخصات رحمت اله خواجوی سلام استاد میوه کمیاب شعر نو جمعی عزیز استاد راه کم کرده اید ؟ خیلی خوشحال شدم از حضورتان هم چنان از نگاه مهربان شما می آموزیم .

    سایه شما مستدام نازنین

    ارسال پاسخ


  • رضا حیدری نیا کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 00:25 نوشتند:
    نمایش مشخصات رضا حیدری نیا درود استاد ترکمان گرامی.مشتاق دیدار قربان.از سروده ی نابتان نیز بسیار لذت بردم.درود.

    0
    0


  • رضا حیدری نیا کاربر عضو  در سه شنبه 11 بهمن 1390 - 00:27 نوشتند:
    نمایش مشخصات رضا حیدری نیا درود استاد ترکمان گرامی.مشتاق دیدار قربان.از سروده ی نابتان نیز بسیار لذت بردم.درود.

    0
    0


  • حمیدرضا هرندی کاربر عضو  در چهار شنبه 12 بهمن 1390 - 11:07 نوشتند:
    نمایش مشخصات حمیدرضا هرندی شعر زیبایی بود - تفکر بر انگیز - ممنون

    0
    0


  • نیلوفر مهرجو کاربر عضو  در چهار شنبه 12 بهمن 1390 - 14:13 نوشتند:
    نمایش مشخصات نیلوفر مهرجو سلام استاد
    چیزی برای گفتن نیست
    فقط تعظیم میکنم

    0
    0


  • سمیرا رحمانی کاربر عضو  در چهار شنبه 12 بهمن 1390 - 14:54 نوشتند:
    نمایش مشخصات سمیرا رحمانی من قربانی لذتم وتصویر یک مرگ

    سلاام ودرود استاد بزرگوارم
    عجیب دلتنگ بودیم و شکر که دوباره سعادت خواندتان را دارم

    0
    0


  • ‍‍‍‍‍‍‍‍‍پيمان عابدزاده کاربر عضو  در چهار شنبه 12 بهمن 1390 - 16:14 نوشتند:
    نمایش مشخصات ‍‍‍‍‍‍‍‍‍پيمان عابدزاده سلام استاد ترکمان


    بسیار لذت می برم


    از سروده های شما


    بی اندازه شاد باشید

    0
    0


  • علیرضا .ح . امیرخیزی کاربر عضو  در چهار شنبه 12 بهمن 1390 - 18:01 نوشتند:
    نمایش مشخصات علیرضا .ح . امیرخیزی سلام استاد عزیز
    خوشحالم که امروز که به مدت کوتاهی توانستم بیایم ...سروده ای بسیار متفکرانه از شما می بینم . پرسشهای بی جواب و تنها چیزهایی که به آنها یقین دارم . قربانی و مرگ . درود و صد درود بر شما

    0
    0


  • سایرا ثابت کاربر عضو  در چهار شنبه 12 بهمن 1390 - 20:30 نوشتند:
    نمایش مشخصات سایرا ثابت
    سلام استاد گرامی

    چه شوری به پا کرده اید

    0
    0


  • اهورا بختیاریفرد کاربر عضو  در پنجشنبه 13 بهمن 1390 - 11:09 نوشتند:
    نمایش مشخصات اهورا بختیاریفرد دروود به شما استاد بزرگوار

    0
    0


  • پژمان روشن طبری(شبگرد) کاربر عضو  در پنجشنبه 13 بهمن 1390 - 11:20 نوشتند:
    نمایش مشخصات پژمان روشن طبری(شبگرد) لذت بردم استاد
    من قربانی لذتم

    0
    0


  • زهرا بازیار۰(صحرا) کاربر عضو  در جمعه 14 بهمن 1390 - 16:27 نوشتند:
    نمایش مشخصات زهرا بازیار۰(صحرا) با سلام و عرض ادب
    زیبا بود اموختم درود بر شما

    0
    0


  • سالار فرهادی کاربر عضو  در جمعه 14 بهمن 1390 - 20:08 نوشتند:

    درود - انگاری حرف دل گم شده ما بود. انگار من سروده بودم و در قلم زیبای شما بود

    0
    0


  • حجت اله یعقوبی کاربر عضو  در شنبه 15 بهمن 1390 - 13:55 نوشتند:
    نمایش مشخصات حجت اله یعقوبی درود بر استاد مهربانم
    و درود بر اندیشه های پویا و تفکر برانگیز شما
    همیشه در محضرتان می آموزم

    0
    0


  • افلاطون پاشائی پور کاربر عضو  در شنبه 15 بهمن 1390 - 19:38 نوشتند:
    نمایش مشخصات افلاطون پاشائی پور سلام
    قبلا اين شعر رو پاي معرفي نامه ي يكي از اعضاي سايت خوندم
    زيباست استاد

    0
    0


  • شهره مظاهری کاربر عضو  در شنبه 15 بهمن 1390 - 00:28 نوشتند:
    نمایش مشخصات شهره مظاهری من عرف نقسه فقد عرف ربه

    حکمت افرینش سوالی است که همیشه ذهنها را به خود مشغول کرده و جوابش را در نمیابیم تا زمانی که از ذهن به فلب رجوع کنیم ..
    جواب در اندرون من خسته دل است ..
    صدای نزدیکی که نوازشگر روح است !

    شعر زیبایی است ... متشکرم

    0
    0


  • زهره براتي(شطحيات) کاربر عضو  در شنبه 22 بهمن 1390 - 22:34 نوشتند:
    نمایش مشخصات زهره براتي(شطحيات) :)

    خب دیدم توسایتین استادگفتم یه سلامی کنم..
    آخه مگه نشنیدین میگن سلام سلامتی میاره..

    انقدم ناراحت نباشین..
    ممنون..

    شبتون بخیر..

    راستی استاد ترکمان دوستتون استادلقمانی..؟
    من که روم نشد زنگ بزنم ببینم کجان..ولی شما یه کوچولو تماس اگه گرفتین یه خبری به مام بدین که نگران نباشیم..
    بازم ممنون.:)

    0
    0



ارسال نظر

ارسال نظر بر روی این مطلب فقط برای اعضا مقدور می باشد.
نام کاربری: کلمه رمز:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.