وقتی بمیرم
لحظه هایم را
تکه تکه کنید.
در ابتدای زمین بمانید!
سهم خود،بردارید.
تلفظ شیرین تان مبارک!
مهربانانه
بوی تبر بر گردنم بیاو
هی بخند رامونا
این شعر را خواندند (اعضا)
بابک عارفی (18/6/1389),رضا محمدزاده (18/6/1389),امیررضایی.گ (18/6/1389),محسن اولاد (18/6/1389),صنم ميرزازاده نافع (18/6/1389),عليمحمد پورحسن (18/6/1389),سید مهدی حبيبی (18/6/1389),آرمینه کاظمی سنگدهی (18/6/1389),زهرا اخلاقی پور (18/6/1389),صنم ميرزازاده نافع (18/6/1389),زهرا حلوایی (18/6/1389),حسن دلخوش (18/6/1389),امير آرام (18/6/1389),حورالعین اوجاقی (18/6/1389),حورالعین اوجاقی (18/6/1389),پرستو جمشيدی (18/6/1389),سوفی صابری (18/6/1389),حميدافسرده.ريوار (18/6/1389),ابوالفضل دادا (18/6/1389),بیتا عرب زاده (18/6/1389),شایان شعیبی (18/6/1389),صنم ميرزازاده نافع (18/6/1389),حبيب فرقانی (18/6/1389),صنم ميرزازاده نافع (18/6/1389),حامد یحیی زاده (18/6/1389),مهران سالاري (19/6/1389),عليمحمد پورحسن (19/6/1389),عليمحمد پورحسن (20/6/1389),محمد علی شیردل (20/6/1389),عليمحمد پورحسن (20/6/1389),اميرعباس رحمتی (21/6/1389),عليمحمد پورحسن (21/6/1389),علیمحمد پورحسن (8/9/1389),علیمحمد پورحسن (14/6/1390),علیمحمد پورحسن (3/8/1390),
نقطه نظرات
@بابک عارفی توسط صنم میرزازاده نافع
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 09:13
سلام بر صاحب رامونا ها
هنوز دلتنگید که رفتد سراغ رامونا و یک سلام ویژه به استاد عارفی / شعر و شعور در آذر بایجان
استا شما هم که می گید اول /ممنون این یک نوع حمایت از دوستی هاست به خدا یک عده دلشکسته شدند از صحبت های مطرح شده به آقا حبیب هم گفتم غزل بگه البته اگه روی منو زمین نندازه
نام: رضا محمدزاده
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 07:47
نام: امیررضایی.گ
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 08:02
نام: امیرعباس رحمتی
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 08:08
سلام جناب پورحسن عزیز
دستانم
پوچ شده است
پیش بهار
لطیفترین اشعار دنیا مقبولیت و زیبایى خود را مدیون عواملى هستند که تعدادشان شاید از انگشتان یک دست تجاوز نمىکند
بررسى این عوامل مىتواند به نوبه خود براى بسیارى از استعدادهاى بالقوه راهگشا باشد ولى امروز فقط مىخواهم به یک مورد آن اشاره کنم :
دارا بودن نقطه اوجى که با کوبندگى در معنا و موزون بودن کلام مخاطب را تسخیر مىکند.
این نقطه اوج ممکن است در ابتدا ٬ میانه و یا انتهاى سروده خود را نشان دهد ولى چنانچه ( آنى ) را که باید ٬ دارا باشد تمامى شعر و مخاطب را مسحور خود مىکند.
بسیارى از امثال و لطایفى که امروزه در محاورات یومیه کاربرى دارد برگرفته از ابیاتى در شعر پارسى است که خصوصیت ذکر شده فوق را داشتهاند
در شعر سپید و همچنین نیمایى نیز بسیارى از اشعار به حرمت یک بند و یا حتى یک کلمه شناخته مىشوند و خوانندگان عام حتى اگر تمامى شعر را نخوانده و یا استطاعت و حوصله به خاطر سپارى را نداشته باشند این بندها را در سینه محفوظ دارند :
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم مىشکند
آب را گل نکنیم
در فروددست انگار
کفترى مىخورد آب
سلامت را نمىخواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
به سراغ من اگر آمدى
براى من اى مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
و...
اینها را گفتم که نکتهاى را در مورد مجموع اشعار شما ذکر کنم
در اکثر اشعارى که از شما خواندهام حضور و ردپاى حسى که آن ( آن ) را در بندها و ابیات ایجاد کند به خوبى هویدا است
در بند که در ابتداى این نظر ذکر کردهام حضور این حس که بند را به نقطه اوجى کوبنده و تسخیر کننده تبدیل کند کاملا مشهود است و به نظر حقیر این موضوع نشاندهنده ظهور شاعرى توانا و خوش قریحه مىباشد.
همیشه سبز و سربلند باشید
نام: سید مهدی حبیبی
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 09:26
نام: آرمینه کاظمی سنگدهی
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 09:39
آفرین دوست عزیزم
بسیار زیبا سرودى
موفق باشید
روزهایتان لبریز عشق
نام: محمد ترکمان(پژواره)
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 10:22
آقا سلام! در سفرم
شعر زیبایت را باتلفن همراه خواندم نظر دادم نمی دانم دریافت می کنید یا نه؟ماندگار باشید
نام: زوشا بیرانوند
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 11:02
نام: حسن دلخوش
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 11:54
سلام.
سروده ی منسجم و خوبی است.
ذهن رامونایی ات پربارباد.
نام: بهزاد چهارتنگی
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 12:11
درود بر شما دوست عزیز مدتى است که دیگر سراغى از ما نمى گیرى. سروده ات زیبا ؛با احساس و روان بود لذت بردم شاد باشید.
نام: حورالعین اوجاقی
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 13:53
نام: مریم احمدى (پریشان) ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 14:21
سلام
خیلى زیباست ..خصوصا پایان زیباترى داشت 


نام: سوفی صابری
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 15:18
نام: پرستو جمشیدی
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 15:36
سلاام خان داداش ... خوبم خوووبین ؟
همیشه گفتمو میگم اون شعرایی از شما ک رامونا رو مخاطب قرار میدین نشونه ی دلتنگیه زیادتونه و البته غمگینیش !
وقتی پاییز بیاید
شاتوت پیر کوچه هم
ب خواب فصل های مرده خواهد رفت .... 
محححشر بود ب خدا ...عاشق احساس و واژه های این یه تیکه شدم ! 
الهی همیسسسگگگی موفگگترترترتترترین باشینو بمونین !
BY :
*" KaHOOp "*
@پرستو جمشیدی توسط علیمحمد پورحسن
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 17:38
سلام آبجى پرستو
این چند روز نصیبمان جز دل تنگى نیست
ان مطلب در وبلاگ را خوندم وسخت متاسفم شدم اما ترجىح دادم سکوت کنم زىرا دوستانى از شما حماىت کردند که به احساسى بودن متهم نمى شدند
حرفهاى زىادى روى دلم سنگىنى مىکند اما هرچه کمتر بنوىسم بهتراست
ممنونم که شعرم رو خواندى ونظرت را نوشتى
اما بودنت مهمتر از خواندن من است
شاد باشى وشاعر همىشه
نام: حمیدافسرده.ریوار
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 16:16
نام: محمد علی شیردل
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 16:20
نام: مینا تمدن
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 16:56
سیییییییلام
دستانم پوچ شده پیش بهار
وقتى پائیز بیاید
شاتوت پیر کوچه هم
به خواب فصل هاى مرده خواهد رفت
زیبا بود خیلى زیبا
نام: ابوالفضل دادا
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 17:45
نام: شایان شعیبی
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 19:20
نام: صنم میرزازاده نافع
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 21:10
نام: حامد یحیی زاده
ارسال در پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 22:42
نام: مهدی بلوچ ارسال در جمعه 19 شهريور 1389 - 21:17
سلام دوست عزیز
شعرتون بنظر من از دهه نود هم جلوتر است واین یعنی بروز بودن شاعر اما اگر این دلتنگی ها بزارن
نیما در اشعارش از ری را ،شاملو از رکسانا ،سید علی صالحی از ری را ،اخوان از دختر عمو ......انگار یکی همیشه درون ماهست که باید آرامش به ما بدهد
جاوید وسبز















