0

تو رفته اي ...

F  A A  

اشكها در چشمم خشكيده اند
كويري ام
عاشق بودم و هستم و هيچ كس خبر نداشت
تو رفته اي به همين نزديكي ها و هيچ كس نفهميد
لبم ميخنديد
دلم گريه ميكرد
من با سكوت با تو حرف ميزدم
و تو بي صدا پاسخ ميگفتي
تو رفته اي
لااقل بعد رفتن به من بگو
بي تو چگونه بميرم

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان    لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

عاطفه بذرافشان (16/9/1387),سلمان فيجانی (16/7/1388),

نقطه نظرات

نظرها

نام: عاطفه بذرافشان   ارسال در یکشنبه 15 مهر 1386 - 10:41

به خاطر اين حس لطيف شاعرانه به شما تبريک مى گويم.موفق باشيد.


نام: نوروزي   ارسال در پنجشنبه 18 بهمن 1386 - 10:58

براي چاپ اشعارتان در يك هفته نامه با ميل من تماس بگيريد اشعار زيبا در اولويت هستند



ارسال نظر

نام کاربري:
کلمه رمز:
نام شما:
ايميل شما:
آدرس وب: http://
کد:  
:) :( ;) :D :-/ :x :* =(( x-( :-s :(( :)) =)) [-( @};- =D>
نظر شما:

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.