شدنيست كه گاهي ما به هم فكر كنيم
به گره دستهايمان در فردا محكم فكر كنيم
خانه ي ما اگر آجري و سيمانيست
وقت باران به خشت و گل و نم فكر كنيم
هرگاه زياديمان شد و خنديديم
يك لحظه هم به نيست و به كم فكر كنيم
با فكر چه كسي دلمان ميلرزد؟
به لرزش خانه ي دل به بم فكر كنيم
براي اينكه شادي دلمان را نزند
كمي آنورتر به خنده ي يك غم فكر كنيم
تو در فكر خود و من در انديشه ي خود
ميشود يك بار هم ما به هم فكر كنيم










