run in: 0start 0 run in: 0.036 نتيجه جستجو براي "خاطرات شب زفاف" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: زفاف شاعر: هادی عبدی
کجای خاطره هایی شبی ورق برگشت شرار صاعقه زد آسمان صاف مرا همان دمی که نفس در وجود من پیچید دو دست قابله بر تو برید ناف مرا و روزگار کجم عادلانه قسمت کرد برای با تو شدن سهمی از لحاف مرا دوباره در هوس آشیان سیمرغم همان که از من تنها گرفت قاف مرا به دور کعبه جسمت چقدر خواهم گشت و کاش تب نبرد لذت طواف مرا چه زود دلهره فهمید جای خلوت مارا یقیم گرفته سر رشته ی کلاف مرا دوباره خلسه شدم روح من کجا رفته است خدای عشقها مشکن ساحت زفاف مرا ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: خاطرات شاعر: فهیمه اعظم
آهسته در نگاه زمان آب میشود آن خاطرات من از آفتاب و باد آن خاطرات من که تو بودی در آن شریک آن خاطرات ابری و آن خاطرات شاد ۱۶/۸/۹۰ ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: زفاف گل و عشق و نور شاعر: نسرین عبادسبحانی ( عبادی )
با یک شاخه گل عشق و دادی بمن توو یک لحظه انگار هویدا شدی توو اون خلوتی که گرفتی منو همون لحظه از من تو پیدا شدی هنوزهرم دستات روی پنجره س که گرمیش به اندازه حسمه منو برده تا مرز دیوونگی کنارم باشی تا ابد هم کمه دارم با تب دستت حرف میزنم میذارم با عشق دست رو دستای تو سرم رو میذارم روی پنجره میخوام گوش بدم گاهی حرفای تو نگاه تو بارید توی قلب من که جای همه خارا روئیده گل چه بزمی و رو ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: هجران دوست شاعر: محمد رضا شارکی
درفراقت دیدگانم بوی باران را گرفت دوریت ای یاسمن ارامش جان را گرفت یک سبد شادی زباغم چیدی وبارفتنت کلبه سبز دلم تمثال زندان را گرفت این کسوف ناگهانی از دل سیمای روز سیب سرخ خاطرات پاک انسان را گرفت چونکه تفریح وفراغ از لحظه ها رحلت نمود ناله وشیون زفاف نوعروسان را گرفت ضربتی زد بر تنم هجران رویت انچنانک رفتنت لبخند از لبهای خندان را گرفت چون بلای دوریت از اسمان نازل شده از سبوی بندگی تکرار ایمان را گرفت ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: سروده ی ۵۴ شاعر: مهدی فتوحی
هوهای سرفه در دل شال گردن تیره. لکه ای سرخ بر دامان سپیده ی پوک در زفاف یلدای سِل ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: تعبیر یک خواب تلخ شاعر: عبدالصمد حیدری (ندیمجو)
در بیدار باش یک شب سیاه که خواب را تعبیری از درد های دیروز است من تمامی آرزوهارا در ترازو پایانی اش ترسیدم هی!.. هی! همسفران درخواب همسفران ترسیده از رویا های منحوس همسفران در باران های وهم مانده در قدم های تان بد شانسی قدکشیده است اینجا همین گونه تاراج را بنام آدم کشت کرده اند و عشق را چنین بدنام کرده اند که آدم بد شانسی را از هند پیاده می رفت تا شب زفاف تلخی هایش را دریابد هی!... هی! تو که فرزندش هستی باید از قلب بهشتی ات دریک شب منف ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: کافه شاعر: نگار عمرانی
جای من توی فالت خالی افتاد همیشه قهوه ها از من گذشتن همیشه از دهن افتاده چشمم همش همجنس تو داغی رو بختن می دونم عادت مردونگیته حباب و دود و قلیون و لَمیدن تو از میزای کافه چی می دونی؟ فقط کام و فقط کام و پُکیدن توی سینَم لباس نو می شورن دلم دلشوره های تازه می خواد تنم یک شب زفاف و تور و شور و لبم دریاشو بی اندازه می خواد توی تاریکیِ این مطلق شب دلم دنبالته دل دل نزن باز همش ترسیدم از اینکه نباشی از اینکه تو کبوتر شی ومن باز ببین این کافه یا ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: زندگینامه ی آزادی شاعر: تقي جهانبخشي
هوای گرگ ومیشی شد کمین از شکار سر دزدید یاس ها پاخور و له ، ناشکفته می پژمرد شرجی دل ها بوی بهبودی ! چشمان ِ جدول و جوی افتاده ، کنار خیابان ِ آزادی شد ! شورسر عروس ِ آزادی، خسته از زفاف دموکراسی، موزه ی دل ، فسیل ِ اندیشه ها لم داد! تب ِ مردمانی بی تاب آب وآیینه در دست ، بدرقه عروس بی داماد شد شبِ زفاف ناداماد سیاهپوش و افشا ! دم ِ حجله گربه آزادی را کشت گور اورا کند دموکراسی ، مجرد ماند !؟ *** داستان هزار ویک شب آزادی خوابِ مردمان می ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: رویای خیس شاعر: امیر رحیمی
شبی در انتهای دالان رویا گوش به مرثیه جیرجیرکها سپردم تا پروانه عاشقی که در کنج سقاخانه محل بال و پر به دوزخ شمع میسپرد دریابم و تو با کاسه ای در دست در کنار چمشمه دیدگانم اشک جمع میکردی تادر خشکی خاطرات باغچه شقایق همسایه را سیراب کنی ومن با چشمانی خیس در حجله یادت فریاد میزدم مرادوست بدار ای خیس ترین رویای جمعه شب هر پنج شنبه رقص پروانه های سپید همچون روز زفاف بر مرمر سیاه مزارت مینگرم دریغ از کاسه اشکت تا قطره ای بر شقایق مزارت ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: خاطرات شاعر: میثم رحمانی ( تیکه سنگ)
گاهی خاطرات میمیرند من اینجا خاطرات را پرپر می کنم تا شاید از یادم بروند مثل او که مرا از یاد برده گاه خاطرات هم میمیرند... ... (ادامه شعر)
|