run in: 0.255start 0
run in: 0.018
نتيجه جستجو براي "از درباره جوانی" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: فکر شاعر: سید نوید موسوی

دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم
درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ
درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده
درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است.
درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه
درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد.
و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
درباره تو شاعر: رسول ادهمی

وقتی درباره تو حرف می زنم
صورتم را دوست دارم ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
۱تعصب ۲-درباره ی عشق شاعر: وحید مداحی

رگ غیرتم باد نمیکند
تعصب بیهوده است
وقتی دستت
دست غریبه را میفشارد
*******************************
بر لبهایم
قفل زدم درباره ی عشق تو
به کسی چیزی نگویم
شاید روزی
خودت آدم شوی ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
جوانی پیر در اوج جوانی شاعر: میلاد پورعمو

من جواني ام
ولی از جنس خوشحالی نشاید
شایدم هستم
نمی گویم تو را از حسِ بی حسم سخن
من جواني ام
جواني پیر در اوج جواني
درک عشق و عاشقی را من نمیدانم درست ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
صدای پای جوانی شاعر: مهدی سهیلی

شبست و من همه در فکر روزهای جواني
در این سکوت به گوشم رسد صدای جواني
منم به زنده دلی چون درخت پر بهاری
که گل کند به خیالم
جوانه های جواني
خبر دهد زی پیری شهنشهان جهان را
که تخت و تاج فروشند در بهای جواني
جوان پیر بسی دیده ام و پیر جوان را
ز سال و ماه برونن است انتهای جواني
اگر که عقل جواني بود شباب به کام است
بسا جوان که نبوده است آشنای جواني
غم بزرگ جهان را اگر ز پیر
بپرسی
بگویدت : غم پیرست در عزای جواني
بهار عمر گل افشان کند زمین و زمان را
ز شاخ ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
عاشقی شاعر: مهدی گوران اوریمی

خواندن رازهایی درباره ی زنان را
لفتش می دهم
تا هر بار از من بخواهی
تمامش کنم
که این زیباترین
دوستت دارم توست
تا وقتی بخواهی
همه چیز درست شود
عاشقی

پ ن:کتاب رازهایی درباره ی زنان
اثر...
دکتر باربارا دی آنجلیس ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
جوانی شاعر: علی احمدپور

با خودم دیدم که ایام جواني می رفت
جلوه و روی خوش و تاب و توانی میرفت
ای عجیبا که در این قافله سالار غریب
دل ز بهار می شد و سوی خزانی می رفت
عجبم بیشتر از آن بود کین دل غم دیده ما
پیر می بود و رهش سوی جواني می رفت
یادم آمد که در آن اوج جواني و غرور
در ره عشق عزیزی رو به کمانی می رفت
بار و بر این دل از آن روز بریخت
که رهش سوی آن گلشن جانی می رفت ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
جوانی شاعر: رامین امید

چگونه در این خانه ایام رفت
جواني نفهمیده آرام رفت
تبه کردم این عمر با یاد گل
نجستم گل و عمر من خام رفت
طمع کردجوانم به سودای عشق
جواني شد و دیده ناکام رفت
ننوشیدم این جرعه از جام تو
دلم در هوای می و جام رفت
به هر روز دل فکر آن لاله شد
به شوقش غمی بر دلم شام رفت
همه عمر من در پی نام خوش
نماند آن جواني و آن نام رفت
نمی دادم آن لحظه سرخ عشق
چه شد از دلم آن دلارام رفت
عجب رفت امید عمرت کنون
نگه کن که آفتابت از بام رفت
۱۹-۱۲-۸۶ ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
((جوانی)) شاعر: مونا اصلئ

جواني شوق زور آزمائی در سرش بود
که دنیا هم در تکاپویش کمی خفت
جوانک هم خشم عالم را ندا داد
بزرگی هم برای آرام کردنش رفت
بدو از حال و روزش با غمی گفت
که ای سرو بلند و محکم و راست
به خود با کبر و خودبینی مپرداز
که روزی آید و قدت کمی خم
چشانت سوی دیدارها نباشد
در آن روز از قدرتت چیزی نمانده
فقط گویی که داد از ناتوانی
مگر رستم بماند در جواني
فقط رویاست ماندن در جواني ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
جوانی شاعر: امید صفت زاده

جواني هول آدم بر سراب است
و پاکی دلت آنوقت به خواب است
جواني را به پاکی جستجو کن
جواني موج دریای پر آب است ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >