run in: 0start 0 run in: 0.023 نتيجه جستجو براي "ي درباره زمستان" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: فکر شاعر: سید نوید موسوی
دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است. درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد. و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: درباره تو شاعر: رسول ادهمی
وقتی درباره تو حرف می زنم صورتم را دوست دارم ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: ۱تعصب ۲-درباره ی عشق شاعر: وحید مداحی
رگ غیرتم باد نمیکند تعصب بیهوده است وقتی دستت دست غریبه را میفشارد ******************************* بر لبهایم قفل زدم درباره ی عشق تو به کسی چیزی نگویم شاید روزی خودت آدم شوی ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: زمستان شاعر: مجتبی حیدری
دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان؟ مظلومترین فصل خدا بود زمستان دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان بود هر چه ، فقط بود سپیدی و سپیدی اسمی که به او بود سزا ، بود زمستان گرمای هر اغوش تب عشق دم گرم یکبار نگفتند چرا بود زمستان بی معرفتی بود که هر بار زما دید با این همه باز اهل وفا بود زمستان غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان با برف بپوشاند تن لخت درختان لبریز و پر از شرم ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: عاشقی شاعر: مهدی گوران اوریمی
خواندن رازهایی درباره ی زنان را لفتش می دهم تا هر بار از من بخواهی تمامش کنم که این زیباترین دوستت دارم توست تا وقتی بخواهی همه چیز درست شود عاشقی پ ن:کتاب رازهایی درباره ی زنان اثر... دکتر باربارا دی آنجلیس ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: زمستان شاعر: محمد داریونی
"زمستان " زمستان است نگاه سردتو بر من زمستان است صدای سرد تو بر من زمستان است بهار چشم تو بر من زمستان است به گرمی دل نمیبندم دلم لبریز از سردیست در آغوشت پناهم نیست چرا دنیا چرا دنیا دلم از درد میسوزد کسی با من موافق نیست به درد خود گرفتارم لبانم خشک از سردیست صدایم مرده دل خشکیده دنیایم زمستان است چرا دنیا چرا دنیا؟ ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: زمستان شاعر: داريوش خطير
زمستان است و به خواب رفتن زمستان است و گریه های بی امان رنگین کمان زمستان است و عریانی زمستان است و بی رنگی زمستان است و یک رنگی زمستان است و بی تن پوشی زمهریر و بی آتش بودن کارتن هایی که به دود می رسند و نفس هایی که آب می شوند یخبندانی ابدی برای صدا وعزایی برای آخرین برگ وقتی کاغذها خانه نمی شوند و چهارراهها آغار سردرگمی اند زمستان است و لرزیدن به وقت تنهایی هایی ابدی زمستان است و بی آوایی های فردا زمستان است و گم شدن رویا وقتی ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: یک زمستان.... شاعر: ملیحه خوشحال
ما دو تا ، یک روز زیبا ، یک زمستان قشنگ زیر برف و سوز سرما ، یک زمستان قشنگ می رویم آرام و ساکت ، رد پامان روی برف بارش برف و تماشا ، یک زمستان قشنگ سقف جنگل ، چتر آبی ، یک سکوت دیدنی خاطرات خوب و...رویا ، یک زمستان قشنگ من میان برفها محو کبوتر های خیس تو ولی این پا و آن پا... یک زمستان قشنگ زیر لب آرام گفتی : مونس من می شوی ؟ مضطرب از این تقاضا ...یک زمستان قشنگ من نگاه و حرف تازه از هوای خوب شهر صحبت از گنجشک تنها ...یک زمستان قشنگ باز پرسیدی د ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: زمستان شاعر: فاطمه چگینی علی آبادی
(تقدیم به روح پاک پدرم که زمستان امسال را به چشم ندید ودر واپسین روزهای پاییز،خزان را برای همیشه بر دلم نشاند) زمستان را فراموش کن بیا شکوفه شو بهار نزدیک است دستت را به من ده چراغ راهم شو عبور از زمستان ظلمان تاریک است درخت عمر من خشکید در سرمای سوزناک زمستان بیا خورشید شو گرمای آفتابت را بر من بتابان . ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: زمستان است شاعر: میکائل شریفی
زمین برفی و فصل زمستان هوای ابری و درگیر باران نمای مردۀ بی روح و بی جان درختان، شاخه های لخت و عریان شبیه دسته ای روح پریشان - سفید ِ قله های ِ کوهساران فضای خلوت ِ کوچه – خیابان عبوری با قدمهای شتابان نگاه از منظری در مه گرفته سلام دستها در جیب پنهان زمستان است زمستان است زمستان هوا سرد است سرها در گریبان میکائل ... (ادامه شعر)
|