run in: 0start 0 run in: 0.006 نتيجه جستجو براي "ان درباره تابستان فصل" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: فکر شاعر: سید نوید موسوی
دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است. درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد. و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: درباره تو شاعر: رسول ادهمی
وقتی درباره تو حرف می زنم صورتم را دوست دارم ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: ۱تعصب ۲-درباره ی عشق شاعر: وحید مداحی
رگ غیرتم باد نمیکند تعصب بیهوده است وقتی دستت دست غریبه را میفشارد ******************************* بر لبهایم قفل زدم درباره ی عشق تو به کسی چیزی نگویم شاید روزی خودت آدم شوی ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: تابستان شاعر: سعیدمطوری(مهرگان)
تابستان دستان گرم من به سویت نسیم گرم نفسهایم نوازگر رویت تابستان وصلم می برد فراق زمستانت لبخند ت آب می کند سردی دوری را دستان گرم تو با خوشنودیت من چون نخل از طراوت گرمای تو خرمای تازه وشیرین خواهم داد تابستان… گرما… محبت… آری تابستان است فصل محبت من به تو نگاه گرم من به تو لذتبخش عرق شرم تو همچون شبنم بر گلبرگی زیبا کنار هم زندگی خوب و با صفا… هدیه تابستان عشق من به تو… 30/5/87 سعید مطوری/شمع شبستان از دفتر شور عشق ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: تابستان شاعر: میثم رجبی
تابستان است ولی چقدر دلم می خواهد زیر این درختها سکوت کنم و برگ برگ پاییز دلم را از تو بتکانم تابستان است و چقدر دلم می خواهد ادای ابرهای سیاه را در بیاورم چقدر دلم می خواهد از اسکله ی تنهایی خودم پارو را بردارم قایقم را بردارم و آنقدر باران بخورم آنقدر پاییز به مخم خطور کند که گم شوم آنقدر که پیدا نشوم آنقدر که پیدایت نکنم. ولی تابستان است و تو چشمهای زیبایت را به من دوخته ای تابستان است و باد کولر گیس ها ی تو را شیهه می کشد تابست ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: عاشقی شاعر: مهدی گوران اوریمی
خواندن رازهایی درباره ی زنان را لفتش می دهم تا هر بار از من بخواهی تمامش کنم که این زیباترین دوستت دارم توست تا وقتی بخواهی همه چیز درست شود عاشقی پ ن:کتاب رازهایی درباره ی زنان اثر... دکتر باربارا دی آنجلیس ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: "تابستان" شاعر: رضا بهشتی( مهرروز)
سیل خشکسالی های ندیده وعده ی تراب و طابوت امشب یا سپیده دست مهربان ازراعیل چه زیباست خدایی شدن من و دنیا ز هم بیزاریم یاد تکرار بخیر منتظرم امشب یا سپیده :بال بگشا بال بگشا خدا مرا فرا می خواند بی کسی و زیبایی شنیده ام می گویند تابستان است تابستان و فروغ هشتم تیر ومن خیره به پاییزدر تابستان آری شمیم دلنشین وداع به گوش می رسد :بال بگشا بال بگشااا ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: تابستان شاعر: میلاد قزللو
شاد باد روزهای تابستان، بعد از ظهرهای تنبل، شور و اشتیاق سر به هوا و بازیگوش، با کمی رقص در باران تابستان، سبزههای چیده شدهی تازه پر میکند شبهای آرامش را، سوسو زدن با احتمالات تا رها کردن آن همه احساسات و راه رفتن رو به جلو با پروانههای شب، شنا کردن در شراب مواج. ۱ تیر ۱۳۸۶ ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: شوم تابستان شاعر: تاها
خدایا من چرا سردم؟ در سکوت غمگینم در شلوغی پر از دردم آه خدایا , خدایا آه چرا من باز مانده ام, باز از راه تابستان است و چنین سردم ؟ آخر آسان نبود من دردم تا خزان وقت بسیار است اما از همینک من زردم آه خدایا , خدایا آه من تابستان نمی خواهم روز های بی پایان نمی خواهم زندگی در جریان نمی خواهم مریضم لیک درمان نمی خواهم نیز جان نمی خواهم آه خدایا , خدایا آه چرا از چاله افتادم در چاه من این تابستان بی شب را نمی خواهم این عشق ها ی دروغین بی تب ر ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: امید مردم شاعر: قاسم حسن نژاد
زندگی فصل گرم درختان تشنه تابستان است تابستان راه عریض عاطفه رنگین که ازکوههای شمالی سر چشمه می گیرد و در رود های روان بی قراری می ریزد زندگی پیوند روح آسما نی با تابستان است که دست در دست هم از خیابان بی باران می گذرند و مردمان دلخسته را نوید می دهند مردمانی که تما م امیدشان ابر های باران زاست ... (ادامه شعر)
|