run in: 0start 0 run in: 0.27 نتيجه جستجو براي "برای برادر مرده" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: برادر شاعر: محمد ممبینی(م.رهام)
برادر جان فدای سرت آن همه نابرابری ها برادر جان فدای سرت آن همه نابرادری ها برادر جان فدای سرت... برادر جان تو نفروختی جای پایت بدیناری برادر جان دیدی یار دی بفروخت امروز را بجایی! برادر جان تو نزدی سو به هرقبله بوسه ای! برادر جان تو تار و پود نکردی نون و قلم را! فدای سرت گر من مباشم ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: در سوگ برادر شاعر: محمد احمد پور دارنجانی
ای برادر؛ای تمام هستی ام ای برادر؛ای نگارمستی ام ای برادر؛ای كه هم مادر بدی و هم پدر ای كه در عمرت بدی خونین جگر از چه گویم از دلت یااز سرت یا كه از درد تمام پیكرت پیكرت ریش ریش شد ؛ریش ریش شد جان مولا ؛جان من آتیش شد ای برادر؛ با رفتنت پشتم شكست روح از تنت رفت و جانم زتن برفت ای برادر؛ رفتی و تنها گذاشتی ما را جان مولا این چه كاری بود ؛ما را این چه رسمی بود ؛كرد با ما روزگار پدر رفت و برادر هم برفت پدر گر رفت ؛برادر بود جایش برادر رفت ؛ ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: در سوگ ِ عماد الدین مشایی شاعر: آسپاسیا
نفس در سینه حبس است ای برادر سکوت امشبم هم رنگ ِ درد است ای برادر نوای دل شنیدن دارد امشب ندای " انا الیه راجعون" است ای برادر نمیدانم صدایی میرسد اینک به گوشَت ؟ صدای ناله ای از عمق ِ جان است ای برادر نگاهی اشک ریزان رو به راهت ٬ که باز آیی بگویی این همه ماتم دروغ است ای برادر تنی آشفته که باور ندارد ٬ که زین پس بودنت همچون سراب است ای برادر بخوان قاری ٬" الرحمان "بخوان تا مطلع الفجر که امشب ٬ زیر ِ این خاک ٬تنی بسیار سرد است ای برادر... برا ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: آخرین نامه شاعر: اشکان افتخار
دیگر نمیخواهم تو را ، تو برايم مرده ای گفته بودم که باغ حزن دارد ، براي باغ هم مرده ای تو براي قناری ، تو براي گنجشک های عاشق تو براي تمام عاشق های عالم مرده ای تو براي آن زاغ سیاهِ شهوت پرست زنده بمان چون براي من ، براي خود ، براي ما مرده ای نسترن بودی روزی براي این باغچه ی پیر من چگونه به باغچه گویم که تو برايم مرده ای؟ کاش اینگونه به اتمام نمیرسید این داستان تو آنقدر پست و ذلیلی که بی ارزش تر از یک مرده ای! خرداد 90 (ن) ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: خواهر شاعر: نیما پیلتن
برادر با برادر جنگ دارد دل پر درد خواهر درد دارد در آن شیها که خاطر رنج بودی چه میدانی که خواهر راچه بودی که او هرشب برايت غصه خورده چه شبهایی که از دردت نمرده که دردت را به من میگفت و میگفت: کمک میخواهد او با اشک می گفت همیشه صحبت تو در میان بود همیشه عشق تو در باورش بود تو بیداری؟تو می بینی خموش است؟ تو میدانی چه بغضی در گلوش است؟ تو می دانی که او را خسته کردند؟ که اورا بین ما آواره کردند؟ ولی حالا تویی و خواهر تو همانی که برايت مرده بی ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: به نام نامی برادر (نه حتی رفیق...) شاعر: امیر عابدیان
چه نیک است عشق در روز بهاران - ای برادر دست در خون است و پا بر تلّ نرگس گویی آنشب دود بودست و سراسر - مرگ خودکامه برادر دشنه ات در قلب دشمن چهره ات سودای دیدار برادر، - لحظه ای دیگر تفنگ است و گلوله... نعره های حق چه شیوا نامیت کرده صلابت، چهره ات را - آن لطافت را عجب نقشی زده - مردانه کرده... ******** عاشقا، تیرت رها شد از پی دردانه قلب زخمی ات گلگون شده از ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: ای برادر، بنویس... شاعر: شهرام گالشی
هی برادر! "تو که دستت به نوشتن آشناست"، دو سه خطی بنویس بنویـس از مه و خـورشیـد و فلـک: چـند غـافل پـی نـان سوی دیگر چندی، نان به کف، بی دندان هی برادر! بگـو از قصـه ی این شهر شلـوغ که کسی نیست که سر راست کنـد پی بیداری جمع و کســی نیسـت که احســاس کنـد همدلی ها مرده، خودمان با خودمان بد شده ایم چه کسی یادش هست، مـا بـرای میهـن، ما براي هم نوع، بارها از خودمان رد شده ایم همه دل ها پی خود، همه سرها تا خرخره در آخور خود. هی بـرادر! اینجـا، ظلـ ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: باز باران شاعر: مجید عبودی
باز باران باز غوغای خیابان باز هم اشک کودکان به گل نشسته با زهم آرزوهای بر باد رفته باز هم قصه مه و خورشید و ابرست و باد باز هم وعده های رفته از یاد باز بوی نان دست مادر باز هم یاد پدر، یاد برادر باز هم یاد خواهر یاد برادر باز هم چشم بچه های مانده بر در باز هم یاد برادر باز هم یاد برادر ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: برادر با برادر نیست محرم ... !!! شاعر: شهاب جوادمکوئی
برادر با برادر نیست محرم !!! ندیدم غمخوار که گیرد دست سردم رفیقم رفت و ندانست که من لبریز دردم مگر من در این دنیای بی حاصل چه کردم ؟ من مانند یک شمع بی فروغ سوزندم که پا نهادم در این دنیا و باید زود برگردم !!! ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: برادر کُش شاعر: مینا ربانی
کاش احساس مرا میفهمید آنکه میگفت برادر هستیم آنکه میگفت دمِ غمهایت در کنارِ هم و یاور هستیم تو گمانت که صدا را فهمید ؟ این صدایِ تکه تکه شدنم این صدای خَمِش قلب من است داد میزد :که برادر کمرم نه ....صدا در همه ی همهمه ها پیچیده نشنیدست هنوز نکند بیمار است؟ نکند سختی اوقات توانش برده نکند دام فِتادست .... نکند.؟ چوب زمانه خورده ؟ وایو ای وای ....چه باید بکنم ؟ ای برادر به خدا غمگینم . که نشد دادِ دلم بالا تر که به گوشت برسد خوب میدانم ک ... (ادامه شعر)
|