run in: 0start 0
run in: 0.032
نتيجه جستجو براي "برخیز که شور محشر آمد" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: محشر شده است شاعر: حسين طرفه

برخيز و ببین دوباره محشر شده است !
زینب بنگر که بی برادر شده است !
این پیکر غلطیده به خون پیکر کیست ؟!
این جسم حسین است که بی سر شده است ! ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
برخیز ... شاعر: ساجد بهشتی

باور نمی کنم من سهم شبامون درده
باور نمی کنم من این خندمون سرده
ای تو آشنا
ای هم صدا
بیا ... بیا ...
بیا ... بیا ...
انقلاب حنجره کابوس این و آن شده
این سیه کاغذهای ما دشمن دشمنان شده
باورم کن ...
باورم کن ...
ای هم وطن برخيز ...
ای هم وطن برخيز ...
تا کی خواهی خاموشی پذیری
نکند که میخواهی خاموش بمیری ؟؟؟
بیا برخيز ...
بیا برخيز ...
آزادی در پیش ماست ...
آزادی در پیش ماست ...
برخيز هم وطن برخيز ...
برخيز هم وطن برخيز ...
بیا این خاک آزاد کنیم
دوباره آسمان غرق فریاد کنی ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
برخیز...........................خدا شاعر: الهه سلامتی

برخيز خدا
برخيز و بیا
این گونه چرا ساکن و بی دغدغه هستی
برخيز
آزادی و عدل را تو از بند رها کن
تو نابود کن این جبر و این منطق بی فکر
و...................................
تو خاموش کن این ظلم ستم را
برخيز و بیا
من نشانت میدهم
این مرگ را
مرگ انسانیت و مرگ عشق
مرگ نامردی آزادی و عدل
مرگ زور آدم های بی سرپرست
و تو آخر..............
با نگاهی مبهم و خیره
.
.
.
برخيز خدا
برخيز و بیا
دنیا ی دگر ساز ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
برخیز شاعر: حمید فروهر

برخيز...
برخيز و رخصت بده به آفتاب
برخيز و لحظه لحظه ی زمان را دریاب
امروز روز توست
روز ساحران است
معشوق من افسونگر زمان است
امروز روزی است که باز دو چشم تو
افسون میکند خورشید را
چشم هایی که در خواب کرد
اسکندر و جمشید را
برخيز...
برخيز و خدایی کن
بر عاشق سست ایمان
برخيز و حکومت کن
بر پادشه دوران
برخيز و به بند آور
هر نادی آزادی
برخيز و ز انسان گیر
ذره ذره ی شادی ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
محشر بود شاعر: ح. محمد میرزایی قالیباف

قسم به هر چه دروغ شاخدار محشر بود
نگاه مضطربی در انتظار یار محشر بود
سزای حق طیبی جرعه ای خموشی شد
اگرچه به بالای چوب دار محشر بود
پریم زخنده های پوچ و هوسهای پوچتر
حقیقت نهفته در اندوه اشک بار محشر بود
به پای تو سوختم چه دیر فهمیدی
ستاره ای که تورا بود در کنار محشر بود
به شب نشینی رندان هرآنچه پیدا بود
صدای سوز نی و چنگ و تار محشر بود
چارغ خانه خموش است! باکی نیست
چراکه چلچراغ به دخمه و غار محشر بود
نگاه خسته ی صیاد پیر می خندد
بدام نیفتاد ص ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
غریو شاعر: فریدون مشیری

سحر با من درآمیزد که برخيز
نسیمم گل به سر ریزد که برخيز
زرافشان دختر زیبای خورشید
سرودی خوش برانگیزد که برخيز
سبو چشمک زنان از گوشه طاق
به دامانم
در آویزد که برخيز
زمان گوید که هان گر برنخیزی
غریو مرگ برخيزد که برخيز ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
برخیز شاعر: محمد اسدی

من با توام هنوز
برخيز
دست به دست از خانه بگذریم
از کوچه های شب تا دشتهای دور
برخيز وقت رفتن است
دیگر مجال نیست
تا ساده بگذریم
از این ترانه کش
برخيز
دستهای ما باید گره شود در دستهای هم
باید به دشمنی کز خانه ی خودیست
درسی نشان دهیم
برخيز خواهرم
برخيز برادرم
فرصت بسی کم است
باید که بگذریم
از جان و تا سحر کز شرقهای دور
نوری به ما رسد
مردانه دست به دست
تا آخرین شب
جنگی عظیم کنیم
برخيز خواهرم
برخيز برادرم
...
...
... ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
برخیز پدر... شاعر: مهدیه عباسی

می برد تا اوج خود بالا دستانت
من هم شدم یکی از یتیمکان نگاهت
پدر آیا شود برای ما نیز غذا آوری؟
یک شب مرا میان گرسنگانت جای آوری؟
برخيز ای پدر برخيز تا اوج!
ماه آمده است تا بگیرد ز دستانت موج!
تا شود شقه شقه از صلابت نگاهت،
تا بگیرد سپیدیش را،سیاهی چشمانت
برخيز پدر،که خورشید و ماه هنوز شرمسارند
از شرمندگی هنوز ابر ها نیز می بارند
چرا فرق تو شکافت و نشکافت زمین؟
چرا دخترت بارید و ابر نبارید بر این؟
بعد از تو یکی شوم با یتیمان کوفه در درد ها! ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
برخیز شاعر: سیدعبدالرضا زینت بخش

بر خیز
بهانه مگیر
بهانه پستی راه مگیر
راه را هموار کن
عشق را بهانه کن
بتاز تا قله رهایی
بتاز تا سر فرازی
بتاز تا پیروزی
برخيز
که جهان باخیزش تو
خرم وشادان شود
برخيز
که تاریخ با فتح تو
ساخته میشود
پس
برخيز
برخيز
برخيز ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
برخیز شاعر: ژیلاراسخ

خواب دیدم که مَلَک ؛
مژده ام داد
که صبح تو طلوع کرده و تاریکی شب
پایان است

گفت برخيز :
که بخت خوش تو بیدار است
و در باغچه عشق؛
گل سرخ ترا منتظر دیدار است
ناز با روی خوشت همسان است
عارف و کاتب عشق؛
باز ترا مهمان است
بر خیز:
که آغاز کنی زمزمه شعر و شراب
برخيز که امروز پر از فردا است
سوسن ونسترن و لاله ی باغ ؛
همه از عِطر وجودت بخدا
رقصان است
برخيز :

که دولت به در خانه یار آمده وُ
بخت خودش، در راه است
برخيز :
دگر خانه ی ظلم شبت ویران است
برخ ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >