run in: 0start 0 run in: 0.155 نتيجه جستجو براي "بسيار غمگين در سوگ يک دوست از دست رفته" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: غمگين نباش دوست من شاعر: جاسم ثعلبي (حسّانی)
غمگین مباش دوست من من تو را با خود خواهم برد. به شهر پروازها تا عظمت پرواز را به خاطر بسپاری. من تو را با خود خواهم برد به شهر ستاره ها به جشن شقایقها. به سرزمین آبشارهای نقره ای سر بزیر كه دعای باران می خوانند. به سرزمین رودها . آنجا من حس امیدواری روی عاشقی را كه در انتظار رسیدن به دریا می رود به تو نشان خواهم داد. آنجا من هزاران گندمكار كه با عشق به خورشید و باران بارور می شوند در تو خواهم ساخت . غمیگین مباش دوست من . من تورا با خود می برم به ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: شهر غمگين است شاعر: احد ولي پور
كوچه غمگین خیابان و گاه شهر غمگین است و من قدم های اشك را می ستایم هر گاه در این گرفتگی رفیقم می شود. ... غروب پاییز عبارتی تكراری است امّا اردیبهشت هم در او پنهان است و من فرزند بهشت همیشه غمگینم. از كسی پنهان نیست من این حس نمناك را تا شبم باقی است دوست خواهم داشت وخواهم دید از ته این چاردیواری كوچه .... خیابان و شهر غمگین است. ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: رفته بودی شاعر: عبدالغفور گوك آتاباي
رفتم به آستانت، هر چند رفته بودی مانند قبل از این بار، گفتند رفته بودی یادم نرفته با هم گلبرگ میشمردیم بر كوچهباغ جشن پیوند رفته بودی از قاب انتظار چشمان بیقرارم با طرح سادهی یك لبخند رفته بودی اما به سال دیگر قبل از شكفتن گل با برف كوچههای اسفند رفته بودی بر روی آیینهها وقتی نوشته بودم "از او نمیشه انگار دل كند"، رفته بودی بر اشك چشمهامان سوگندها كه خوردیم با ریزش بلور سوگند رفته بودی غمگین از اینكه دیگر... غمگین از اینكه دی ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: من و باران.''.. شاعر: بیژن طاهری اذرک
قباى خسته این تن دل و غمگین ترین ماندن تو اى ناجى نجاتم ده همه شب آرزودارم! تو اى باران پناهم ده سكوت سردبى باران نگاه مانده بر این در خیانت دیده ازیاران دلم تاراج دژخیمان ببازم من دل و ایمان اگرباران نیایدباز چه غمگین مى نوازدساز چه تلخ است این حضورمن گذر ازعشق و بى باران عبورمن! بیاباران! بتاز و روشنم بنما كه اشكى بر مژه خیزد غم بسیار..... سكوت سرد این ناودان همه بر دوش من ریزد! اگردیده !دل و دیده! همه باران شونداینجا نیارزد برن ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: بهار شاعر: سيد جعفر بديعي
بهار چه اندك اندكه در این بهار می خندند چه بسیار كه در این بهار می گریند چه كم شمار كه دارند قرار در دل یار چه بسیار كه بر این بهار می خندند بهار سرد كه بر این طبیعت آمده است چه بسیار كه در این بهار میلرزند رسیده موسم شادی گل لیك چه ثمر از این جهت كه گل كوچه باغ می لرزد ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: تنها شاعر: مجيد مومني
من در این آدینهها تنهای تنهایم منازشهر پرازغصهبهدیار تو میآیم منم دیوانه ومجنونوعاشق منم مست چشاتم ای شقایق تو هستی ، هستیام ،آرزویم ،امیدم توهستی،آنكسیكهمنبهعشقتوروئیدم تو تنهایی ، منم تنهاترین ،تنهای دنیایم بیاایدوست بامنباشكهمنغمگینترینغمگیندنیایم ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: پريزادهى غمگين شاعر: حسين صداقتي
به جانب من بیا اى دوست! كه همچو گلى دلداده به شبنم خواهان آغوش نرم توام و طعم طراوت ناغافل تو كه چون رودى بر دهان ِ خشك من ریزد. فرو مىرود در سینهى تو گل یاسمن. برمىآید از لبان من گل سرخ. زخمى تو را نمىرسد در آغوش من و رنجى مرا در آغوش تو. چه بسا خورشیدى برون آید از این مهِ سوزان ِ سرد كه بر كمان ِ سینهى تو خفته است به سنگینى ِ رازى و به آهنگِ خون ِ بلبلى كه قلبِ شوریدهى تو را بانگ مىدهد. اگر مرا باغى مىبود تمامى شكوفهها و ع ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: ((تقارن سوم: بسيار مست...))؛ از مجموعه ى: "ده شعر گون تقارن" شاعر: وحیدى شيرازى
((تقارن سوم: بسیار مست)) گیجیم و بسیار مست چُنان گچ بندیم به دیوار باخته ى رنگ باز نه خسته سخت... نه چون سنگ. هستیم ولى... یك شبح سنگ چند و چند خط در صورت ما هست رنگین كه همه نه... گه نیز سیه هست. نقشیست كج و راست گاه معوج. شعریست درخشان! وز قلمى دست كودكى مست! كودك احساس نا پخته ولى هست. رویمان باز رویمان هست همه پر رنگ همه از رنگ !!!. با سپاس از تمام عزیزان و استادان جان تقاضاى نقد و نظر مرحمتى جهت رفع ایرادات ساختارى و معنایی شهر هایم را د ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: سحروصل شاعر: پرویزقربانپور(پرتو)
بسم الله الرحمن الرحیم بادیدن دلدارغم ازسوی دگر رفت بوسیدمش ونام حلاوت زشكررفت محو لب او گشتم و بسیار سرودم تا اینكه گل وسبزه و بلبل زنظررفت شمعی شدم و سوخته ام ازغم بسیار آنگونه كه از شعله مراخوف خطررفت نوشیده ام عمری می وسرمست نگشتم بابوسه به آن لب دگراندوه زسررفت خندید از این پیش به حالم اگرعاقل باید خبرش كر ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: ام ابيها شاعر: مریم اسدپور
***تقدیم به مادر خوبیها*** عشق درنام تو معنا می شود عاشقی با تو چه زیبا می شود خستگی از سینه ها پر می كشد زندگی شاد و شكوفا می شود شأن تو ، شأن نزول كوثر است ذكر تو درمان غم ها می شود زن ز تو آموخت رسم معرفت مادری با تو هویدا می شود تو همانی كه بگوید مصطفی فاطمه ام ابیها می شود گر بگردیم هر كجای آسمان نام زیبای تو پیدا می شود رفته ای مادر ولی قول داده ای مهدیت، ناجی دل ها میشود... ***تولد ریحانه نبی و روز مادر را به تمام مادران بخصوص مادر مهربان و بس ... (ادامه شعر)
|