run in: 0.001start 0 run in: 0.171 نتيجه جستجو براي "به نام خدا برای شروع نامه" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: ... شروع شد شاعر: نهال خاکسار
همه چیز از سر یک کام شروع شد از دو دل دیوانه ی خام شروع شد صدایت کردم و طوری نگاهم کردی همه چیز از خواندن نام شروع شد شدم مست و همی هست و نگاهی، از نوشیدن شراب یک جام شروع شد قلبم زیر لب چیزی به من گفت از ندای قلبم،الهام،شروع شد نامت به زبانم آمد ای روان باقی از هجای اسمت،تو بهنام،شروع شد چندی پس از شروع قصه گفتی که نمی خواهی و فرجام شروع شد ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: نامه شاعر: مصطفی بوالحسنی
نامه ای به دیوانه ای نامه ای به همخانهء دیوانه خود نامه ای به روشنای قدیمی خود نامه ای به اشنای بی صدای خود نامه ای می نویسم براي او براي اشنا ترین وقدیمی ترین یار خود براي او که بود روزی هم دم دل من نامه ای به کسی که روزی بود یاردل من وحالا حتی سایه بی صداش نیست در قلب شکستهء من ای کاش رسد روزی نامه قلب شکستهء من به او ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: نامه شاعر: خلیل شعبان زاده
همه چیزازیک نامه شروع شد یک نامه ی سیاه! یک نامه ی تباه کننده ی فاسد! …. دنیادورسرم چرخید... .... دیگرجای ماندن نبود چمدانم را بستم... .... سال هاست می روم ... باپای برهنه همه ی سنگلاخ زمین راطی کرده ام ازلجن زارهایی چند عبورکرده ام ازکناردریا ستاره های سوخته ی زیادی جمع کرده ام روح عصیان گر زخم خورده ام راببین درکوله ام چه خوش جاکرده!! ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: یک نامه برای تو شاعر: بهروز قاسمی(رها)
• یك نامه براي تو ای آشـنای مـن از عمـق این دلم ای همـنوای من • یك نامه براي تو ای نازنیـن بخوان تا با خبـر شوی از سـوز نای من • یك نامه براي تو با شـعری از صفا هر خط آن ز عشق با چاشـنی وفـا • یك نامه براي تو وصف نیـاز من از درد این دلم از قلـبی بی ریا • یك نامه براي تو از روی اشـتیاق ای یار همـزبان از حجم این اتاق • یك نامه براي تو ای دوست خوب من تا من تـهی شـوم از عقــده فـراق قاسمی ـ رها ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: اتل متل شاعر: حمید رضا کریمی پیرکوهی
ز اتفاق کبودی غزل شروع می شد به کام تلخی غم از عسل شروع می شد رفیق شانه ی من بوی گریه ی تو گرفت جدایی من وتو از بغل شروع می شد همیشه آمدنی رفتنی ز پی دارد شکست بقض من از این مثل شروع می شد تو رفتنی و من اما دوباره ماندنیم درون سینه غم بی بدل شروع می شد همیشه عاشق و معشوق گیر فاصله اند غم غریبیم از این علل شروع می شد به راه عشق کسی پایت از میان بر چید و باز شعر لبش از اتل شروع می شد ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: .... شاعر: محسن سفیدی لشکاجانی
سردرگم و دلواپس و مبهم شروع شد گویی کتاب غصه ی آدم شروع شد باران به روی دردهای شب اثر نکرد وقتی که آتش از دل شبنم شروع شد اول خدا دست مرا رد کرد و بعد ازآن دیگر تمام دردها کم کم شروع شد آن روهای آبی و سبزم غروب کرد چشم خودت را بستی و شب هم شروع شد.... ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: "نامه" شاعر: علی رضا فرخ (تنها)
نامه هایی نوشتم براي تو... هر نامه را باز کنی قطره های اشک مرا را می بینی اشک را با عشق برايت ریختم در نامه های عاشقانه... ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: نامه ای برای نخواندن شاعر: نسرین حسین زاده
مثل همیشه نامه ای براي نخواندن امروز هم مثل همه ی روزها گذشت.........مثل همه ی روزها در انتظار وبیقراری .همیشه صبحها با امیدی تازه شروع می کنم وشبها باز براي امیدی تازه پلک می بندم . گاهی که روزمرگی ام را مرور می کنم می بینم چقدر دورم از خودم وچقدر به تو نزدیک ! اصلا تمام احوالاتم حوالی یاد تو می چرخد ! ونمی دونم چرا نمی تونم مثل خیلیها حتی مثل خود تو به دوست داشتنی هام فکر نکنم .نمیدونم چرا نمی تونم از احساسم بگذرم. تلاشم بی فایده است ........ ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: جایی برای عشق شاعر: محمود یونسی
جایی براي بودن شعر نفس سرودن جایی براي ماندن سرود عشق خواندن جایی براي رفتن دست کسی گرفتن جایی براي زیستن در آغوشی گریستن جایی براي مردن جان به جانان سپردن جایی براي عشق نیست * عشق شروع زندگیست جایی براي دیدن حرفها را شنیدن چشمها را گشودن نگاهی را ربودن جایی براي عشق نیست * عشق شروع زندگیست جایی براي بودنم نیست علت زیستنم بگو جایی براي مردن است محل زندگی بجو جایی براي عشق نیست * عشق شروع زندگیست ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: سارای شعر شاعر: علی صفری
سارا نوشت، قصة دارا شروع شد باران گرفت و مستی دریا شروع شد بادی وزید، کاسه مجنون شکست، بعد ناز و ادا و عشوة لیلا شروع شد تا سجده کردمت آن روز، واقعاً کافر شدم، و دعوی فتوا شروع شد نرگسترین نگاه تو امشب کنار من! خوابم گرفت، قصه و رویا شروع شد بال و پرم شدی که به پرواز آریم مریم شدی، قنوت مسیحا شروع شد دارم هبوط میکنم از چشم نرگسیت از آن دقیقه بازی دنیا شروع شد حتی هزار بار سیب هوس را بیاوری من میخورم که فتنة حوّا شروع شد ... (ادامه شعر)
|