run in: 0start 0
run in: 0.028
نتيجه جستجو براي "جمله نفرت" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: نفرت شاعر: افلاطون پاشائی پور

پنجره را باز می كنم
می بینم مثل هر روز
به چشم هایم زل زده است...
از او نفرت دارم!نفرت!
فریاد می زنم
"خداوندا
یا مرا كور كن كه نبینمش
یا او را نابود كن تا از
گریبان مردم بیچاره ی شهرم دست بردارد!"
من از فقر نفرت دارم... نفرت...
"افلاطون پاشائی پور" ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
...عشق بلعيده شده... شاعر: ندا کاوسی وحید(نکو)

كاش كسی كه از عشق میگفت
كمی هم درباره نفرت میگفت
ما نمی دانیم نفرت یعنی چه؟
از هر كه می پرسیم؛ می گوید :
تا عشق هست نفرت چیست؟!
اما كسی آمد و گفت:
نفرت همان عشقی است
كه عشق دیگر بلیعیده
عشقی كه عاشق و معشوقش
عاشق و معشوق عشق دیگرند
عشقی كه بر گوش عاشق
می زند سیلی محكم
نفرت یعنی:
كس كه با كس ندارد نسبت
كس شو چون كس
و تو شوی بی كس
بی كس بی كس! ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
نفرت شاعر: ستاره رحیم پور

چه کسی به من نفرت آموخت
سایبانی خاموش
مردمان عشق شهر آبی کو؟
ریشه ی سختی ست ساقه ی اندیشه
برگ بیچاره
گل چه بی رنگ است
مرد خوش سیما بی مهابا آمد
با لگد زخمی زد
گل به بالین افتاد
کل همه عشق بود
مرد نفرت آمد سایبانی خاموش
بر سر گلزار
این همه اندیشه از کیست؟
شاید مرغ غمگینی ست
چه کسی به من نفرت آموخت
من که خود عشق بودم
من گلی زیبا در گلستان
باغبان عشق را میستودم
قلب پاکی بود جانماز کهنه
چه صفایی داشت شعر های عاشقانه
مرد نفرت آمد ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
عمق نفرت شاعر: علیرضا تقی زاده ثمر

سقف احساسم چه ساده فرو ریخت
زمانیکه باران حضورت
رگبار نفرت بارید
نور حضورت از دریچه پیداست
برای آخرین بار
مرا ببین
کسی که برای عشق
تا عمق نفرت فرو می رود ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
جمله عشق شاعر: امیر اسماعیل زاده(اسیر سرنوشت)

عشق جمله ایست پر از معنا
جمله ای از آغاز زندگی
جمله ای از جنس واژه و احساس
جمله ایست شاید ابی یا طلایی
یا به رنگی از مشکی
جمله ایست گاه،
آخرش رازی از سوال؟
گاه،
تعجب!
گاه،
یک نقطه.
گاه که حرفی نیست،
جمعی از نقطه ها... .
عشق جمله ای کوتاه و بلند
جمله ای پر از احساس
گاهی،
از حس غم
گاهی هم،
از حس بودن
حس شادی
جمله ایست با نشان مرگ
از نشان بودن
جمله عشق زیباست
کوتاهیش هم پر معناست
زیباترین آن کوتاهترینش هست
جمله آغاز عشق این است:
«دوستت ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
قلب ساده شاعر: مهدی شریفی

بگو عشق من از ته دل بگو
آیا ساده زیستن،خطاست
در کنج قلب تو
بی ریا زندگی کردن،خطاست
بگو آنچه در دل نهان داری بگو
راه راست را گرفتن،خطاست
پشت به کوره راه کردن
آنهم در این روزگار بی سرو پیکر،خطاست
نه صبر کن بگذار من بگم
خطا نیست،فکر ما جمله عالم،خطاست
فضل فروشی و ریاکاری و غرور
افکار پوچ منو توو ما خطاست
باید بگم از سادگی خود،بی خود شدن
سفره دل را پیش هر کس و ناکس باز کردن،خطاست
باید بگم از این ویرانه دل ،از این روزگار ،از این مرداب
نفر ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
نفرت شاعر: فاطمه سادات بحرینی

آتـشـی از دل مـن شعـلـه زد و داد کـشـیـد
مـن از ایـن فــاطی بی فاطمه نفـرت دارم
نـتـوانـسـتــه دلــم درد مــرا هـضــم کـنــد
چه ازیـن سینه ی بدهـاضمـه نفـرت دارم
کـاش دنیـا بـه خموشی برود، خستـه شدم
چـون که از غلغلـه و همهـمه نفرت دارم
زیر لب غیبت و تهمت شده سر گرمیتان
رک بگوییـد، که از زمزمـه نفـرت دارم
خشم من! اوج خودت را به نمایش بگذار
به خـدا از هـمه یک عالمـه نـفـرت دارم
امشب ازهرچه جهان داده به من بیزارم
از تـو و اسـم تـو بی واهـمه ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
عشق و نفرت شاعر: حمیدرضا سلیمانی راد

عشق و نفرت
چون آب و آتش
بیست و هفت های فروردین
و تقویمی بدون آن!!
ودیگر هیچ. ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
نوروز شاعر: علي اله قاسمي

آرزومان باشد از حی و جمیل و ذوالجلال
دوستان را سال نو باشد بسی فرخنده سال
فرّ و یمن روزهاتان از قرارِ بِالمزید
هفته هاتان غرق شادی ماههاتان بی ملال
قلب هاتان جمله گردد از پریشانی به دور
رزق و روزیتان مباح و كسبِ روزیتان حلال
طول عمر نوح گردد مر شما ها را نصیب
عزّت هر دو جهان مشمولتان حد كمال
باغ سبز زندگیتان دائمأ باشد بهار
چرخ گردون بر مراد و هجرتان بادا وصال
خوش بود تدبیرتان بر گردش ایّامتان
خوش بگردد حا ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
نفرت من شاعر: حسنعلی ترنج((گرگ کوهستان))

از آخر به اول رسیدم
از پهنای راه به بیراهه
با چراغ تاریکی در دست
پشت سر ریشه بادام خشکید
خزان خزان در خزان سبز روئیدم
نفرت من بوی آب می داد
ظلمت من بوی خرچنگ
وصدای کبود نور
در جورابم بخار بود
آشنا تراز پوسته ی سنگم به زمین
و از زمین تا به دندان خودم فاصله ها
من نفرت را دوست دارم
و ظلمت را دشمن ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >