run in: 0.001start 0
run in: 0.023
نتيجه جستجو براي "داستان درباره توبه" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: فکر شاعر: سید نوید موسوی

دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم
درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ
درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده
درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است.
درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه
درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد.
و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
توبه مي كنم شاعر: محمد علي خدادوست

قبل از طلوع چشم شما توبه می کنم
من توبه می کنم بخدا توبه می کنم
دارد هزار بهانه که توبه نمی کند
تنها دلیل من! که چرا توبه می کنم ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
درباره تو شاعر: رسول ادهمی

وقتی درباره تو حرف می زنم
صورتم را دوست دارم ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
توبه شاعر: فرزانه سالاری

توبه ،توبه،توبه
حرفی تکراری مثل نفسهایت
برای پنهان شدن پشت دیوار دلت
راهی برای فرار از اشکهایت
این روزها ، خوب که گوش می دهی
همه جا در دلها ، حرف از توبه است
پیشترها ، گناه را با توبه می شستند
ولی حالا توبه را با گناه
عجیب نیست
این ، رسم امروزی شدن است ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
۱تعصب ۲-درباره ی عشق شاعر: وحید مداحی

رگ غیرتم باد نمیکند
تعصب بیهوده است
وقتی دستت
دست غریبه را میفشارد
*******************************
بر لبهایم
قفل زدم درباره ی عشق تو
به کسی چیزی نگویم
شاید روزی
خودت آدم شوی ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
توبه شاعر: محمد مهدی ضرابی راد

هر چه که دور میشوم ، باز رها نمی کنی
کافر سنگ دل چرا ، گوش به ما نمی کنی
خستۀ شدم دگر چرا ، درد دوا نمی کنی
درد منو و دوای تو، هیچ نگاه نمی کنی
این که به ما روا نبود،هرچه که خواستی کنی
طاقت من طاق شده ، توبه چرا نمی کنی
توبه من شکسته شد ، این دل من چه خسته شد
توبه شکن شدم ولی ، توبه چرا نمی کنی
راد ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
توبه شکن شاعر: علی حیدری

جان بر لب جان آمد ای توبه شکن بازآ
بی تاب و توان آمد ای توبه شکن بازآ
چشم سرم این میخواست چشم دلم آن میخواست
آن می خواستم آن آمد ای توبه شکن بازآ
هرزه دل هرجایی کوچه گرد تنهایی
سوی خانمان آمد ای توبه شکن بازآ
می هست و صراحی هم سیم زر و ساقی هم
ماهم به قران آمد ای توبه شکن بازآ
عطار وش از بویش مدهوش دو ابرویش
برسوق و دکان آمد ای توبه شکن بازآ
باغ من گلستان شد عید آمد بستان شد
بلبل به زبان آمد ای توبه شکن بازآ ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
توبه شاعر: مهرداد بهار

مظهر الطاف حق ای مرتضی
گفتی ای جان توبه می باید ترا

با کلامت ماه نور افشان من
آتشی افکنده ای در جان من

زان لبان دلربا خواندی مرا
توبه کن توبه کنون ای آشنا

توبه کن اینک که گاه توبه است
شب گذشته است و پگاه توبه است

توبه زین بی حاصلی درمان توست
توبه از ننگی که بر دامان توست

توبه از بی عشق مردن در بدن
توبه از هرآنچه دارد رنگ "من"

توبه از نفسی که چند و چون کند
توبه از دردی که دل را خون کند

توبه زین افسانه های پر فسون
توبه از بی عشقی ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
توبه شکن شاعر: محمد صادق بلوکی

گذشته هفته ای از شام توبه ام امروز
و من به سان همه توبه های پی در پی
دوباره در پی آنم
که با تمام وجود
از این هوای نفس گیر توبه آلوده
دوباره توبه کنم...
13آذر 88 - بندر انزلی ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
توبه چرا؟ شاعر: اسرین محمدی ع

توبه چرا؟
و خدا از سر دیوار پرید
و گذشت ز آن چه بدید و بشنید
ماه من توبه چرا؟
تو که از چشم خدا پاکتری
پس دگر توبه چرا؟ در گذر از این ره نو
بنویس سبز، که ما سبزتریم
و نخواهیم گذشت از این همه درد
که زدند بر دل ماه من سنگ
به سخاوت گذر از این ره سرد
که شبی ماه نمی ماند و ما
تا به مهتاب رسیم می شکنیم
پس دگر توبه چرا؟
درگذریم.... ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >