run in: 0start 0
run in: 0.015
نتيجه جستجو براي "چادر ننداز سرت" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: مادر... شاعر: محمد مهران فرد

زیر چادر مادرم نفس می کشیدم.
زیر چادر مادرم چادر زده بودم ، زندگی می کردم.
خاک می آمد ، طوفان ، طوفانی می شد.
اما سدِ گرد باد خاک چادر مادرم بود.
در زیر چادر سیاه انشعاب طیف نور را دیدم ،
که خاک بر روی آن نشسته بود.
خاک در چشمم رفت و خار شد در مقابل سدِ گرد باد خاک چادر مادرم ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
روح درون شاعر: نرش

جنگلی زیبا ...
پر از درخت ...
ولی بی دار ...
استراحت نیم روزی ...
چادر سیاه و ...
روکش چادر سیاه ...
به روی صورت ...
خوابیده بودم که صدایی آمد ...
بازکردم چشم و دیدم...
از زیر چادر سیاه ...
هیولای درونم را ...
لای شاخه های درخت ...
ابلیس یک چشم و ۱۳ دندان
با دو پایی که
از سرش بیرون بود
چادر را کناری زدم
تا بگیرمش ...
ولی ...
هیولا رفته بود لای شاخه ها ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
خداوندا مگو دیگر مپرس از من شاعر: نغمه محمدی

دلم را زیر پا ننداز
که اوهم گوهری دارد
ز سوی میکده یا رب
سخن ها در گلو دارد
به یاد آرد کنار رود
نم اشکی و شبی نم دار
به یادش آسمان آمد
کنار یار بوَد دلدار
غمش سنگین ، لبش خاموش
کنارش سردیِ جانسوز

دلم را زیر پات نینداز
تو ای استاد سلمانی
که او هم در دیارِ خود
سری دارد و سامانی
دلم را بی خودی ننداز
تو ای نقاشِ صورتگر
که در نقش گل و باغی
هم او دارد ، چُنان رنگی
چنان است و چو اینست آن
چنین است و چو آنست این
کجا گویم که این مشکل
به که گویم چنی ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
چادر شاعر: غلام حسن جعفرزاده بیشه کلا

روزگاری
همه حرف دلت این بود؛
"ساده و آسوده
زیر چادر کولی بار به دوشی حتی
همدوش من می مانی
همیشه ای اما
در آغوش من می مانی....!"

در این زمانه اما
از شومینه گرم کاخ چه کسی
آتش آوردی
زیر چادر خود بافته ات کردی؟!

مرا هم بی هم نفس
مرا هم بی قفس؟!....


دوشنبه ششم شهریورماه یکهزار و سیصد و نود و یک ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
خواب من شاعر: فززانه شفیعی

زنی چادر سیاه برسر میکشد در خوابم
من اما بیدارم...
من از من میگذرد
دیری نمی پاید..
نگاه که میکنی دیگر نه زنی هست
نه چادر سیاهی
انگار من همین جا در بیداری هایم
خواب نما شده ام
بدون چادر سیاهم !! ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
تعلیق شاعر: مجتبی هلالیان

اسمون دعای مارو
دوباره ننداز به تعویق
تو خودت خوب میدونی که
عشق ما رفته تو تعلیق
آسمون تو که خودت هم
ظعم تنهایی چشیدی
نگو بازم دل مارو
توی تنهایی ندیدی
تو بازم ناجی ما شو
توی این روزهای مونده
غیر تو حرفهای مارو
هنوزم هیچکی نخونده
کی میدونه دل مارو
لشکر غصه گرفته
هنوزم سپاه اندوه
از نگاهه ما نرفته
جز تو هیچکی نمیتونه
ناجی عشق ما باشه
بزا چتر مهربونیت
روی این عشق ما واشه
اسمون دعای مارو
دوباره ننداز به تعویق
تو خودت خوب میدونی که
عشق ما رفته ت ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
چادر شب شاعر: م.نهانى

چادر شب را
روز می دَرَد
و تو بانویم!
عریانی و پریشانی گیسوانت را
که در طاقت هیچ پرده ای نمی گنجد
بی تاب نکن! ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
ایهام مرگ شاعر: اکبر زارع

چادر شب پهن زمین!...
ماه به دور از چادرشب.
باد وزید...
شب از چادر پرید...
سیمای خورشید تابید... اما به افق!
پدر ساعتش گره خورده بود!
و من سنگها را به هم می کوبیدم... ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
خاک چادر شاعر: محمد قنبرنیا سوته

ذره ی خاک چادر اسمانیت بر ما عنایت بفرست
که در این شهر ندارد حال خوشی جز مست خاک پاک تو
به چشمان خون مهدی قصه ی اب تکرار نمی شد اگر
میان کوچه کسی جرات سیلی زدن نداشت ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
چادر شاعر: فاطمه مباشر امینی

چادر یعنی یک نماد بندی
مظهر پاکی و رنگ زندگی
ساز ایمان روی سرها می نهند
این یعنی عاشقی،دلدادگی
چادر یعنی نماد یک جهاد
درقلبی پاک میروید چون نماد
یعنی ایستاده ایم ماها مبارزیم
ازجان بریده ایم هرچه باداباد
این سربندی است از زهرا"س"
نماد شهادت طلبی است مارا
شوق آزادگی و حسینی بودنمان
پلاک یامهدی است روی سینه ها
ما یعنی لحظه لحظه عاشقی
بادبانی چون سوار عاقلی
رهرو دین و ولایت،بنده ایم
چادر یعنی اخلاص، یعنی یاعلی ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >