run in: 0.001start 0
اشعار معين مسجدي
اشعار مهدي معين
اشعار معین سیف
اشعار معین
اشعار معین مجد
اشعار معین ندایی
run in: 0.003
نتيجه جستجو براي "عشق من منو صدا کن معین" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: شانزده ساله ام کو ؟ شاعر: مرضیه اوجی

وقتم معين است
کرکره پلکم را که می کشم هرصبح
نان وچای وزباله والتماس
-وای دمپایم کو؟
وقتم معين است
روزها وانتظار و اضطراب
وشستن وروفتن و پختن و خرید و
-امروز روز آمدن کیست ؟
وقتم معين است
صبح ها وعصرها
خیابان و شلوغی و جای پارک ....
- آه پارک ؟!!
شانزده ساله ام کو ؟!
شانزده سالگیم کو ؟!
او را به تو سپرده بودم ....
-راستی مرا ندیدی؟!....

2
هر نوزادی
سنگی ست کوچک
به تیرو کما ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
شاید رها از شرمندگی شاعر: سید اکبر کیان ارثی

واژه
از معين
از دهخدا
قرض می گیرم
می خواهم شعری بنا کنم
نمی شود
به کنارشان می گذارم
چندل و حصیر خودم را بر می دارم
کپری بنا می شود
می خزم
آرام در پناه سایه اش
به خلاصی از دست لطف تن سوز آفتاب ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
مصیبت شاعر: حامد اسماعیلی

وامصیبت زان دمی کر هرزه ای رخ می شود
کورک بر رخ نشسته یک شبه شخ می شود
فکر می کردند چون مدح بزرگان می کنند
هر گل خرزهره ای یکباره گلرخ می شود
آنکه باید مسلکش الگوی این و آن بود
پرده از رخ می کشد ، شعبان بی مخ می شود .

** شخ : چرک
مراجعه به فرهنک لغات معين ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
پژواك شاعر: مصطفی احمدی

۱.
کروموزوم های پیر و دلتنگ
معين میکند
جنسیت قهوه ای
که فالم را تلخ کرد !
۲.
شوکتم را فروختم
شش دانگ ترمینال خریدم !
تنهاست در تنهاییم!
۳.
عقربه ها نیش ام می زنند
نقطه مقابل ساعت
تیک تاک نفسهایت
بخواب رفته است !

مصطفی احمدی
۱۵/۱۰/۹۰ ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
شور دیدار شاعر: مهرداد صفری

انا جلیس من ذکرنی؛
من همنشین کسی هستم که مرا یاد می کند

تسبیحی در دستم
اندوهی در قلبم
و نیت دیدار
آنگاه
آب های وضو بر دست و سر و صورت
بر سجاده می نشینم و صداش می زنم
یادش می کنم ؛
یا انیس من لا انیس له
ای مونس کسی که مونسی ندارد
یا حِرزِ من لا حرز له
ای پناه کسی که پناهی ندارد
یا رفیق من لا رفیق له
ای رفیق کسی که رفیقی ندارد
یا سَنَدَ من لا سند له
ای سند کسی که سن ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
کوله بار عشق شاعر: حدیث

تا بر الف قامت یار مهر ببستم
چون دال خمید این کمرم از غم دوری
هر لحظه به لطف و کرمش چشم نمودم
تا اینکه زکف رفت مرازود صبوری
با ناوک مژگان سیاهش چه کنم من
بر راه من این بار نماندست عبوری
راز من رسواهمه جا گشت معين
با این همه تنهاست مرا عشق و صبوری
جز عشق تو با خویش ندارم برو باری
می خواه مرا ای همه امیّد حضوری
گر بر من بیچاره کنی یک نظری تو
دنیاست مرا با همه شادی و سروری ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
غم شبانه شاعر: محمد یاسین

ضمن تقدیر و تشکر از بازدید کننده های گرامی خصوصا دوست بسیار عزیزم معين که با نظراتشان باعث دلگرمی اینجانب میشوند در صدد برامدم تا دو بیتی جدیدی را به محضر شما دوستان تقدیم کنم:

مرغ عشقم امشبم را غم بخوان
با دو بال خسته از فردا بخوان
دیگر او رفت و دگر عشقی نماند
جان من تا صبح از یارم بخوان



. ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
کتاب شاعر: عباس زنگی آبادی

کتابی ، دفتری ،دارم
ولیکن
ندارم
فکر آزادی
که
برخوانم کتابم را
که بنویسم به دفتر
فکرهایم را
چه بایدکرد؟
چه باید گفت؟
به ذهنم می رسد یک فکر:
برای خواندن مکتوب
برای درک هرمطلب
کتاب و دفترم را
من سرساعت
سر وقت معين
با تعمق
با تفکر
سخت خواهم خواند
وبا اندرزهایش
زندگی را پاس خواهم داشت. ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
باغ شاعر: فرزام- افشار

باغ چو شاداب شود پر ز گل ناب شود
ازلب هر غنچه گلی راز نهان فاش شود
غیر ندانست چسان زحمت تیمار گذشت
چون به بهای عاشقی گوهری اندازه شود
وقت بهار باغ شد لاله و یاس باز شد
شور و نوای غنچه ها نغمه ی کاشانه شود
ازسر ایمان و یقین از کرم یار معين
دانه چو آلوده نشد بار چه پر بار شود
الفت باغ و باغبان شوکت و فخر بوستان
با گره عشق و صفا وصل به میعاد شود
شادم از اندازه ی خود دخل پر آوازه ی خود
وقت سوال چون رسد دل همه انوار شود ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
برادردستهایت کو؟ شاعر: سیدظاهرموسوی

برادردستهایت کو؟

ابوالفظل علمدارم برادردســــــتهایـت کــو؟

معين ویاروغم خوارم برادردستـهایـت کو؟

نمی گویم تو آب آور زنزد فرقه ای کـــافر

جداشد دستت ازپیــکر برادردستهایت کو؟

تورفتی جانب میدان بسوی لشـکــرعدوان

زدن باخنــجروپیکان بـــرادردستهایت کو؟

رقیه انتظاری توست دل من بی قرارتوست

دوچشمم اشکبارتوست برادردستـهایت کو؟

نــگرباما چه هاکردند چه ظلم نارواکـــردند

دودستانت جـــــــداکردند برادردستهایت کو؟ ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >