run in: 0.001start 0
run in: 0.079
نتيجه جستجو براي "درباره گذر زمان" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: فکر شاعر: سید نوید موسوی

دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم
درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ
درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده
درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است.
درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه
درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد.
و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
درباره تو شاعر: رسول ادهمی

وقتی درباره تو حرف می زنم
صورتم را دوست دارم ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
۱تعصب ۲-درباره ی عشق شاعر: وحید مداحی

رگ غیرتم باد نمیکند
تعصب بیهوده است
وقتی دستت
دست غریبه را میفشارد
*******************************
بر لبهایم
قفل زدم درباره ی عشق تو
به کسی چیزی نگویم
شاید روزی
خودت آدم شوی ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
عاشقی شاعر: مهدی گوران اوریمی

خواندن رازهایی درباره ی زنان را
لفتش می دهم
تا هر بار از من بخواهی
تمامش کنم
که این زیباترین
دوستت دارم توست
تا وقتی بخواهی
همه چیز درست شود
عاشقی

پ ن:کتاب رازهایی درباره ی زنان
اثر...
دکتر باربارا دی آنجلیس ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
کوتاه ۳ شاعر: ارزو

درباره ی احساسم نسبت به تو بلا تکلیفم
تو بگو چه احساسی داشته باشم ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
کوتاه درباره عشق شاعر: محمد مفتخر جویباری

تا کی در افسونِ گلِ سرخ باشیم،
وقتی تو را رهگذرانِ هرزه پرست،
تنها به تمنای چیدن،
می بویند. ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
نفرت شاعر: پگاه عامری

هیچ آهی را سرکوب نمیکنم
این احساس سیاه نفرت
شکی درباره آنچه مورد انزجار
است
به اعتبار جیغ گوش خراش قلب
و خود زنی تن
ندارد. ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
دستور شاعر: سلمان هراتی

و نهاد
/ بخشی از جمله که درباره ی آن
/ خبری می شنویم
و گزاره خبر است
مثل این جمله : « شهید
/ رود سرخی است که تا
/ ابدیت جاری است » ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
بانوی رنگی !!! شاعر: نیلوفر مهرجو

این منم
عروس شرقی
سفید !
سرخ !
بنفش !
سیاه !


سلام به همه شما دوستان عزیزم
اگر لطف بفرمایید برای درک بهتر شعر نظر خود را درباره هر کدام از رنگها بگویید ممنون می شوم. ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
عشق تاریخی شاعر: محمد زارع

آز آن سرزمینی که
زمانی چو شیر بود
یک گربه بیش نمانده
اما هرچه اندازه سرزمینم
کوچک شود
عشق تو همچنان بزرگ می شود
***
زمانی کوروشی بود
بسیار بزرگ
و در آن زمان
مردها همه بزرگ بودند
و زمان گذشت
و کوچک شدند
اما مردان هر اندازه کوچک شوند
عشق تو همچنان بزرگ می شود
***
آریو برزن می جنگد
وحلقه محاصره به اطرافش تنگ تر
و کوچکتر
ولی هر اندازه حلقه کوچکتر شئد
عشق تو همچنان بزرگ می شود
***
عشق تو گذشت
از حمله اسکندر
از حمله اعراب
از غارت مغول ها
و ا ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >