run in: 0start 0
run in: 0.01
نتيجه جستجو براي "درباره گل مریم" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: فکر شاعر: سید نوید موسوی

دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم
درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ
درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده
درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است.
درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه
درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد.
و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
مریم شاعر: محمد جاوید

شب است و لحظۀ حرمان مريم// وطفلی خفته در دامان مريم
وجود نازنینش بکر و بی عیب// خدا می داند و وجدانِ مريم
مسیح خالق و پیغمبر صلح// گلی خوشبوی از بُستانِ مريم
همان طفلی که از روح خداوند// نهالش تنجه زد در جانِ مريم
نه دستی بهر تیمار وجودش// نه دارویی که بُد درمانِ مريم
دلش در معرض اوهام وحشی// ولی چون کوه بُد پیمانِ مريم
ندای لا تَخَف لا تَحَزنوهآ// زسوی خالقِ سبحانِ مريم
شفا بخش دل پردرد او شد// بشد لطف خدا از آنِ مريم
بُوَداو روح «جاوید» خداوند/ ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
مریم پاک(تقدیم به میسحیان پاک دل به مناسبت عید پاک وتمامی پاکان روی زمین) شاعر: سعیدمطوری(مهرگان)

مريم پاک...
مريم یک افسانه نبود
مريم یک بیگانه نبود
لحظه ها بوی عطرش
مريم یک شبنامه نبود
مريم،روشن بود
و روز می شود لحظه ها با او
مريم زیبایی پروانه ها
مريم آشنایی خانه ها
مهمان می شود بر دل
مريم روشنایی شبانه ها
روح بزرگ سر تعظیم فرود آورد
از نور سجاده ی او
مريم نور وبینایی
مريم شور ورهایی
قبله گاه پاکی زن
مريم حورو زیبایی
قلب معرفت گیرد از صفایش
تمامی معرفت در او
مريم مهد یک شهید
مريم شهد یک خرید
دم مسیحایی ز دامنش
مريم دهد یک *فرید
سخن از دل ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
مریم شاعر: دلارام نژاد

تقدیم به عزیزانی که نامی زیبا همچون مريم دارند.
مريم یعنی لطافت ترنم ترانه
مريم یعنی صداقت و شکوه عاشقانه
مريم یعنی نذر و نیاز و خواهش
مريم یعنی بذر دعا و نیایش
مريم یعنی برابری عدالت
مريم یعنی قادر بودن شهامت
مريم یعنی سنگ صبور
مريم یه دنیا اوج و غرور
دنیا هیچ وقت یه جور نمی مونه
ولی دل مريم همیشه جوونه
مريم میگیره قلبها رو نشونه
چون عاشقاش هزار هزار تا دونه
مريم یعنی اسطوره پاکی
کسی که هیچ وقت نداره شاکی.
۷/آگوست/۲۰۰۶ ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
مریم من شاعر: الناز سلطانی

وقتی مريم رفت آرامش از دستهایم پر کشید
وقتی مريم رفت خورشید داشت غروب می کرد
وقتی مريم رفت دستهایم بوی سردی می داد
وقتی مريم رفت تنهایی به من سلام کرد
وقتی مريم رفت گرگ ها زوزه کشیدند
وقتی مريم رفت آسمان بی کسی بارید
وقتی مريم رفت دیوار های خانه من را می فشردند
وقتی مريم رفت چراغ اتاق خوابم سوخت
وقتی مريم رفت گلهای باغچه خشکیدند
وقتی مريم رفت خواب هایم سیاه سفید شدند
وقتی مريم رفت رنگین کمان زندگی ام محو شد
وقتی مريم رفت آرامش رفت عشق س ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
درباره تو شاعر: رسول ادهمی

وقتی درباره تو حرف می زنم
صورتم را دوست دارم ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
گل مریم شاعر: مسعود فندرسکی

گل مريم قرمز ، شایدم زرد و سیاه
گل مريم کوتاه ، خیلی زود می شه تباه
گل مريم عاشق ، شایدم یه گل سادس
وقتی اونو بو کنم ، می ده به من تازه نفس
گل مريم می تونه زندگی رو عوض کنه
آخه گاه ، یکی باید زود اونو هرس کنه
شایدم اون یه گله ، رویایی و قشنگ باشه
شایدم دو رنگ و شاید یه رنگ باشه
فقط اینو می دونم گل مريم با منه
گل مريم همیشه زنده توی قلبمه
گل مريم یه گله توی تموم قصه ها
گل مريم زنده کرده تموم آرزوها ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
مریم شاعر: مهرداد صالحی مجد

و تو را فریاد می زنم با این نام
تو را هر چه بلند تر می خوانم
تو را از نفس این قفس هم بلند تر می خوانم
مريم...!
تو را فریاد می زنم،
از میان ذهن سبز بودن در زیر باران،
تو را فریاد می زنم،
از لا به لای انگشتان آبی شبنم
بر روی خواب نرم گلبرگ گل سرخ،
فریاد می زنم،
مريم...!
تو را فریاد می زنم،
از ابتدای بودن تا انتهای ماندن،
تو را در نهایت زیبایی رویای یک کودک
فریاد می زنم،
تو را فریاد می زنم،
از سلام آفتاب تا نگاه مهتاب.
فریاد می زنم،
مر ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
۱تعصب ۲-درباره ی عشق شاعر: وحید مداحی

رگ غیرتم باد نمیکند
تعصب بیهوده است
وقتی دستت
دست غریبه را میفشارد
*******************************
بر لبهایم
قفل زدم درباره ی عشق تو
به کسی چیزی نگویم
شاید روزی
خودت آدم شوی ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
اولین غزلم در شانزده سالگی شاعر: مریم وزیری

آسان گذشتی آخر از آرزوی مريم
کهنه ست رد پایت اطراف کوی مريم
ارزانی تو این دل یکدم بمان فراری
بیگانه با دل من ! برگرد سوی مريم
اینجا پر از بهار است جایی برای غم نیست
اما اگر نباشی ،زرد است روی مريم
از رنج دادن من آخر چه سود بردی
حتی تو ای دل من گشتی هووی مريم ؟
تو لااقل به فکر فصل جوانی ام باش
انگار نیست باکت از آبروی مريم
حتی اگر نیایی ، حتی اگر نخواهی
زنده ست نامت ای دوست با های و هوی مريم ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >