run in: 0.001start 0
run in: 0.061
نتيجه جستجو براي "درخت تو گر بار دانش بگيرد به زير اوري چرخ نيلوفري را" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: بگذار تنها شوم من........ شاعر: فاطمه لشکری(راحیل کرمانی)

بگذار تنها شوم من،شاید كه باران بگیرد
مرداب خشك غزل با غمنامه ی من جان بگیرد
بگذار نبض ترانه،یك بار دیگر بخواند
شاید كه این سفره ی دل، بوی خوش نان بگیرد
دیریست بغضی ترَك دار،تا عمق جانم لانه كرده
آهنگ شوریده ی دل ای كاش سامان بگیرد
دل روزگاری خودش را تن پوش راه تو می كرد
چیزی نمانده كه امشب راه بیابان بگیرد
زخمی است كهنه به جانم،دردی كه درمان ندارد
شاید كه با رفتن من این قصه پایان بگیرد ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
اگر بگيرد.. شاعر: م.حسين حبيبى

آه..
کلمه ای دو حرفی
..كه خیلى زور دارد!
بیشتر از خیلى جمله هاى هزار حرفى؛
..میدانى؟!
خیلى زندگى ها را زیرورو میكند
اگر بگیرد..
-
وقتى میگیرد كه حق با دل باشد..
دل یعنى زادگاه آه
وقتى حق بادل باشد،
..حسابى میگیرد!
ووقتى حسابى بگیرد،حسابى میگیرد!!
دل من حسابى گرفته..
اگر بگیرد..
-
اگرچه به گمان همه..
..حق با توست!
خودت كه میدانى
..حق با توست؟!
اگر اینست كه هیچ،نمى گیرد؛
اما..
...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
گفتا به من شاعر: حسین انسان

گفتا به من كه باید،علم را یكی بدانی
گفتم كه علم جمع است،شاید كه تو ندانی
علم را اگر بدانی،در كار عالمی تو
اما چو یك بدانی،در حكم هیچدانی
دانش چو یك مداد است،مغزش تخصص تو
آن نوك بدون چوبش،ناید به هیچ كاری
پشتوانه ی تخصص،علم كنار آن است
آن مغز كجا نویسد،بی چوب چون مدادی
چوب درخت اگر بود،همچون نهال تازه
بشكست چون كه بشنید،سوز و صدای بادی
انسان همان درخت است،دانش چو كنده ی او
دنیا و عشق و امید،ترس و ثبات و شادی ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
شايد اگر تو برگردي شاعر: آذر عبدی زاده

شاید اگر تو برگردی
بشود نفس كشید
شاید آن وقت
بشود زندگی كرد
شاید اگر تو برگردی
زندگی رنگی تازه بگیرد
گلهای سنگی دلم
دوباره جوانه بگیرد
شاید اگر تو برگردی ....
هیچ كس نمی‌داند كه تو می‌آیی یا نه
حتی خودت هم نمی‌دانی
شاید اگر تو برگردی
تمام قدم‌هایت را گل‌بارن كنم
شاید اگر تو برگردی
دلم را، جانم را
فدای گامهایت كنم
شاید اگر تو برگردی
شاید اگر بگذارند كه برگردی
دنیا رنگ و بویی تازه بگیرد
سلسله‌وار برایت می‌نویسم
تا تو برگردی
شاید ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
علم من ، دانش تو شاعر: محمدمهاجری

علم ما را بِنِگر ...
دانش ِ ما را تو ببین ...
عشق ما را تو نگر...
شورما را تو ببین ...
و در این خانه کسی عشق ندارد به زمین ...
و در این خانه کسی عاشق نیست ...
عاشق علم من و عشق شما ...
علم ما ...
دانشِ تو ...
به چه دردی آید ؟
و به چه درد هایی خورده است تا کنون ؟
...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
درخت من شاعر: مهدی علیپور

درخت سیب
درخت پیر
درخت مادربزرگ
درخت خانه ی ما
او مرا به کنار درخت سیب برد
و من کودک
و درخت مهربان بود
طناب به شاخه هایش بست
و مرا به تاب بازی عادت داد
درخت مهربان
درخت صبور
درخت خدا
و من هر روز به شانه هایش آویزان بودم
و در هر اوج
به خدا نزدیکم می کرد
من به چهره ی درخت نگریستم
و اشک بر چشمانم نازک شد
و فریاد زدم که او بیایید
درخت من تشنه است
درخت من خسته است
درخت من
درخت من
درخت من
طناب را از او برگیرید
و من درخت را بوسیدم
و خدا مرا ب ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
پيچك شاعر: حسن ديناروند

چشم به راه روشنی مانده ام.
و من نیلوفری،
كه به دنبال تو
پیچ خورده ام تا خدا. ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
زیر درخت سیب شاعر: وحید مداحی

آن شب دوباره زیر درخت سیب
یک دشت ستاره زیر درخت سیب

فارغ از فریادها و هو هوی باد
عهدی دوباره زیر درخت سیب

یک شب پر از عطر نیاز و نماز
با عطر اذان زیر درخت سیب

فصل شکوفه ها اول بهار
دیدم نگار را زیر درخت سیب

سرک کشید ماه از سقف آسمان
از روزن برگ زیر درخت سیب

آن شب تمام طبیعت هلاک
از چرخش ماه زیر درخت سیب

وقتی غزل به انتهاش میرسد
آغاز راهیم زیر درخت سیب ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
نه بر هر گوش ماهی دُر نشیند شاعر: عاکف-م

زمان در چهره ات بر گِل نشیند
چو سرکش موج بر ساحل نشیند
بکوش از لحظه ها طرفی ببندی
مباد اندیِشه ات غافل نشیند
شبیه رعد و در یک طُرفةالعین
چنان فواره ای عاجل نشیند
درخت عمر با دانش بیارا
به دانش عمر بر حاصل نشیند
به غفلت گر بمانی از فضایل
جبین را مهرها باطل نشیند
صدف،عمر است و بینش گوهر آن
و بینش بر صدف نازل نشیند
نه بر هر گوش ماهی دُر نشیند
صدف، باشد اگر قابل نشیند... ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
نگاه شاعر: حمید جعفرنژادماکویی

نگاه

نگاهت
گشایش راز درونت را
به متن صفحه عشق
به نام من گشود
نگاهم
فانوس دریای بهشت
عشق متن دانش شهرخدا
به نام من نوشت
نگاه
جاده عشق
درون منطق عشق
زبان عشق
یك سوتو
سوی دیگرآفرینش را خدا
نگاه ما
خلق دانش پهنای به دانش خلق

دکترحمیدجعفرنزادماکویی
۱/۸/۱۳۸۹ ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >