کمکم کن ای هستی بخش من ای که عشقت دلیل بودنم کمکم کن تا ببارم همچو ابر کمکم کن تا بخندم ازاد ازاد باشم ازاده ازاد کمکم کن تا خروشم همچو رود تا درونم از تو باشد پر سرود کمکم کن نغمه هایم از تو باشد بی ریا تا که ان بر دل نشیند بی ندا ... (ادامه شعر) 2. نام شعر: خواهم رفت شاعر: رزا شکیبا
كودكی زیبا بود اما لحظه بود. نوجوانی سخت بود، احساس بود. احساس من درد بود نوجوانی مرز بود. مرز كودكی و جوانی و روحم انگار سرباز بود. سربازی آگاه از جوانی، از میان سالی و از... و جوانی و سیاهی و رنگ سرخ غرور و جوانی یعنی نخندیدن از دل، یعنی زیركی یعنی مراقب. همیشه مشكوك از دوستی از عشق، ترس، دلهره. جوانی یعنی ادراك، ادراك زیبایی، خوبی، ثروت، قدرت، شهرت، محبت و شهوت جوانی یعنی آگاهی، آگاهی از حال حاظر جوانی نزدیك به لحظه ی خط پایان، لحظه ی رسید ... (ادامه شعر) 5. نام شعر: یک لحظه شادی......... شاعر: سعید نصیری
کاش ای دوست مرا یاد کنی لحظه ای از قفس ازاد کنی در میان همه غم های دلم تو بیایی و مرا شاد کنی توبیا تا که نگیرد دل من تو بیا تا که نمیرد دل من تو بیا تا دل من شاد شود لحظه ای از قفس ازاد شود غم زدل راه به بیرون گیرد باغ تنهاییم اباد شود در سکوتم همه شب میمیرم تو بیا تا همه اش داد شود ... (ادامه شعر) 6. نام شعر: رهایی شاعر: جمیله رجایی
پرنده دلم زندانی تن است در گوشه ی قفس ، زندانی من است این قفس تنگ است برای او می نگرم لحظه ای به او پرنده دلم می پرد از قفس نگاهم به سوی او ، غمگین و بی هدف می رود تا به سوی نور می رود تا به بیکران می رود به سوی خدا ازاد می شود ، ازاد ورها ... (ادامه شعر) 7. نام شعر: شکفتن شاعر: نیلوفر حسینی خواه
مرداب همان مرداب بود و نیلوفر همان نیلوفر سپید مثل آرزو نیلوفز هوای شکفتن داشت هر چند که در بهاری دور شکفته بود و شاپرک میدانست که شکفتن نیلوفز لبخند آفتاب است و لبخند آفتاب، تنها روزنه نفس کشیدن در آن مرداب نیلوفر هوای شکفتن داشت در تنگنای حریم حضور و انتظار بود،انتظار شکفتن او نیلوفر عاقبت شکفت درست در میانه لحظه شکفتن اما فصل کوچ کلاغهای سیاه بود از غربت به ناکجا دسته دسته،سیاه تر از شبهای نیلوفر سپید و از پس آن سیاهی هیچ کس ندید ... (ادامه شعر) 8. نام شعر: در اغوش خدا شاعر: مسعود پاییزیی
من پرنده ایم که از خطا رو گشته از قفس ازاد، سوی کاشانه گشته سالها در فکر ازادی بودم اما در قفس جهالت اسیر بدم ازاد گشتم از قفس خویش خسته از مرام و غرور خویش خدا باز طلبت میکنم بار دیگر خود را بنیاد میکنم ... (ادامه شعر) 9. نام شعر: دادگاه شاعر: عماد قریشی
مرا دیوانه به نام بگو او ادم نیست و با این کار مرا ازاد کن ازاد از ادمی و به من تهمت زن به نجابت به خرد و به عشق و به یکرنگ ماندن زیرا شرط ادمی این روزها خونخواری است مرا دیوانه به نام بگو او ادم نیست ... (ادامه شعر) 10. نام شعر: شور شکفتن شاعر: محسن اعلا
شورشکفتن شنیدم خش خش برگ دلم را ربود این موج سنگین ساحلم را کجا رفت این همه شور شکفتن که دزدید آن بهار خوشگلم را از: محسن اعلا. نور ... (ادامه شعر)