run in: 0.001start 0
run in: 0.068
نتيجه جستجو براي "درمورد امانت داری ووفای به عهد" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: رنج امانت داری شاعر: احمدیزدانی

به بستر رفتی
در گرگ و میش پگاه
شب سختی به صبح رسید
راه و راه و راه
با اضطراب وتنهایی ونگاه
نگاه به خطوط سفید و سیاه
ارابه ی آهنین
کوله باری از امانت و خستگی راه
فقط جاده می دانست از کجا دویدی
تا امانت را
برای خیانت
به تیمچه امانت فروشان به سلامت برسانی ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
بار امانت شاعر: شفیعی کدکنی (م.سرشک)

آن صداها به کجا رفت
صداهای بلند
گریه ها قهقه ها
آن امانت ها را
آسمان آیا پس خواهد داد ؟
پس چرا حافظ گفت
آسمان بار امانت نتوانست کشید
نعره های حلاج
بر سر چوبه ی دار
به کجا رفت کجا ؟
به کجا می رود آه
چهچه گنجشک بر ساقه ی باد
آسمان آیا
این امانت ها را
باز پس خواهد داد ؟ ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
امانت شاعر: مرضیه احمدوند

از تو میپرسند چندین بار متولد گشته ای؟
تو را نمیدانم
اما من با تو خواهم گفت
نخستین بار مرا به ملکوتیانی به نام پدر ومادر به
امانت گذاردند و به راستی چه نیک امانتدارانی...
واما دومین بار زمانش را .زمانش را نمیدانم بهتر است
اینگونه با تو بگویم این راز مگو را از ازل تا ابد بنهادند بر سینه ام امانتی
و چه سخت امانتداري است که نداند چه امانت دارد
من نمیدانم اما لسان الغیب نیک دانست و چه خوش گفت
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام من ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
دلت نزدم امانت بود ... شاعر: مهرانگیز عبدلی

و امروز رسید ...
در سبد ستاره هایی که از آسمان چیدم
دلی هست که
روزی به من هدیه کردی
دلت نزدم امانت بود
به ناگه ، از دست دل افتاد
شکست ،
شکست آن نبض پر احساس
و من هر روز مبهوتم !
کجا،کی شد، که اینگونه ..
نگاهت در دلم گم شد ؟!!!
به صد باره هزاران بار
از این ابهام ، ترسیدم
به صد باره
ترک خوردم
.
.
.
وبا آن حس تنهایی ظلمت وار
دلت را ساختم ، از نو
و یک شاخه گل سرخی
برایش هدیه آوردم
.
.
.
دلت نزدم امانت بود
نگاهت ، گرم دوران شد ...
و من اکنون ،
...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
خواب/امانت/دریا شاعر: مجتبی احمدی

(1)
خواب:
دیشب خوابم دیده بودی؟
امشب بالِشت به من قرض ده
سالهاست ندیده ام خودم را!
(2)
امانت:
درشهری که مردمانش
نان ازدهان سگ میدزدند
چه صادقانه
خواستم دل به امانت بگذارم!
(3)
دریا:
آنقدرماهی هااشک به دریاریخته اند
باهیچ بارانی نمیتوان خوردش! ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
امانت زیبا شاعر: فرزانه مینوفر

امدی...
مغرور
بی کلام...
در نگاهت هزارمعما
وبرلبانت مهر خاموشی..
اندکی گذشت...
ارام ارام نزدیک شدی
مغرور
بی کلام
کمی مهربان!
وعشق را
به امانت به من دادی ودورشدی...!
ومن مدتهاست
بار امانت تو رابردوش می کشم
ارام
بی کلام.........! ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
امانت شاعر: آران محمدی

من
تو را
در قلبم
به
امانت عشق گذاشته ام
جایی که
هیچ
خیانتی در آن
روا نیست ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
توبه شاعر: ُُفهیمه سلیمی

بیا به خانه مهر ووفاي ما سری بزن
به قلب کوچک و بسته ما دری بزن
تو کز صفا وصداقت دورافتاده ای بیا
به برگ برگ تقویم عاطفه ها ورقی بزن
گویا که یاد وخاطره هم داده ای به باد
بیا... بیا به درگاه ستّار بی نیاز
شبی ناله ای به ره توبه ای بزن ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
بار امانت شاعر: محمد حسن صباغ کلات

قلـم ، بار امانت بود ؛ و شاعر.
پذ یرفت ؛ و رقم بسـیار میزد.
ولیکن ، درد ؛ بیدردی،همیشه
مجیزی ، بادمیکرد؛بارمی زد.
زبانیرا که درد مردمش نیست.
چه می ارزد؟الهی مار می زد! ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
بار امانت شاعر: مهدی محسنی

سنگین است بار این امانت
می شکند قامتم را در نهایت
بیا ای ساقی جانم به فدایت
بیا که دارم بسیار حکایت
جزء تو به که برم شکایت
بیا و مستم کن به غایت
تا بر عالمیان گردم من آیت
باشد که بر لب مجنون
نشیند از من لبخند رضایت ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >