run in: 0start 0 run in: 0.013 نتيجه جستجو براي "در باره روز زن" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: يلدا شاعر: رزا افروزیان(صدفی)
بهار سالی یه باره ابرا نم نم می باره زمسون و تابسون فقط سالی یه باره سرد سرد و گرم گرم این دست روزگاره فصل خزون برگا فقط سالی یه باره انگار زمین بی تابه یلدا سالی یه باره شبی که ته نداره یاد تو موندگاره به خاطرت بیداره فقط یه شب؟؟؟ محاله ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: بارون غصه شاعر: رضا بهالو هوره(ستاره چین)
می باره بارون بارون حسرت بارون غصه از روی قلبم یاد ترو شسته می باره بارون وقت غروبه قصه تمومه بودن با تو خوندن از تو دیگه حرومه می باره بارون تو سال قحطی خشکی رو برده چه فایده داره شمدونی مرده می باره بارون از آسمون تیره و تاریک من تو سکوت کوچه باریک می باره بارون بارون خیسی دلم گرفته تلخی حرفات یادم نرفته ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: نگاه اول !!! شاعر: سجاد فتحی
یه باره عاشقت شدم یه دفعه شد ، یه باره ای یه باره ترکم نکنی اگه دلت بزاره چی یه باره ها زیادنو یه دفعه شد تمومه من یه باره رد کردی منو یه باره هامو خط بزن بریم سر دوباره ها دوباره من ، دوباره ما دوباره کبریت توهو دوباره چوب لحظه ها دوباره غصه و سکوت دوباره مرگ قافیه دوباره ها زیادنو دوباره دیگه کافیه برم سر ِ سه بار ِ من سه دفعه ای شده ک ِ من واسه چشاش بمیرمو نتیجه شد شکست ِ من تمومه لحظه های ما شده مرور ِ این سه تا نصحیتت کنم ؟ نده غرو ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: آن شب شاعر: سامان مولایی
چه شبی بود آن شب آن شب انگار دگر باره ز نو تازه شدم آن شب انگار دگر باره ره عقل ز یادم افتاد دل من را گویی همچو یک شاپرک کوچک و آزاد به پرواز آمد و ندانستم من که تو با چشمانت دم به دم می گویی که تو را می خواهم چه شبی بود آن شب آن شب انگار دگر باره به من خیره شدی آن شب انگار دگر باره تو از یاد ببردی یادم و تو و چشمانت و تو و تیر دو ابروی کمانت انگار در نهانخانه احساس وجود من بیچاره عیان می گشتند چه شبی بود آن شب آن شب انگار دگر باره به یادم بودید ت ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: بارون می باره باز دو.... شاعر: شراره زندی
بارون می باره باز دوباره برای چترم شادی میاره از سر و روی چکمه ام خنده می باره اما...اماروی قلب من کلی غصه می کاره بارون می باره باز دوباره دلم چه دلشوره ایی داره برای دوریش باز هم بی قراره بارون می باره باز دوباره اشکام فقط برای یاره دلم از بی وفایی های روزگار زار زار بارون می باره باز دوباره چشم هام هنوز برای دیدنش در انتظاره دلم برای نبودن تو یه عالمه غم داره .... این فقط شراره ست که به روی خود نمی یاره... ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: دگر باره ات سلام............... شاعر: علی اصغر طالعی نوجه ده (ع.الف.دانشجو)
بهار می آید و دگر باره میدمم از مشرق از افق من! خورشید ذوق!! ... جریان می یابند کلمات چون باران ،بر سر نیش قلم چون جوهر ... پس از این .... کلماتم همه لبریز از عشق همه شادی،همه شادابی است و کمی هم غفلت!!!! شاید!! شادی را شاهدش خواهی بود پس... سایت شعر نو هاااااای سایت شعر نو!!!!!!!! دگر باره ات سلام دگر باره ات درود!!!!!!!! - طلوع خورشید فروردین 92 و عید زیبای نوروز بر همه شما عزیزان مبارک باد ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: شمع شعر شاعر: علی مزارعی
قلم در دست می گیرم دوباره برای شعر می میرم دو باره عطش در چشم دل جوشید آری نکن چون دوش تحقیرم دو باره گرفته ابر چشم آسمان را از این باب است دلگیرم دو باره به " نون " و " والقلم " گر می نویسم به زلف عشق زنجیرم دوباره قلم در دست افکار دبیر است نه در زندان تقدیرم دوباره ؟ به شمع شعر تا اینجا رسیدیم سلام ای پیر . ای پیرم دوباره علی مزارعی ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: چند باره ها...! شاعر: امیر شکیبا
چندین مسیر به سمت تو باز ، بسته است! این جاده ها ی سخت بی ابتدا که فقط آخر است و بس! هر بار به دیوار خورده ام چشمم به عشق دیدن پایان ((باره ها)) سخت خسته است!! ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: شکم باره شاعر: محمد نیک زاده
سیر نمی گردد زمین از بوسه های مانده در گل آشتی را هم نمیبیند و هر روز از گلی پر پر شده آواز می خواند نمیدانم شکم های فراخش تا بکی ترکیده خواهد شد نمیدانم چه رسمی ساخته بازیچه کردن را برای سوختن پروانه را بر گرد عاشق های خسته و اندوهی گران بر سینه های چاک افتاده که هر دم میزند زخمی برنده باز بر جان های آدم ها شکم باره است این دنیا و تغییری نمیبینم نه امیدی در آن پیدا شکم باره است این دنیا ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: بارون شاعر: پوریا پاک سرشت
آسمون می باره دلم بی قراره صدای بارون چه آهنگی داره به عشق تو می باره یادتو میاره آسمون همیشه به لحظه هام می باره هوای منو داره عطر تو میاره صدام کن نکنه دیگه بارون نباره ... (ادامه شعر)
|