run in: 0start 0
run in: 0.011
نتيجه جستجو براي "در سوگ برادر" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: برادر شاعر: محمد ممبینی(م.رهام)

برادر جان فدای سرت آن همه نابرابری ها
برادر جان فدای سرت آن همه نابرادری ها
برادر جان فدای سرت...
برادر جان تو نفروختی جای پایت بدیناری
برادر جان دیدی یار
دی بفروخت امروز را بجایی!
برادر جان تو نزدی سو به هرقبله
بوسه ای!
برادر جان تو تار و پود نکردی
نون و قلم را!
فدای سرت گر من مباشم ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
در سوگ برادر شاعر: محمد احمد پور دارنجانی

ای برادر؛ای تمام هستی ام
ای برادر؛ای نگارمستی ام

ای برادر؛ای كه هم مادر بدی و هم پدر
ای كه در عمرت بدی خونین جگر

از چه گویم از دلت یااز سرت
یا كه از درد تمام پیكرت
پیكرت ریش ریش شد ؛ریش ریش شد
جان مولا ؛جان من آتیش شد
ای برادر؛ با رفتنت پشتم شكست
روح از تنت رفت و جانم زتن برفت

ای برادر؛ رفتی و تنها گذاشتی ما را
جان مولا این چه كاری بود ؛ما را
این چه رسمی بود ؛كرد با ما روزگار
پدر رفت و برادر هم برفت
پدر گر رفت ؛برادر بود جایش
برادر رفت ؛ ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
در سوگ ِ عماد الدین مشایی شاعر: آسپاسیا

نفس در سینه حبس است ای برادر
سکوت امشبم هم رنگ ِ درد است ای برادر
نوای دل شنیدن دارد امشب
ندای " انا الیه راجعون" است ای برادر
نمیدانم صدایی میرسد اینک به گوشَت ؟
صدای ناله ای از عمق ِ جان است ای برادر
نگاهی اشک ریزان رو به راهت ٬ که باز آیی
بگویی این همه ماتم دروغ است ای برادر
تنی آشفته که باور ندارد ٬ که زین پس
بودنت همچون سراب است ای برادر
بخوان قاری ٬" الرحمان "بخوان تا مطلع الفجر
که امشب ٬ زیر ِ این خاک ٬تنی بسیار سرد است ای برادر...

برا ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
باز باران شاعر: مجید عبودی

باز باران
باز غوغای خیابان
باز هم اشک کودکان به گل نشسته
با زهم آرزوهای بر باد رفته
باز هم قصه مه و خورشید و ابرست و باد
باز هم وعده های رفته از یاد
باز بوی نان دست مادر
باز هم یاد پدر، یاد برادر
باز هم یاد خواهر یاد برادر
باز هم چشم بچه های مانده بر در
باز هم یاد برادر
باز هم یاد برادر ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
برادر با برادر نیست محرم ... !!! شاعر: شهاب جوادمکوئی

برادر با برادر نیست محرم !!!
ندیدم غمخوار که گیرد دست سردم
رفیقم رفت و ندانست که من لبریز دردم
مگر من در این دنیای بی حاصل چه کردم ؟
من مانند یک شمع بی فروغ سوزندم
که پا نهادم در این دنیا و باید زود برگردم !!! ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
برادر کُش شاعر: مینا ربانی

کاش احساس مرا میفهمید
آنکه میگفت برادر هستیم
آنکه میگفت دمِ غمهایت
در کنارِ هم و یاور هستیم
تو گمانت که صدا را فهمید ؟
این صدایِ تکه تکه شدنم
این صدای خَمِش قلب من است
داد میزد :که برادر کمرم
نه ....صدا در همه ی همهمه ها پیچیده
نشنیدست هنوز
نکند بیمار است؟
نکند سختی اوقات توانش برده
نکند دام فِتادست .... نکند.؟ چوب زمانه خورده ؟
وایو ای وای ....چه باید بکنم ؟
ای برادر به خدا غمگینم .
که نشد دادِ دلم بالا تر
که به گوشت برسد
خوب میدانم ک ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
داغ برادر ... شاعر: میثم رحمانی ( تیکه سنگ)

در این دنیای فـانـی پـر به پرواز رفت
برادر از داغ برادر دردمند و بیمار رفت
من مانده ام و دنیایی پر از ماتم او
که خورشیدم نیامده بر سر دیوار، رفت ... ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
شعر تلخ شاعر: آرمان سبحانی

تلخ است شعرم / اما / اعتقادم شده است :/دیگر برادر با برادر هم برادر نیست ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
به نام نامی برادر (نه حتی رفیق...) شاعر: امیر عابدیان

چه نیک است عشق در روز بهاران
- ای برادر
دست در خون است و پا بر تلّ نرگس
گویی آنشب دود بودست و سراسر
- مرگ خودکامه
برادر دشنه ات در قلب دشمن
چهره ات سودای دیدار برادر،
- لحظه ای دیگر
تفنگ است و گلوله...
نعره های حق
چه شیوا نامیت کرده
صلابت، چهره ات را - آن لطافت را
عجب نقشی زده - مردانه کرده...
********
عاشقا،
تیرت رها شد از پی دردانه قلب زخمی ات
گلگون شده از ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
گریه کن جان برادر ... شاعر: محمود غریبی جویباری

روزگار غزل و شعر غم انگیز رسید
گریه کن جان برادر به تو پاییز رسید

گریه کن جان برادر ، خبرت را دارم
از چپ و راست به تو حادثه یکریز رسید

متمدن شده ایم و خبر از جنگی نیست
آتش صلح به پیراهن جالیز رسید

آی ای ناجی بن بست ترین معجزه ها
سیصد و سیزدهت باز به چنگیز رسید

یله كن جان برادر ، خبری نیست بخور
آش كشكی است كه انگار به ما نیز رسید

ما مترسك شدگان اهل بهاریم ولی
قسمت این بود به ما خش خش پاییز رسید ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >