run in: 0.001start 0 run in: 0.009 نتيجه جستجو براي "در وصف آدمهای بی معرفت" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: معرفت شاعر:
معرفت معرفت جاه و مقام نیست به هر کس ندهند معرفت راه و مرامیست که به هرکس ندهند معرفت عشق خدائیست به هر نفس ندهند معرفت بذر نشکفته عشقیست به نا رس ندهند معرفت علمیست که شناسد کس ز ناکس این علم گرانرا در عالم عرفان به ناکس ندهند ار ز منیّت گذری سهل ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: معرفت شاعر: سید ذبیح ا...قاسمی (رهام)
معرفت جاه ومقام نیست به هر کس ندهند ۰ معرفت راه و مرامیست که به هر کس ندهند ۰ معرفت عشق خدائیست به هر نفس ندهند ۰ معرفت بذر نشکفته عشقیست بنارس ندهند۰ معرفت علمیست که شناسد کس ز ناکس ۰ این علم گرانرا درعالم عرفان بناکس ندهند۰ ار زمنیّت گذری سهل به خویشتن برسی . معرفت خدای را جز به عارف برکس ندهند . گر از قلّه قلبت قاف را بر با یند . شهد آن بی قافرا جز به عنقای برکس ندهند. از تیغ زهدان درره عرفان گر بسلمت کردی گذر. آندم ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: معرفت شاعر: سید ذبیح ا...قاسمی (رهام)
(پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند) (معرفت بار گرانیست به هركس ندهند) معرفت راه رهائیست به هر نفس ندهند معرفت بذر نشكفته عشقیست به نارس ندهند معرفت علمیست كه شناسد كس ز ناكس این علم گرانرا در عالم عرفان بنا كس ندهند ار ز مَنیّت گُذری سَهل به عرفان برسی ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: گلایه شاعر: رامین کبیری
عجب دنیای لرزانی! چه آدمهاي بی جانی! مرا با ازدهام خانه های شهر و با آن دیدگان مات شرم آور و با پرده دری های جسارتگونه کاری نیست مرا قعر سیاهین نگاهی آتشین کاریست فقط در قهقرای چشم یاری تازه می بازم تمام هستی خودرا چه آدمهاي بی جانی! چه چشمان هراسانی! ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: بی معرفت !!! شاعر: محمدرضا ناصری نژاد
بی معرفت شدی بازم دیگه نمیگیری خبر نکنه باز تک و تنها راه افتادی رفتی سفر بی معرفت،یادت نبود به یادتم من همیشه مطمئنم این بدقولیت آخریش نیس،اولیشه نمیدونم چند وقته که نکردی یادی از دلم اما هنوز به یادتم بی یاده تو کجا برم بی معرفت تر از تو هم این ساعت رو دیواره آخه میدونه دلتنگم هی لحظه هامو میشماره وقتی که رفتی از پیشم دیگه من رفتم از یادت بی معرفت به یادتم برو خدا به همراهت ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: معرفت شاعر: عباس عابد
معرفت سبدی از همه رنگ گل نرگس گل سرخ با دلی صاف وزلال قطره ای اشک بلور بر سر تربت من بنشینید شعرقرائت بکنید به شمیم غزلی یاد کنید روی سنگ آب بریزید به درخت هم بدهید تشنۀ معرفت است ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: آسمان بی معرفت شاعر: فاطمه خجسته
آسمان آبی است آبی آبی اما ابرها کجایند؟ باران کجاست؟ پرنده ها؟ آسمان شاد است خیلی شاد پس آنها کجایند؟ فهمیدم! آسمان بی معرفت است بله بی معرفت! زمانی که غمگین است ابرهامی آیندوتامیتوانندمیگریند آن قدر که نوایشان تا انسان ها هم میرود! آری ابر ها در شادی آنها شریک نیستند! آری آسمان بی معرفت است! انسان ها چه؟آنا نیز همین گونه اند! ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: چرا؟ شاعر: صفورا خزایی
خدا آدمهاي فقیر را دوست ندارد از آسمان شب بپرس چرا ؟ از تشنه ترین بی آب بپرس سراب را چرا؟ آوارگی و شب های بی سقف را ؟ از مرگ زود رس بپرس چرا ؟ خدا آدمهاي فقیر را دوست ندارد .. ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: رهایی ازنسل آدمهای ناحق شاعر: ریاض کعبی
خدایا؟؟؟ از این دنیا و نسل آدمهاي ناحق سیر شده ام . . پیوسته در کمین رهایی از این دنیای خاکیم . . از برق چشمان آنها که گویی یک گرگ درنده در بیابان میترسم . . خدایاااا . . قانون صادقانه ای که با آنها عهد بستم را امضای خیانت دادند خدایا؟؟انهاوحشیانه در ملک تو آزادند.گویی از ابتدای وجودشان بوی خیانت میدهند. ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: بی معرفت، کجا؟! شاعر: مهدی حسینی
شادمان بودم روزی و چنان خندان که گوشت را می گرفتی. تو چنانم کردی که از خنده ام هیچ نماند و چنانم کردی که اشک دو چشمانم جاری شد دلتنگ نگاهت شدم، بی معرفت به کجا رفتی؟! کاش در امتداد افق لحظه ای درنگ می کردی و نیم نگاهی به عقب شاید من عقب باشم و از نفس افتاده که نتوانم پیش آیم و با بغض گویم بی معرفت، کجا؟! ... (ادامه شعر)
|