run in: 0.001start 0
run in: 0.003
نتيجه جستجو براي "رجز ترکی قمه زنی" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: زخم شاعر: شراره کامرانی

هنوز
ترکي *هایی که با هم گوش می کردیم
مرا زخم می زنند ...
... داد ...
من به زبان مادری عاشق ات بودم
تو ...
تنها ترانه هایی به زبان بیگانه گوش می کردی ....

* ترکي : ترانه های سوزناک در زبان ترکي ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
چتیر ( ترکی و فارسی) شاعر: رضا محمدزاده

ترکي
چتیر آچیب
سیلمه
تانرینین ماوی گوزوندن منی
یاغیش اول
گویلره یاغاخ
فارسی
چترم نشو
که میبُرَیم از خدا
باران شو
ببار با من
برآسمانها ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
یک ترکی با معادل فارسی شاعر: رضا محمدزاده

ترکي
سورونه
سورونه
سورتنیر
بیر بوز کولگه
یورقون
یورقون ،
باخماجالار
گلدین ساناییر ،
اما
ایزلرین !
اونودولموش کونلونه ساری
سولنیر
هر گئجه

فارسی
صدای پای خاکستری
سایه
هرشب
می سرد
و لای پنجره
به آمدنت وا می شود
اما
همیشه خدا
ردی که از تو می ماند
دراین فاصله غریبی می کند ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
یک فارسی با معادل ترکی شاعر: رضا محمدزاده

فارسی
سهم من از این همه روشناپی،
این همه روز،
سایه ی دیوار مخروبی است
که می آویزمش
ردای نفس نفس های سوخته ام را
در شرم پلک هائی که
برهم می زند
خواب رویائی که
هرشب پناه می گیرد
در آغوش خیس چشمانم
***
ترکي
آنجاق منیم پاییم بو گونلردن
بو ایشیق لیقلاردان
بیرجه بیر اوچوق دووارن کولگه سیدیر
کی آسلامیشام
یورقون یورقون
نفس نفس لریمین کوینگین
اوتانجاقلیق کیرپیکینه کی
گیزلدیر یوخو سایاخ
یاش گوزلرین باغریندا ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
یک سپید با معادل ترکی شاعر: رضا محمدزاده

آسمان چشمت را ابری نکن
احتیاجی به باران نیست
همینگونه هم
آسمان برای من ابریست
و چشمان منتظرم
طوفان طوفانی.
یک روز
وفقط یک روز
اگر
هوا پس نیست
خورشیدی بیاور
که شب تا اعماق جانم را می لرزاند
معادل ترکي آذری
بولوت اولماسین باخشین
بولوت اولماسین
یاغماسین
گوزل گوزلرین
دولماسین
آغلاماسین
،
دولموش
بولوتلو
..........طاقت سیزیم داها
گل
گونش بیتسین
سازاخ اولدورور منی ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
شب چله (بایاتی ترکی) شاعر: میم انوش

چیلله گئجه تـُخوم مَویز
ایتگین گِئدن گونلَریمیز
نَ تِز بیتدی؟ هارا گِئتدی؟
ناغیللار، دانیشماغیمیز
{شب چله، تخمه کشمش
روزهای برباد رفته مان
چه زود به پایان رسید؟ کجارفت؟
آن صحبتهای شادمان؟}
چیلله گئجه سی خوشودوخ
بیر گئجه غم دن بوشودوخ
بولوط کیمین دَه دولسایدیخ
بَللَنمَزدی ناخوشودوخ
{شب چله خوش بودیم
یک شب خالی از غم بودیم
اگرمثل ابر هم دلمان پر بود
هیچ کس نمیفهمید ناخوشیمان را}
آتا بابا اوجاقیندا
قازان قینر بوجاغیندا
آنام دئد ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
ترکی به وسعت تمام اهستگی ها شاعر: شکوه

از نگاه اهسته بگو
اهسته بخوان
تا دست بی نگاهان به این مهم نرسد
اهسته بگو
گوش هایم زیبایی را لب خوانی می کند
و چشم هایم همه را از نگاهت می خواند
اهسته بنواز ای نی
که در نیزار خواهش ها
خواهش را هر چند اهسته،ولی باید گفت
اهسته اما فریادگونه بنواز
تا از فریادت اهسته خواهش ها به انجام رسد
اهسته قدم بر ندار
تا نکند قلبی از اهستگی قدم هایت
ترکي بردارد به وسعت تمام اهستگی های عالم... ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
سیم تن پروانه ای کوچک/گو ءموءش کپنک/به دو زبان فارسی و ترکی شاعر: حورالعین اوجاقی

سیم تن ،پروانه ای کوچک/گئوموش کـَپـَنـَک/به دو زبان ترکي و فارسی
نور فانوسی که دستم بود
گاه کم، گه بیشتر، می شد
پیکر زشت پلنگی پیر
باز پنهان ، باز پیدا شد
با قدمهای گران خود
روی دیوار عریض غم
گه جلو گاهی عقب روشد
با نظر از روی آن دیوار
چینه ای برچینه می افزود
موش های ثانیه باحرص
گوشۀ مرطوب بالش را
خواب را در پشت کاری سخت
می جوند افسوس ،ای لحظه
لیک دستی ِپیلۀ غم را
سرد وُسنگین می تــَنـَد آنجا
تا که هرگز از درون آن
بال پروازی نیارآ ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
یک سپید با یک غزل ترکی شاعر: رضا محمدزاده

قطره
ق
ط
ر
ه
آب می شود
آسمان آسمان ابر،
تا ماهی
برکه برکه بیاساید
و غزل ترکي
مین تیر بلا هم كی یاغا زخمیمه كاری
من هر گئجه سررم گوزومی سویونا ساری
آهیسته سورونجه یئتیریم نعشیمی یاره
تابلكه بو مییت دیریله بویونا باری
هرسویه کی یئل اسسه بوسس فیکریمه سالدی
آیا گورجاخ اینجاری یوخ؛ آی ، سواری
یاریم چیخاجاخ گون کیمی تا صبحی گتیرسین؟
تا بلکه آچا گوزلریمین قاره نواری
قلعه چكیلیب كوچه نی شطرنجه بزتسه
بو بیر پیادا گورسه در اغیار ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
۶و۷و۸ شاعر: فرهاد قلی زاده

6

پشت این شب کج کلاه
در خانه زني تنها نشسته
من برای فردا ریشم را اصلاح می کنم
اگر کسی او را نشانت داده بود معصوم!
خوشبختی یک دلقک را وقتی که درد می کشد می دیدی
در بخار این لحظه های فرار
ابلهانه تنی نصیبم شده درنده ای رام شده چگونه رفتار کنم ؟

9/12/80

7

به شهر خود باز گشته ام
دور از شماره های تلفن
دور از آدرس هایی که گاهی گیجم می کنند
دور از غده های متورم دانشکده
به شهر خود باز گشته ام
با ساحل از دست رفته اش
و آرامشم سرش را بالا گرفته قدم می زند
آه ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >