run in: 0.001start 0
run in: 0.107
نتيجه جستجو براي "زیبا درباره مرگ" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: فکر شاعر: سید نوید موسوی

دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم
درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ
درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده
درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است.
درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه
درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد.
و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
درباره تو شاعر: رسول ادهمی

وقتی درباره تو حرف می زنم
صورتم را دوست دارم ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
۱تعصب ۲-درباره ی عشق شاعر: وحید مداحی

رگ غیرتم باد نمیکند
تعصب بیهوده است
وقتی دستت
دست غریبه را میفشارد
*******************************
بر لبهایم
قفل زدم درباره ی عشق تو
به کسی چیزی نگویم
شاید روزی
خودت آدم شوی ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
چند دوبیتی هایم درباره بهار ۱۳۸۸ شاعر: میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا

صفا باشد چمن با گل بروید
زمینم یاسمن سنبل بروید
مرا حالا بهارم آشنا کرد
مبادا ساز بی بلبل بروید؟
***
باز فصل بهار آمد و گلها آشکار شد
از هر طرفی غنچه زيبا هزار شد
زيبا مرغکی روی شاخه ای نوا خواند
کین جلوه از آن پروردگار شد
***
شد بهاران هر طرف گلها صدایت می زنند
نرگس و یاس و سمن هر جا صدایت می زنند
سبزه هم با بودن گلهای زيبا خنده لب
بلبلان را شادی است زيبا صدایت می زنند
***
میر حمزه طاهری هریکنده ای نوپا ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
عاشقی شاعر: مهدی گوران اوریمی

خواندن رازهایی درباره ی زنان را
لفتش می دهم
تا هر بار از من بخواهی
تمامش کنم
که این زيباترین
دوستت دارم توست
تا وقتی بخواهی
همه چیز درست شود
عاشقی

پ ن:کتاب رازهایی درباره ی زنان
اثر...
دکتر باربارا دی آنجلیس ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
پاسوز عشق شاعر: محمد (همراه)

سلام من به آن غمخوار شیدا
که در قلب و دلم گشته هویدا
درودم را پذیرا باش تو ای ماه
که دردم از فراغت گشته پیدا
کجا رفتی و ناپیدا شدی تو
که دل از دوریت شد سنگ خارا
به یادم آمد آن روزی که مزدا
مرا با قلب خوبت کرد، آشنا
همین بود حرف تو درباره من
برون کن حس خود با چشم دانا
به تیغ افزار عقل و دانش و فهم
بزن بر فرق عشقت آشکارا
ولی حفظش نمودم از بر خود
همان عشقی که با تو گشته زيبا
هنوز آماده ام تا آخر جان
بسوزم در فراغت بی محابا ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
مادر شاعر: فرامک سلیمانی

شبها که گریه میکنم
یک شب پره
آرام گریه میکند
مادر مگر به شب پره
درباره ی من گفته ای
گفتی که دور از من شدی
در آسمانها خفته ای
مادر مگر یک شب پره
احساس دارد یا که عشق
همچون تمام مادران
جا دارد او هم در بهشت
مادر چرا این شب پره
من را نگاه میکند
اینگونه در کنج دلش
میگرید و آه میکند
آمد به روی گونه ام
آن شب پره زيبا نشست
با بالهای خوشگلش
چشم مرا آرام بست
خوابیدم و آن شب پره
تا صبحدم یکدم نخفت
در گوش من آرام و ناز
شعر و حدیث و قصه گفت
صدای پر ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
کوتاه ۳ شاعر: ارزو

درباره ی احساسم نسبت به تو بلا تکلیفم
تو بگو چه احساسی داشته باشم ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
عشق چه زیبا بود اگر..... شاعر: وحید پهلوان__و.سبزینه

عشق ؛چه زيبا بود اگر با تو بود.
عشق ؛چه زيبا بود اگر فقط یکبار، فقط یکباردر چشمانت نشانی از آن می دیدم.
عشق ؛چه زيبا بود اگر تنها قلبت برای من می طپید.
عشق ؛چه زيبا بود اگر دستانت گرمی میداد به دستانم.
عشق ؛چه زيبا بود اگر طنین صدای زيبایت در گوشم یک بار دیگر می پیچید.
عشق ؛چه زيبا بود اگر مثل قدیم یک بار به لبانت دوستت دارم را می آوردی.
عشق ؛چه زيبا بود اگر من را لایق دیدن چشمانت میدانستی.
عشق ؛چه زيبا بود اگر فقط من بودم و تو بودی و دیگر خدا
ع ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
آخر انسان تا به این اندازه زییا می شود؟!! شاعر: محمد قادری فر(صبا)

از خودم می پرسم و می گویم آیا می شود؟
پاسخم حاضرجوابانه ست و رک: ها! می شود
من به امید شما با یاس ها بیگانه ام
تحت تاثیر تو هرکابوس رویا می شود.
باد هم باشم نگاهت میخکوبم می کند!
در نگاهت واژه ی معشوق معنا می شود.
انتظار آشتی از چشم تو بیهوده است
هر چه من دنبال صلحم باز دعوا می شود.
نازنین! شک می کنم در اینکه انسانی شما
آخر انسان تا به این اندازه زيبا می شود؟!
پس اگر تا آخر دنیا بگویم حرف نو
باز هم درباره ات نا گفته پیدا می شود.
من تو را یک لحظه دید ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >