run in: 0start 0
run in: 0.009
نتيجه جستجو براي "سیگار.عشق .غم" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: سوگ آرزو (۱) شاعر: حمید قاسمى(شکیب)

«مردی که روبروی تو سیگار می کشد»
در فکر گفتگوی تو سیگار می کشد
وقتی که می روی و دلش تنگ می شود
بی شک به جستجوی تو سیگار می کشد
این بار بی تو فاصله ها را نمی دود
در سوگ آرزوی تو سیگار می کشد
زخمی تر از همیشه؛نگاهش به دست توست
در وصف داروی تو سیگار می کشد
وقت نماز شد و او مثل روز قبل
همراه با وضوی تو سیگار می کشد
وقتی نفس زنان به کنار تو می رسد
با عطر رنگ و بوی تو سیگار می کشد
هرگز سخن نگفت و سکوتش ترانه شد
آهنگساز روی تو سیگار می کشد
آهسته عکس ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
سیگار پشت سیگار شاعر: جواد بیات

سردردهای دشــوار ، ســیگار پشــت ســـیگار
زُل ، قاب عکس ، رو دیوار ، سیگار پشت سیگار
بازم دوباره از نـو ، دلتنگ بـــــوی عطرِت
سُل ، می ، صدای گیتار ، سیگار پشت سیگار
من ، دستِ تو ، رو گونه م ، تو ، دستِ من ، تو موهات
وای این سکانــسو... تکرار! ، سیگار پشت سیگار
اه باز کجاست قرص هام؟ ، این سکته های معلول
داروم تویـــی ، پرستار ، سیــــگار پشت سیگار
دور و بــرم رو بازم ، میبینم و کسی نیست
کاغذ مچـاله ، آشغال ، سیگار پشت سیگار
این لحظه های آخر ، م ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
سیگار بعد افطار شاعر: محسن یوسفی

باد گلویی بودار سیگار بعد افطار
شب گوشه به استتار سیگار بعد افطار
در طول روز نسخ، فکر زمان افطار
بعد کلی انتظار سیگار بعد افطار
نانهای خشک و سوخته، چایی نصفه خورده
در سفره های افطار سیگار بعد افطار
این سفره های خالی، بدون مرغ و ماهی
با ناله های تب دار سیگار بعد افطار
در طول روز ترکیم الافهای بیکار
دلخوش به این خود آزار سیگار بعد سیگار
در بزم حور و الله مشروب و باده تعطیل
ماه ضیافت الله، سیگار بعد افطار
حقا که لذتی نیست والا تر از رهایی
...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
رود سیگار شاعر: بهمن وطن پ‍رست

عشق است وجیب بی پول؛درداست ودودسیگار
برچهره ام نشسته رنگ کبود سیگار
نه همدمی نه یاری تا حرف دل به او گفت
هرشب نداشتم جز گفت و شنود سیگار
هردم که میزند غم تیشه به تاروپودم
من هم زنم پکی ژرف برتارو پود سیگار
اول خیال تو بود آمد نشست بر دل
بعد از تو دل محیا شد برورود سیگار
ساز دوتا شدن را بشکن که فرصتی نیست
برطرف جوی بنشین بشنو سرود سیگار
درمان درد دوری کی با دوا توان کرد؟
یک پک بزن ببینی تاثیر زود سیگار
....
این آرزوی کل سیگاریان شهر است
ای ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
سوگ آرزو (۲) شاعر: حمید قاسمى(شکیب)

در خانه بی حضور تو سیگار می کشد
مردی که با عبور تو سیگار می کشد
آهسته خاطرات خودش را نگاه کرد
آنوقت با مرور تو سیگار می کشد
مردی که یادگار تو بر سینه داشته
با زخم ناصبور تو سیگار می کشد
بی شک برای عمری تو را در بغل گرفت
وقتی که با غرور تو سیگار می کشد
دنیا برای او شده زندان غم ولی
در خلوتی به زور تو سیگار می کشد
حالا به سوگ آرزوی خود نشسته است
مردی که هی بسوی تو سیگار می کشد
در گوشه ای نوشت که هر کس تو را شنید
بی خانه از قصور تو سیگار می کشد
...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
از دود تا سود ! شاعر: امید (ارجمندی)

عجب دودی برون آید ز سیگار
مرا افسون کند چون مار انگار
زنم پک تا که در خود حبس سازم
تمام دود او را همچو زنگار
کنم بیرون گهی آن موج رقصان
به وجد آرد مرا انگار نه انگار
هم این باشد برایم بهتر از جان
لبش بوسه زنم بیگار بیگار
ندارم من خیال فکر دیگر
رفیق و همنشینم هست سیگار
خیال دیگرم هر گز نباشد
رفیق مشفقم پیوست سیگار
چه داروی زاو بهتر شناسم
که می پوشاندم هر درد پرگار
همین بر من کفایت می کند نیک
ز هر احساس دورم دود سیگار
نصیحت دارم از این فصل مب ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
سیگار پشت سیگار شاعر: محمدرضا محمدی شیدا

سیگار پشت سیگار...
همه را روشن کردم
تا یاد تو در خاطرم ...
لحظه ای خاموش باشد ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
ترک سیگار(طنز) شاعر: رامین مجد

سیگار بر لب من
آتش گرفته بر تن
دودی دهم به بیرون
دودی درون این تن
سیگار چون نخی بود
در سوزن دهانم
این نخ اگر بسوزد
پایان دهد به جانم
سیگار یک بهانه
از رنچ این زمانه
هر بار گر بسوزد
گیرم زنو بهانه
هر با ر من بگویم
این بار آخرم بود
سیگار من نخواهم
روی لب بهانه
زیدی مزاح می گفت:
آسانترین هر کار
تر ک است تر ک سیگار
اما به شرط تکرار!
اما به شرط تکرار! ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
سیگار آخر شاعر: محمدرضا بهرام چوبین

سیگار اخر.......!!!!
غروب ومه به هم می آمیزند
دراولین ایستگاه شب....
وقتی که دود سفید سیگار از لای انگشتم تاب میخورد
در گوشه خلوت افق
خورشید بی رمق جان میدهد به چشمان تو
تا مهتاب مه آلود چشمانت با حس گمشده ی من درآمیزد
طعم تلخ سیگار وسرفه ای لزج
باید بروم
دود و غروب و سیگار و مه
وخورشید بی رمق چشمانت
که شعله میگیرد در گوشه ای کم سو
باید بروم
از این سیگار بیزارم....! ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
سیگار عشق شاعر: محمد کشتکار

بر لب هامان گذاشتیم سیگار ها را
سرد بودند آن اول ها اما شیرین
کام می گرفتیم از آن ها و مست بودیم
اما افسوس که تقدیر چیز دیگری می خواست
سیگار هامان می سوختند و خاکستر می شدند
گرم شده بودند اما تلخ...
تو، ته سیگارت را زیر پا له کردی و رفتی به دنبال نخی دیگر
اما من سالهاست آن ته سیگار سوخته را می کشم ... ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >