run in: 0start 0
run in: 0.017
نتيجه جستجو براي "،سرود ،دکلمه دهه فجر" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: پس نگاه شاعر: عباس شریفی

کور سویی که می بینم
سناریویی ست که دکلمه می شود.
زندگی کات خورده!
نمایش های پرواز
با دکلمه اجباری اکران شده اند
.
.
.
اما من اهل فیلم نیستم! ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
دکلمه سکوت شاعر: حسام فر یاد

دکلمه کن سکوتتو
رو تم بهت رخوتم
گنگ ملودی زمین
غبار روی بربتم
یه ساز بی پرده و سخت
که کهنه و تاریخیه
بیدار خواب رودکی
پایان خط میخیه

دکلمه کردن سکوت
به رسم ِ ( کَم حرفکِ ) من
لحظه و خوشبو می کنه
ساکت ِ من ، نازک ِ من

دکلمه کن سکوتتو
رو دیسکای عهدِ قَدیم
به ضربِ تمبکِ دلم
یه ساز بی آکورد وسیم
بذار تب سکوتتو
رو پوست سازم بخونم
با ریتم لَنگِ دغدغه ت
لمحه ای تنها بمونم

دکلمه کردن سکوت
به رسم ِ ( کَم حرفکِ ) من
لحظه و خوشبو می کنه
...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
قسمت شاعر: بهمن کاظمی (ب.باران)

نگاه کن
آسمان نزدیک است.
بهار
سهم توست
و کسی که در کنارت
دکلمه میکند
روز را.
ستاره و مهتاب
سهم توست
و کسی که در کنارت
دکلمه میکند
هنوز را.
فروردین 72 ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
سبز ترین ترانه شاعر: آیداحیاتی مهر

من دکلمه ی کهنه ترین آوایم
از تیره ترین ترانه ها می آیم
من مرثیه ی بلند پایان خزان
افتاده میان دفتر یلدایم
من زمزمه ی سرود سرد سرما
لبریز ز واژه های ناپیدایم
تو فصل شکفتنی و من بی تو فقط
طرحی ز غروب تلخ این شبهایم
شاید که بیایی و بگیری دستم
گلواژه ی شعر، بشکفد در نایم
آن روز میان سفره ی رنگی روز
بر سبز ترین ترانه سر می سایم ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
لاله های سرجدا شاعر: پیمان کهوند

امشب از خون خدا خواهم سرود
عرشیان را در عزا خواهم سرود
کوفه را رسم وفاداری چه شد
دستهایی با وفا خواهم سرود
آه امشب غصه مشغول دل است
گریه ی بی ادعا خواهم سرود
آری امشب لاله باران می شود
لاله ها را سر جدا خواهم سرود
نیزه ای را تکیه گه انگار کن
در چنین حالی چه ها خواهم سرود
دیشب از خال لبش تفسیر بود
امشب از خون خدا خواهم سرود ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
عاشقانه ۳ شاعر: مهدي يوسفي

باز باران در غروبی عاشقانه شعری از دریا سرود
بازهم از این دل دریایی و از عشق و از غم ها سرود
باز هم در این سكوت تلخ و غمگین شبانه
زمزمه هایی از آن یار و از آن عهدش سرود
باز هم از بیقراری ها و بیتابی و از دلتنگی اش
از خزان و باد و سرما و غریبی می سرود
گفت این آتش كه اندر دل كشد هر دم زبانه
می نماید عشق او را در دل و جانم خلود
ماه را دیدم كه فریادی زد و در اوج احساسش
از غربت باران و از این ماتمش گریان سرود ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
هیچ شاعر: الهه توکل

راهبندان است
بزرگراه آرزوهایم را می گویم
چه بی گدار از نداشتن هایم به آب می زنم
شاید هزاران بار بیش از پای لنگان
به سنگ خورده ام
سنگ را پیش پای لنگ می گویند
اما انگار
من
این جا
ذهنی لنگ لنگان را هر روز به دوش می کشم
ژرف است عمق داشتن هایم
اما هنوز نمی دانم چگونه سر دهم سرود فیلسوفان را؟
شاید تنها معبدی در دور دست های اندیشه
دکلمه های معنا را می داند
هنوز نمی دانم
چرا خیس داشتن هایم
از هیچ پر می شوم
لبریز می شوم
و یک آن
مست از نداشتن ه ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
خواهم سرود شاعر: فاضل رفیعی غیاثی(مسافر)

در ستاره باران دلم آنگاه که پر می شوم از عطر ریحان اینگونه می سرایمت:
من تو را روزی چنان یک مثنوی خواهم سرود
بی هوس ها عاشقانه معنوی خواهم سرود
در دلم تصویری از ماه رخت خواهم کشید
قامتت را من چنان سرو سهی خواهم سرود
من تو را همچون دو بیتی ناب از دیوان عشق
ساده اما خوش نوا و خواندنی خواهم سرود
من تو را همچون قصیده چون رباعی های ناب
مملو از رنگ و لعاب زندگی خواهم سرود
من تو را چون شاه بیتی ناب ناب از یک غزل
پر ترانه پر ز راز و ماندنی خواهم سرود
د ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
چکه ۳۲ شاعر: م.نهانى

باران
نوازش دکلمه های
ناودان را
آغاز می کند
چشم هایت،
پر نورتر می شود
آتش شومینه،
فروزان تر... ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
سرود زندگي شاعر: علي درويشاني

در هجوم شاخه ای نحیف
كه زیر بار برف خم شده بود
سرخی كوجه ای كوچك
سرود ماندن و زیستن را
می سرود. ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >