run in: 0start 0
run in: 0.183
نتيجه جستجو براي "نوجوانی برای فصل شکفتن" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: زخم! شاعر: فاطمه خجسته(بچه گیام)

لمسِ آیا تک سوالِ دست چینِ نوجواني
تک سکوتی جاودانه در طنینِ نوجواني
سال هایِ بی قراری تا غروبش صف کشیده
سازِ حسرت تک نوایِ شب نشینِ نوجواني
رنگِ آرامش ندیده روزگارِ پر غمِ او
حسّ غربت در نگاهِ نازنینِ نوجواني
زنگِ امّا تک نیازِ ناتمامِ نغمه هایش
هفته و سالی که حاشا در کمینِ نوجواني
قطره هایِ اشک دیده بر کویرِ خاطراتش
بغض و آهی در صدایِ دلنشینِ نوجواني
- بچه گیام-

پی نوشت: به یاد تشییع جنازه مادری در 2 فرودین 1392، سال عجیبیه!
بغض ناخواسته ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
نوجوانی زیباست شاعر: مهدی بازیار

نوجواني زیباست
مثل یک شاخه ی گل
مثل پرواز پرنده
نوجواني فصل زیبای به خود آمدن است
فصل دیدن , شنیدن , گفتن , یاد گرفتن
نوجوان کاش بدانی که چقدر کوتاه است این نسیم سحری
نوجوان خوب بدان ارزش تو مثل زر است , مثل الماسِ درخشان, در دل آن کوه بلند ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
نوجوانی شاعر: مرتضی بختیاری همدانی

اگر یکبار دیگر من زمانی
نهم پای اندر این دنیای فانی
بجویم راه علم و عشق و تقوا
در آن ایام پاک نوجواني ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
شبهای نوجوانی شاعر: سعید صولت

وقتی که خاطرات، بد آهنگ می شود
من هم دلم براي شما تنگ می شود
اینجا هوا پس است و باران نمیزند
پایِ رسیدن ِ به شما لنگ می شود
شبهای نوجواني من با شما گذشت
حالا تمام خاطره پررنگ می شود
پیراهنم که هیچ خودم هم فدایتان
وقتی میان من و شما جنگ می شود
شبها گذشت ، هردوی ما پیرتر شدیم
هر روز ،حجم رابطه کمرنگ می شود
با احترام از دلتان کوچ میکنم
وقتی که زلفتان به کسی چنگ می شود
بانو!براي رفتنتان غصه میخورم
درگوش من ، جداییمان زنگ می شود
امشب که بی صدا ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی شاعر: محمد حسین شهریار

ریختم با نوجواني باز طرح زندگانی
تا مگر پیرانه سر از سر بگیرم نوجواني
آری آری نوجواني می‌توان از سرگرفتن
گر توان با نوجوانان ریخت، طرح زندگانی
گرچه دانم آسمان کردت بلای جان ولیکن
من به جان خواهم ترا عشق ای بلای آسمانی
ناله‌ی نای دلم گوش سیه چشمان نوازد
کاین پریشان موغزالان را بسی کردم شبانی
گوش بر زنگ صدای کودکانم تا چه باشد
کاروان گم کرده را بانگ درای کاروانی
زندگانی گر کسی بی عشق خواهد من نخواهم
راستی بی عشق زندان است بر من زندگانی ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
نوجوانی مرد شاعر: ژیان درویشی

وقتی تو مردی
نوجواني مرد
کهکشان پیر شد
و تا مرگ جهید
وقتی تو مردی
باران می بارید
و من
بی تو
پس از باران را دیدم
باران لنگ می زد...
یادم هست
پشت نیمکت
دامنمان
پر از ستاره بود
پیمان می بستیم
و چشم هایمان را
تمدید می کردیم
دستهامان پناه قاصدک های فراری بود
قاصدک راز ما را می دانست...
بعد از تو اما...
تمام عشق در نوجواني سوخت
همه پاییز، برگ ها می ریزد
دیگر کلاغ نمی خندد...
و اکنون
سال هاست
در خواب می بینم
زنده شده ای...
"خرداد91"
*به یاد دوست نازنین و از کف ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
شکفتن شاعر: نیلوفر حسینی خواه

مرداب همان مرداب بود
و نیلوفر همان نیلوفر
سپید مثل آرزو
نیلوفز هوای شکفتن داشت
هر چند که در بهاری دور شکفته بود
و شاپرک میدانست
که شکفتن نیلوفز لبخند آفتاب است
و لبخند آفتاب،
تنها روزنه نفس کشیدن در آن مرداب
نیلوفر هوای شکفتن داشت
در تنگنای حریم حضور
و انتظار بود،انتظار شکفتن او
نیلوفر عاقبت شکفت
درست در میانه لحظه شکفتن اما
فصل کوچ کلاغهای سیاه بود
از غربت به ناکجا
دسته دسته،سیاه تر از شبهای نیلوفر سپید
و از پس آن سیاهی
هیچ کس ندید ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
بهار شکفتن شاعر: ابراهیم داداشیان

بهار شکفتن
به راستی...
اگر زمان، به همان لحظه ای که می دانیم،
دوباره برمی گشت،
مجالِ از تو سرودن
]آیا
نصیب ما می شد؟
فقط نه شعر و سخن
]بلکه هر هنر،
- براي دیدنت، آیینه وار
] می کوشید-
سکوت، واژه ی تلخی ست.
مخواه از منِ شاعر که لب فرو بندم!
اگر اجازه دهندم،
به ماهتاب،
به آسمان، به تمامِ ستاره هایِ جهان،

خبر دهم که تو بودی نهایتِ خورشید،
تو موجِ سرکشی و تا که برمی آشوبی،
وجودِ صخره ی ساکن، به لرزه می افتد.
تویی بهارِ شکفتن، تویی همه خوبی! ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
به یادروزهای نوجوانی شاعر: مصطفی رحیمی نیا

رفیق روزهای بهتر من،به یاد روزهای نوجواني
بیابنشین کنارم باردیگر،به پاس لحظه های آرمانی
به پاس لحظه های پرهیاهو،به یادگردش صحرا چوآهو
به یادشیرجه دربرکه ی آب،وتقلیدصدای تارزانی
به یادقهرهای بچه گانه،رفاقتهای بی عذر وبهانه
براي عهدهای کودکانه،وعهدعشقهای جاودانی
به یادبرگ ریزسردپاییز،زمستان ودبستان وشب عید
براي روزهای گرم خرداد،پرازدلشوره های امتحانی
بیابنشین کنارم باردیگر،که دلگیراز زمین وآسمانم
گرفتارغمی روی زمینم،ولی راه ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
سخاوت رفته شاعر: مجتبی احمدی

به سخاوت شهره
آبیه پرلقمه
نوجواني قصدبرچیدن روزی حلال
تورانداخت به آب
انتظاری شیرین
آفتاب زردکه شد
تورحتی تهی ازیک خرچنگ
تورامیدونشاط
جمله روزنه هاش
پرشدست ازآب
نوجواني مجرم؟
یاسخاوت رفته؟
کاش میشد عنکبوت
بتندتوربه آب ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >