run in: 0start 0
run in: 0.02
نتيجه جستجو براي "شکفتن جوانی" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: جوانی پیر در اوج جوانی شاعر: میلاد پورعمو

من جواني ام
ولی از جنس خوشحالی نشاید
شایدم هستم
نمی گویم تو را از حسِ بی حسم سخن
من جواني ام
جواني پیر در اوج جواني
درک عشق و عاشقی را من نمیدانم درست ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
صدای پای جوانی شاعر: مهدی سهیلی

شبست و من همه در فکر روزهای جواني
در این سکوت به گوشم رسد صدای جواني
منم به زنده دلی چون درخت پر بهاری
که گل کند به خیالم
جوانه های جواني
خبر دهد زی پیری شهنشهان جهان را
که تخت و تاج فروشند در بهای جواني
جوان پیر بسی دیده ام و پیر جوان را
ز سال و ماه برونن است انتهای جواني
اگر که عقل جواني بود شباب به کام است
بسا جوان که نبوده است آشنای جواني
غم بزرگ جهان را اگر ز پیر
بپرسی
بگویدت : غم پیرست در عزای جواني
بهار عمر گل افشان کند زمین و زمان را
ز شاخ ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
احسان، ندید ، روی جوانی و پیر شد / مانند غنچه حق شکفتن مگر نداشت ؟ شاعر: احسان اکابری

یا او ز آه و ناله ی زارم خبر نداشت
یا داشت ، آه من به دل او اثر نداشت
تنها مرا ز دیده ی رحمت فرو نهاد
تنها مرا ز خاک ره خویش برنداشت
آن روزها که سینه ی من گرم عشق بود
هر گز دلم ز روز جدایی خبر نداشت
بگذاشت در خمار غم بی کسی مرا
رفت آنکه تاب دیدن چشمان تر نداشت
هر چند روی سینه ی من پا گرفته بود
پاس وفا و مهر مرا چون تبر نداشت
با دوستان یکدل خود گرم عیش بود
آگاهی از وجود من در به در نداشت
این چرخ،دانم از چه سبب جور می کند
دست محبتی که کشد روی سر ن ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
((مثل هیچکس)) شاعر: رها رضایی

((مثل هیچکس))
مثل هیچکس
مثل من
مثل تو
مثل لحظه شکفتن
مثل قطره قطره نور
می رود به سوی طور
حور موسی گون من
تو را کرم تر ز آتش بباید
تا کجا باید شکستن در بیابان
ترس از نرستن نور در تن بی حاصل یاران
مثل هیچکس
مثل من
مثل تو
مثل هیچکس نباش
تا شکوفایی
برای تو
برای من
حرف تازه ای بگوید
از قطره قطره نور
که می لغزد چونان شبنم از طاق بلند طور
در همین نزدیکی
دور نیست
دور نیست
چشم هایت را ببند!
دیدی؟ سینه ات فراخ شد...
گره از زبانت ناگهان چرا باز ش ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
شکفتن شاعر: نیلوفر حسینی خواه

مرداب همان مرداب بود
و نیلوفر همان نیلوفر
سپید مثل آرزو
نیلوفز هوای شکفتن داشت
هر چند که در بهاری دور شکفته بود
و شاپرک میدانست
که شکفتن نیلوفز لبخند آفتاب است
و لبخند آفتاب،
تنها روزنه نفس کشیدن در آن مرداب
نیلوفر هوای شکفتن داشت
در تنگنای حریم حضور
و انتظار بود،انتظار شکفتن او
نیلوفر عاقبت شکفت
درست در میانه لحظه شکفتن اما
فصل کوچ کلاغهای سیاه بود
از غربت به ناکجا
دسته دسته،سیاه تر از شبهای نیلوفر سپید
و از پس آن سیاهی
هیچ کس ندید ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
شور شکفتن شاعر: محسن اعلا

شورشکفتن
شنیدم خش خش برگ دلم را
ربود این موج سنگین ساحلم را
کجا رفت این همه شور شکفتن
که دزدید آن بهار خوشگلم را از: محسن اعلا. نور ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
شکفتن شاعر: امیر امیری

آنجا که
شکفتن جرم بود
تنها
غنچه ی گل سرخ
بوسه های آتشین را
پاسخ گفت
و آنگاه
در خاوران عشق
آرام گرفت
////////////
جاری باشید ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
شکفتن در میان باغ احساس شاعر: سید آرمان حسینی آبباریکی

میان لحظه ها
«شکفتن در میان باغ احساس»
برایم بغض می آورد.
چه حُسنی دارد این محبوب بودن؟
نمی دانم چرا فردا برایم سوخت!
همان روزِ
دمادم به به و چه چه شنیدن!
نگاهم خشکید،
صدای بوق ماشین ها
تبسم را از آن آنیمای پیر
از آن خاتون آغازین
ربودند!
صدایی گرم می پیچد:
«شکفتن در میان باغ احساس
نمی ارزد به یک سبزی خوراکی تازه گفتن!
نمی ارزد به چشمانی پر از اشک
به دستانی پر از پینه
که شب هنگام، لالایی برایش
فقر می خواند.
و می گیرد گلویش را همان بغضی ک ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
جوانی شاعر: علی احمدپور

با خودم دیدم که ایام جواني می رفت
جلوه و روی خوش و تاب و توانی میرفت
ای عجیبا که در این قافله سالار غریب
دل ز بهار می شد و سوی خزانی می رفت
عجبم بیشتر از آن بود کین دل غم دیده ما
پیر می بود و رهش سوی جواني می رفت
یادم آمد که در آن اوج جواني و غرور
در ره عشق عزیزی رو به کمانی می رفت
بار و بر این دل از آن روز بریخت
که رهش سوی آن گلشن جانی می رفت ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
جوانی شاعر: رامین امید

چگونه در این خانه ایام رفت
جواني نفهمیده آرام رفت
تبه کردم این عمر با یاد گل
نجستم گل و عمر من خام رفت
طمع کردجوانم به سودای عشق
جواني شد و دیده ناکام رفت
ننوشیدم این جرعه از جام تو
دلم در هوای می و جام رفت
به هر روز دل فکر آن لاله شد
به شوقش غمی بر دلم شام رفت
همه عمر من در پی نام خوش
نماند آن جواني و آن نام رفت
نمی دادم آن لحظه سرخ عشق
چه شد از دلم آن دلارام رفت
عجب رفت امید عمرت کنون
نگه کن که آفتابت از بام رفت
۱۹-۱۲-۸۶ ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >