run in: 0start 0
run in: 0.032
نتيجه جستجو براي "قرارمان فصل انگور شراب که شدم تو جام بياور من جان" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: قرار شاعر: رحمان عباسي

قرارمان
فصل انگور
شراب كه شدم
تو
جام بیاور
من جان ..... ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
خورشيد، كفر آسمان را در بياور شاعر: غلام رضا جلیل ‍پور

آبی تر از خورشید ،آبی تر بیاور
آبی تر از خون، آب از كوثر بیاور
با نیزه ها تا آسمانها قد كشیدند
خورشید، كفر آسمان را در بیاور
شاید فدیناه بذبحن اعظمی تو
وقتش رسیده، با دودستت سر بیاور
آهنگ ِ صحرا،خیمه ها ،چنگ ِ رباب ست
هی می كشد بر صورتش آذر،بیاور
شاید خدا هم التماست می كند... آب
جام عطش را تا لب اصغر بیاور
گاهی به نیزه،گاه بر گودال باشد
از آسمان انگشت وانگشتر بیاور
شاید گلویش انتظار ِ بوسه دارد
اعجاز كن لبهای پیغمبر بیاور
تعجیل كن، تعجی ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
انگور مانیزان شاعر: جواد زارعی

تو عین انگور مانیزانی
که زیر سایه ی برگهات
لم داده ای به خاک
تا کار روز مزدم چیدن تو باشد
و انگشتانم گردنت را لمس کند
تا جدا شوی از همبستری چندش آورت
با شاخه ی پیر
بعد بروی در دشت
حمام آفتاب بگیری
زیر شعله شهریور

کشمش که شدی پشت سرت آب می ریزم وُ
از زیر دروازه قرآن بدرقه ات می کنم تا دلواپسی
فرودگاه ورشو اما
قرارمان یادت نرود:
شراب که شدی برگرد ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
كمى رنگ بياور شاعر: حسين صداقتي

كمى رنگ بیاور
اینجاى دلگیر بریز
همینجاى خالى شده
كنار گل هاى شمعدانى ِكبود
كه بوى آبى ِسوخته مى دهند
كمى رنگ بیاور و بپاش
بر روى لخته هاى خون ماه
كه خشكیده پاى پنجره
همانجا كه مى گفتى دیشب
یاس هاى یائسه روییدند
همانجا كه ما در آغوش هم
پوست انداختیم و تازه شدیم
كمى رنگ بیاور
براى شستن لكه هاى خشم
كنار یك تعصّب ِخانگى
براى بردن یك عقب ماندگى
از نگاه ِحافظه
كمى رنگ بیاور
از رنگ هایى كه اگر به خود زدیم
از یكرنگى مان كم نشود
عجا ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
برگ و انگور شاعر: سید هادی نژادهاشمی(مبهوت)

باغی پر از شکوفه ریحان و برگ و انگور
عطر تو روی جلد گلدان و برگ و انگور
یک آسمان فرشته در پیله ی دو چشمت
پیوند آسمان و انسان و برگ و انگور
از غنچه سینه ریز و تاج قشنگ میخک
پیراهن سپید و دامان و برگ و انگور
دستان سایبان و موی رها تر از باد
یک بوسه ی نسیم وباران و برگ و انگور
قرص تمام ماه و چتری که شعر می گفت
رگبار شادمان طوفان و برگ و انگور
فنجان چای داغ و شرم از گل وجودت
آرامشی کنار ایوان و برگ و انگور
لبهای بوسه ی تو طعم بهار نارنج
یک چکه از ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
خوشه های داغدار شاعر: آسیه ارزانی

بی شك به عشقت بوده از اول دچار انگور
سر تا قدم لبریز از این انتظار انگور
از آن زمان كه دست پاكت را نوازش كرد
انگار كندویی است، شهد آشكار انگور
وقتی كبوتر های این بام از تو مدهوشند
هوهو كنان در رقص، رقصی بی قرار انگور
این سكر را برطوق هر كفتر كه می خواند
دف، دف، ستوده است از ازل این شهریار، انگور
روزی كه در كام شما انگور پاشیدند
- آتش به تاكستان این شهر مزار انگور -
آنروز جامی بود، زهرآگین و حزن آلود
امروز هرخوشه است بی تو داغدار انگور
انگار آ ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
سه گیر شاعر: مسعود عرفانیان

اگر سه كوه كه . . .
همه شیپورند
یكی بر سر و دیگران نشسته اند بر شانه رغبت
بیاور بیش تر
در هر سه بلند بدم
كه نسوخ ازلی خندان است
زخم هر داس به گندم ها را

اگر سه دریا كه . . .
همه نقاره اند
دو تا در چشمها و دیگری به چشم پرطپش ِ آرزو
بیاور بیش تر
نوش كن تقطیر اسقاطی ابر ها را
كه رجوع ابدی
اتصال شصت پاست
شخم هر بستر آبستن زده از بی آبی


اگر سه آفتاب كه . . .
همه طبل اند
هر سه در شن زار بیداری تنور
بیاور بیش تر
بر هر سه سهمگین پای بكوب و دست
بگذر . . .
نرم و آهن ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
بی نام هفتم شاعر: روح اله حاجی ابراهیم

چند ستاره زیر بال پروانه باید له شود
تا این گلوی تشته را نمک بپاشی
این چند برگ خشک
را هم دوباره سبز رنگ زدی
تکلیف این ساقه های وحشی بید
با عروسی کرخه چه می شود
کاج برای ما ابرو نمی شود
کنار امسال پر از میوه های
بی قرار و پر سایه است
اصلا تو با من بدی
با انگور های ما چه جنگی دارد
مگر غیر از این است
که این تاکستان انگور بی موقع می پروراند
برای تو که بد نمی شود
بوی دهانت شاهد است
بیا دوباره این لبان را به عاریت بده
بازار بوسه چین امسال گر ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
ساده؛مثل صدای... شاعر: مازیار قاضی زاده

قسمت شعر
از غفلت سیری
خالیست!
شعر فقط
نگاه رویا
روی شب سادگیست!
عزیزترین شاعری که دیده ام
شراب دستان انگور بود.
پس آشیانه شعرم را
صورتی ساختم
ساده
ساده ساده!
شک دارم
شعری بگویم و
شک کنی به سادگیم!
شیرینترین انگور فکرم را
فشار می دهم
و سعی می کنم
شعری شرابی
از چشمانت بنویسم
شبانه می گریزم از شاعری!
که چشمانت شراب شعر است و
لبانت رنگ شراب
و ساده
ساده ساده
مثل صدای صورتیت!!! ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
دلسرد... شاعر: افلاطون پاشائی پور

.
بالا بیاور
بستنی شب را و
سر بكش شراب آفتاب را
بگذار دلت گرم شود
.
.
یكشنبه 8.5.1391 ساعت 14:50 ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >