run in: 0start 0 run in: 0.02 نتيجه جستجو براي "کلمات قشنگ در وصف پدر" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: ... این کلمات شاعر: ر.الف (رهگذر)
سالهاست با دل ِ من محرمند این کلمات برای ِ از تو سرودن کمند این کلمات . تمام ِ دار و ندارم تویی ، گمان مبر تمام آنچه که می خواهمند این کلمات . گل منی و به چشمت چه قدر ناچیزند هر چند مثل ِ گل ِ مریمند این کلمات . برای آنکه به نامت شبیه تر باشند حریر و اطلس ، ابریشمند این کلمات . تو را به یادم می آورند از این روست عزیزتر زهمه عالمند این کلمات . چقدر چشم به راه آمدنت بنشینم ؟ بیا که بی تو سراسر غمند این کلمات ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: باطن کلمات شاعر: ماذر سیرجانی
ای سکوت باطن کلمات درد صورت کدام قضیه است؟ که چنین بر ما پیچیده است از بس درد را مز مزه کردیم گس لعنتیش مغزمان را گرفت ای کلمات درد صورت رسوای کدام باطن است؟ هبوط کدام شرمندگی ازل است؟ من از درد کرخت شده ام باطن کلمات درد چگونه مرا بلد شده است؟ باطن کلمات باطن کلمات باطن کلمات ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: کلمات خیس ... شاعر: آسپاسیا
شعر هایم بوی نا میدهند ... خسته شدم بس که این کلمات را با آب دیده شستم و به بند دل آویزان کردم تا خشک شوند... چه حاصل که عشقت مدام بند دلم را آب میدهد و این کلمات همچنان .... چیک چیک چیک بگو آفتاب نگاهت گاهی .... فقط گاهی بر من و این کلمات بی گناه بتابند .... ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: غریب شهر فرنگ شاعر: جعفر کسمایی
دلم ز هجر تو تنگ است ای قشنگ ترین که عشق با تو قشنگ است ای قشنگ ترین بهار فصل شکوفایی دل است، بیا دگر نه وقت درنگ است ای قشنگ ترین مثال دامن تو با دو دست کوته من چو بخت رفته ز چنگ است ای قشنگ ترین نفس به بوی تو دارد هوای سرمستی دو دیده طالب رنگ است ای قشنگ ترین برای حسن حضورت سروده نازیباست که پای قافیه لنگ است ای قشنگ ترین به کار عشق چه گویم که عقل با دل من هماره بر سر جنگ است ای قشنگ ترین ملال سینه ی عاشق ز درد هجران است بلای آینه زنگ است ای ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: حس تنهایی (غزل) شاعر: محسن ظهوریان احمدی (م.ظ.صبا)
در آغوش تو لالایی قشنگ است و گاهی عشق و رسوایی قشنگ است و مرگ پای تو عمری دوباره که مرگ ِسبک ِ عیسایی قشنگ است تو باشی حب دنیا ! حب خوبی است که دنیای تو دنیایی قشنگ است هم این جا غم... هم آنجا غم... همه غم نه این جایی .. نه آنجایی... قشنگ است ولی تنها به تو دل داده ام مـــن چقدر این حس تنهایی قشنگ است ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: بهانه ی همیشه-خیال بازیگر من شاعر: بهداد ذاکریان
۱-سالها هست تو را ریخته ام در کلمات باورم شد که رفتی..... با باد....چون باد رمز آغاز و شروعم شده ای بازی با کلمات و اعداد یک بهانه است تو باشی در یاد این شعر را با تمام عشق و احساسم تقدیم میکنم به رفیق راهم و زندگی ام که خیلی زود پرواز کرد و پر کشید آمنه ی زیبایم خدایش رحمت کناد ........................................................... 2-بازاو گفت: خیالش تخت است بسراغ هوس کال خودش می گردد جستجو کرد ولی هیچ نیافت باز در یافتن گم شده اش رفت تا اوج خیالات قشنگ که خدا سایه و هم ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: امروز با فاتح ...عشق دلارای قشنگ شاعر: ولی اله فتحی (فاتح)
عشق دلارای قشنگ . روزه كرده است تو را یارِ دلارای قشنگ - وه خوش اخلاق و فریبا و چه رعنای قشنگ - می بری دل همه را ای دل آئینه سَرای - نیك آئینه تو را بیند و سیمای قشنگ - فصل عاشق شدن ازعشق بباید سخنی - ماه عشق است بیا ای گل مینای قشنگ - یاد داری تو به آن وقت اذان نغمه ی عشق - جای افطارعطا كردی ز لبهای قشنگ - حال بازآ ، رمضان آمده با نِكهَت گ ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: شرح عشق شاعر: مرضیه کرمانیان
کلمات سردند چون پیکر زنانی زیبا در آغوش بی ترحم گور کلمات دورند همچون عاشقانی که قرن هاست معشوق هایشان را از یاد برده اند کلمات برای این که بگویند چقدر دوستت می دارم به اندازه ی کافی نا توانند به اندازه ی کافی پیرند چون صخره های وحشی کوهستان قالب نمی پذیرند ... کلمات این گونه مرا بیچاره کرده اند در شرح عشق تو! ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: باد های کلمات شاعر: قاسم حسن نژاد
تیک تاک ساعت در غروب خورشید و طلوع ستاره ها سر و صدای بچه ها در کوچه های کودکی خیال ستاره ها خاطرات درخشنده ی آسمان خیالند هنگامیکه خاطرات؛ابرآسمان را در آغوشند کلمات خاموش در قرارکاه ظهور خویش ؛ معنی فوران می کنند ترانه های درختان در جنگل مزامیر رودها تا دریا سرود باد از کوهستان ابر مرا بادها با خود ترانه کرده اند بادهای کلمات ستاره و درخت و رود بادهای کلمات آفتاب و آسمان و باد باد های کلمات................ ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: جاودانگی شاعر: حجت جوادپور
در کهکشانِ بودن کلمات چون ستارگانی پر آمد و شد بر مداری بی قرار گرد نقطه حقیقت می چرخند کلمات در هیئت گفتاری یگانه در منظومه معنا یکدیگر را ملاقات می کنند و صفحه پدیدار می شود بدون گفتن بدون نوشتن صفحه محو نمی شود کلمات روی صفحه می میرند می سوزند می درخشند و خاموش می شوند وقتی کلمات دیگری از راه می رسند وچنین است که شعر هست عشق هست حتی اگر من نباشم تو نباشی. ... (ادامه شعر)
|