run in: 0start 0
run in: 0.006
نتيجه جستجو براي "متن تشکر" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: تشکر میکنم..... شاعر: مقداد یوسفی طهارم

تشکر می‌کنم از اینکه با من زندگی کردی
تشکر می‌کنم از اینکه می‌گفتی به من مردم
تشکر می‌کنم از اینکه کردی ساده آزادم
تشکر می‌کنم از اینکه دادی اذن فریادم
تشکر می‌کنم از اینکه تو خوبی
تشکر می‌کنم از اینکه غم روبی
تشکر می‌کنم از لحن گفتارت
تشکر می‌کنم از صدق آن نیت
تشکر می‌کنم از نوع رفتارت
تشکر می‌کنم از خلق امنیت
تشکر می‌کنم از لحظه‌های خوب
تشکر می‌کنم از کشتن آشوب
تشکر می‌کنم از اینکه دائم باعث خوشحالی‌ام هستی
تشکر می‌کنم ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
تشکر شاعر: داود راز

تشکر
تشکر میکنم از تو
که با غم اشنا کردی دلم را
و حالا چشم من بیناتر از قبل است
و میبیند دلی را که برای دیدنم خود را نمیبیند
تشکر میکنم از تو
برای دیدن دنیا
برای دیدن ان کس که میخواهد مرا بی منت و ازار
تشکر میکنم ازتو
و از ان همه نفرت که بر من عرضه میداری
تشکر میکنم از تو
و از دنیای پوچ تو
که پوچی را نشانم داد
تشکر میکنم از تو
تشکر از جمالت روی نازت
که فهماندی به من زیبایی و چهره همه پوچ است و پوشالی
تشکر می کنم از تو
تشکر از نگاهت
ان نگاه ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
بلند تر از کوتاه 1 شاعر: امین مخلص ابادی

امروز موهایم را تیغ انداختم
چرا ؟
اصلا بهتر است این گونه بپرسم
چرا بلندش کردم ؟
حال یک سوال دیگر
اگر موضوعی روز مره شد دلیل می شود که فراموشش کنیم ؟
مثلا
خاصیت اب
یا تشکر از مادر
تشکر از خدا به خاطر این که ...
نه تشکر خدا
فقط تشکر از خدا ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
تشکر شاعر: امين قديم خاني

تو دریایی و من موج تو هستم
تو امیدی و من دل بر تو بستم
ندادم دل به هر کس تا بدانی
که امیدم ز ناکس را شکستم

همین را بس که خود مردی تشکر !!
درون آن دلت سردی تشکر!!
دلت لرزید و عکست پاک کردم
به عشقت هم که شک کردی تشکر!!!
گفتم غزلی به شوق رویت گل من
این جان و تنم فدای مویت گل
گلهای جهان به پیش تو کم آرند
دیوانه شدم ز عطر و بویت گل من ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
سپاس شاعر: نداگواهی

تشکر

شب بر سکوت قلب رنجورم پرده افکنده
اما هنوز من بی هیچ ترسی از تو تشکر میکنم
یک شب در میان ابرهای بی ستاره راهم را گم خواهم کرد
وبازگشت سخت خواهد شد
تاریکی هم چون ویلنی ناکوک یه صدا در آمده
ومن درپس بیستمین میلادم اشک را هدیه ی قلبم میکنم
اما باز تشکر میکنم از تنهایی جانفرسای خویش
از تاریکی مطلق درون خویش هیچ هراسی ندارم
کنار تو
ظلمت هیجانزده میشودومی گریزد
ومن تشکر میکنم از لیافت تو
وباز تشکر میکنم از نفس یک غریبه در نیمه شب
شب پایانی ند ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
زندگی شاعر: فرنگیس رزمی نژاد

زندگی بی رنگِ وصفا نداره
بلبل هم به گُل وفا نداره
دلُم در دنیا اسیروزندونه
چه درِقفس باز باشه وچه بسته
دلُم از این دنیای فانی سیر گشته
بین طوفان وموج دریا اسیر گشته
دلُم خاطرات خوب دیگه یادش رفته
دنیایش زیر آب غم فرو رفته
منم مسافر غریب و دلشکسته
منم بلبل تنهای سر گشته
روحم با آب غم عجین گشته
چو هیزم در آتش غم سوخته
....با تشکر ویژه از استادانی که با صبر و حوصله
م ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
چشم انتظار شاعر: فرنگیس رزمی نژاد

در آسمان آبی
بود فرشته سفید پوش مهربانی
بال زنان بود نظاره گرانی
بر اعمال انسانها یی
که بودند در یک خواب عجیب
عاشق... بر این دنیای غر یب
که
غوطه ور در عشق های دنیایی شان

چون فرهاد

کوه را به عشقِ دلدار می کِنند
غافل از اینکه در پیچ و تابِ زندگی
ودر غروبی غمگین
بی قراری را به شاخ و بر گهای تک درخت پیر و سالخورده
تزریق می کنند
که همیشه چشم انتظار آنهاست
اما در یغ!!!!
...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
کار خوب و بد شاعر: صادق عماری

دفتر پند و داستان
کارخوب و بد
مادر یک پسر ، دعا می کرد
باز گردد به خانه ازغربت
پاس آن ، می پزد ، به شکل نذر
نان کم ، تا دهد گدا ، قربت
=
گوژپشتی ز کوچه رد میشد
نان اورا برد از او ، هر روز
او تشکر نمی نمود ، به عکس
جمله ای گوید او ، چه پند آموز
=
"کار بد ، همرهت همی ماند ،
خوب هم مال هر که خوبی کاشت"
مادر از این کلام ناراحت
انتظارش تشکر از او داشت
=
زین سبب زن به فکر کشتن او
نان آلوده ای به سم برداشت
...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
دوست صدیق شاعر: قاسم حسن نژاد

تشکر لازم نیست
پرنده سرشار از اخلاص بهار است
چقدر خوب است
که دوست از انسان چیزی بخواهد
واو از دستش بر آ ید
دنیا سر شار از ایثار است
به خورشید و ابر وباران و درخت نگاه کن
دلها یشان پر از شکوفه های ایثار است
به تشکر مهر آمیزتان لبخند می زنم
و پرنده را بر لبخندم می نشانم
تا روح مرا از هر گونه آلایش مبرا سازد
برصندلی روابط دوستانه می نشینم
و نگاههای گرم باران و پرنده را
در هوای نگاههای دوستان بپرواز در می آورم
ماه در شب؛ دشت خیابان را عارفا ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
پیچک کال شاعر: سجاد ابراز

**
روزها،
که میکارم
بوسه ام را
روی شانه های لغزانت،
شب ها سبز میشود
پیچک کال دستانم!
روی برهنگی تنه ات،
سُر میخورم!
با هم آغوشی ساقه های خزنده و خیس!
_________________________________________
با تشکر از سلسله موی دوست ..........!
شعر فوق دارای یک لمس القایی است!
با احتیاط بخوانید!!!!
_________________________________________
**
درآغاز شبی مجهول،
لبهایمان ترکیب می شود!
و آنسوی تعادل تاریکی،
تکلیف آغوشمان معلوم!
_________________________________________
**
صف کشیده اند خطوط نگاه!
تو با چشم بسته بیا!
و ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >