run in: 0start 0
run in: 0.012
نتيجه جستجو براي "متن مولانا سرمست شد نگارم" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: نگارشی از یک رویا شاعر: محمد مهدی سلیمیان

می نگارم بودن
می نگارم عشق
می نگارم عاشق
می نگارم معشوق
می نگارم بر تمام لاجوردی های زیبا آسمان دور...
***
می نگارم چشمهایت
می نگارم گونه های غرق شبنبم
گیسوانت
می نگارم عاشقت را غرق در حیرت
می نگارم عشق را هم
***
می نگارم دوستی را
عشقها را
اشکها را
خنده ها را
می نگارم آه مجنون را
می نگارم بر تمام ابرهای صاف عکس چشمان خموشت را
می نگارم بر تمام بی کرانها
می نگارم عکس خود را
می نگارم از تو تصویر غلیضی را
می نگارم در میان چشمهایم چشمهایت را
...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
نگارم شاعر: نرگس میرصدردینی

پاگیز تر از گوهر یکتاست نگارم
زیبا و فریبا ودل اراست نگارم
چون باد بهاری طرب افزا و دل انگیز
چون بوی گل و سبزه ، فرح زاست نگارم
مواج و خروشنده و جان پرور و زیباست
گوئی بخدا مظهر دریاست نگارم
چون خاطره ی دلکش ایام جوانی
امیزه ای از مستی رویاءاست نگارم
شد زنده دل مرده ام از نوش لب او
دارای دم پاک مسیحا ا ست نگارم
دست طلب از دامن دلدار ندارم
چون قبله ارباب تمنا است نگارم
از دولت عشق است همه طبع شکوفا
بخشنده تراز ابر گهر بار است نگارم ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
سردارعشق شاعر: رضا محمدزاده

چنان از عشق تو زارم , نگارم
که سوزد قلب اغیارم , نگارم
نگفتی هجر تو اینسان گران است
به ناری گو گرفتارم , نگارم
ندانم حال دل , پرسم ز کسان
نداند حال بیمارم , نگارم
چه گویم از غمی بنشسته بر دل
که افزوددرد بسیارم , نگارم
بباختم هر چه بود در این زمانه
به عشق گو که سردارم , نگارم ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
می نگارم شاعر: سبحان صائمی(سکوت تنهایی)

می نگارم...
من دل تو را می نگارم....
من دل پاک تو را می نگارم...
دل پاک تو را می نگارم که
مانند دریایی آرام آبیست
و وجود نورانی ات را می نگارم که
مانند برگ درختانی ، سبز است... ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
سفر عشق شاعر: فرشيد قوامي

سفر عشق به همراه تو زیباست نگارم
شكوه كم كن زرخت درد تو پیداست نگارم
گوهری تو نه بدان سان كه بدیدیم به بازار
مثل آن در كه به افسانه دریاست نگارم
بازهم بانگ جرس، قافله سالار تو هستی
بار این قافله ابریشم و دیباست نگارم
چشم مست تو وآن قد چو سروت دل ما برد
از غم عشق تو دل واله و شیداست نگارم
ساقی امشب در میخانه همه منتظرند
گویی این میكده از عشق تو بر پاست نگارم
كاروان بار سفر بست تو هم همسفری؟
در ره منزل لیلی چه خطرهاست نگارم
كاروان وسفر و قص ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
نگار من شاعر: عبداله محمدزاده سامانلو

نگار من

در این دنیا که من گِرد یکی شمع ِ فروزانم
بگو یا رب چه اندیشم که این شمع را نسوزانم
نه من در دَم هلاک گردم، نه این شمع فروزانم
که من سرمست و شیدایم ، بگو یا رب ، نمی دانم
در این سردرگم گیتی ، نگارم آرزو است و ،
چه بلوا شد در این گیتی که شهرآشوب و دیوانم
صدایم را، نگاهم را، چنان تاری چنان پودی
بساختم پرده شوری، که شور افکنده بر جانم
صبا از درد مستوری ، نگارم را رهایی ده
که من رسوای رسوایم ، به دست غم متاباتم !!
25/3/89 تهران سامان ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
سرمست شو شاعر: مهرداد شبیری

ای بی کرانه های غم بی کران من
جامی بزن به پاشنه استکان من


این هفت ساله باده انگور را بنوش
سرمست شو بچرخ و بچرخان زبان من


سرمست شو بچرخ که اشکم فغان کند
سرمست شو که اشک ببارد فغان من


تا کی قدم قدم شدن کوچه های شب
تاکی غبار بغض تو در آسمان من


از این سکوت تلخ تو ای غم گرفته ام
سرمست شو که زجه زند استخوان من


هر شب در این مشوش شوریده غوطه ور
سرمست شو بگیر مرا از میان من


در میزنند ثانیه ای صبر کن نرو
امشب فقط تویی و غزل میهمان من ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
عاشقانه.... شاعر: سروش عازمی خواه

آفریدگارا!
سبب چه بود
که تاریخ دگر بار تکرار شود
گونه ای دیگر :
هرگوشه که می روم مولانایی می یابم در عطش شمس
صدها مولانا
هزارها مولانا
...
شگفتا! ولی هنوز
شمس یکی است. ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
غریب عصر ( غزل ماورائی ) شاعر: ابوالفضل دادا

ای کـه در چشم خمارت کهکشان سرمست تو
عالمی خورشید و مه گردش کنان سرمست تو
کالبــــد روی زمین کانـــی بـــرای شـورمـور
خود به سیّالی روان از روح و جان سرمست تو
ای که بر پایان لذّتهای من پایان تویـــــــی
ای کــــــــــه کلّ کائناتت بیگمان سرمست تو
نور دارم بحر بحر و شور دارم شـــعر شـــعر
در غـــــزل گردانی از عمق ِ روان سرمست تو
دوستم ! از بند برهانیدی ام ، خوش داشتی !
ذوب هستـــم در ت ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
نگارم شاعر: فرامرز درویشی چگنی

نگارم
بی خیال ،همیشه شاد!!
شاید به زیبایی فریبنده ات
می نازی
زیرا
تواز نسل آهوان
گریز پایی
که شادمانه زیبا نرگسان
وافشان گیسوانت را
به محفل عشاق می سپاری
نگارم
دلخوش،مهربان !!
طنین مهربانیت را
ساق دوشان بیتوته ی
مرغان عشق
هلهله می کنند
نگارم
بیاومرا
به جرعه ای از ناز نگاهت

دعوت کن .
فرامرز درویشی چگنی (روشنا) ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >