run in: 0.001start 0 run in: 0.002 نتيجه جستجو براي "مرضیه می زده شب" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: طرح یک انقلاب شاعر: شیرزاد بسطامی
عروسک مرضيه به آدمهایی نگاه مي کرد که تفنگ و کلاه خود داشتند مرضيه آرام درگوش عروسکش هیس کشید بابا شنیده بود که ورق را از هر طرف که بنویسی اعلاميه سیاسی است بابا تمام مشق های مرضيه را در جعبه مادربزرگ گذاشت و حتی قرآن پدری اش را مامورها آمدند از منزلمان بوی کلمه نمي آمد بی آنکه بدانند مرضيه در ذهنش طرح نقاشی دارد که در آن مردی که قرآن مي خواند آفتاب را به شانه مي کشد ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: بانوی دو عالم... شاعر: صدیقه طباطبایی
زهره ی زهرا درخشید در این ماه کو ادبم، کو قلمم، نمایان کنم این فروغ رعنا بپویم، بجویم کلام و سخن را ز زهرای مرضيه آموزم نهان را خاکیم، سخنم را آذین بندم کلامم را شکوفه باران کنم گل و سبزه را مهمان کنم نام زهرا را زینت عاشقان کنم خاکیم، کلامم را به اوج برم شعرم را شعور دهم وجودم را نثار کنم که بوی سیب مي آید بوی ام ابیها مي آید زمين شکوفه باران است ارش اعلا چراغان است آسمان ولایت ستاره باران است آرام در آنسوی افلاکیان، قدم های مهربان ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: به مناسبت شهادت حضرت فاطمه مرضیه شاعر: غلام حسین محمدی
سلام از عزیزان خواهش ميکنم به مناسبت شهادت دخت نبی اکرم همراستا با سایر سایت ها در مظلوميت این بانو سروده هایی در این زمينه تقدیم نمایندبا تشکر محمدی به مناسبت شهادت حضرت زهری مرضيه سروده هامو تقدیم مي کنم نمي دانی ميان سینه تو هنوز این باز وحشی لانه دارد نمي دانی که عشقت در دل ما هنوز ای نازنین آوازه دارد نمي دانی هزاران بار شکستم کسی گفت عاشقی اندازه دارد = آه بانو قلب من از سنگ نیست جز برای شیون از داغ شما دلتنگ نیست آنزمانی که شکستند ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: شعری برای مرضیه شاعر: ز. داودی (مارال)
این شعر را برای مرضيه مينویسم دریک صبح دل انگیز بهاری همراه با عطر یاسهای سرزمين مادری ام بخاطر خواهر های ميهنم برای دختر پاکی که دنیای کودکی هایم را هميشه به یاد مياورد برای ان دختر پاک وسخاوتمند کسی که از شب افتاب ميگیرد وایینه دران ميدرخشد برای دختر یک صبح یک روز یک عصر یک شب برای دستهای که حتی به اب هرگز الوده نشده بود برای ان عشقی که سالها در دل ارزویش را داشت۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ مرضيه جان این شعر را برای تو مينویسم حتی شاید شعر ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: ای فاطمه (س) شاعر: محمد حسن قانعی
خطاب به حضرت فاطمه (س) گلواژه ی فاطمه به دنیا شده ای از لطف و صفا ام ابیها شده ای مرضيه نشان ز خوبی اعمالت ای راضیه در کمال والا شده ای ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: غربت یاس ها شاعر: ندا فیروزی
در این دیار بی مهران زمانه از من من دیگری ساخت. چنان که آینه هرگز چهره ام را روبه رو با من نخواهد ساخت. با تشکر از دوست بسیار نازنینم مرضيه (لیان). ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: آی دختر کاشونی شاعر: (محمد مهدوی )غروب خزارن
ای مرضيه ای دختر محبوب کاشانی در عمق جان تو چرا اندوه خوابیده خورشید شادی از پس این ابرهای غم انگار بر چشمان غمگینت نتابیده من خوب ميدانم عزیز مهربان من این کوزه گر خاک تو را بانور زد پیوند با اینکه از زخم زبان خلق ميرنجی بر لب سکوت آری و بر رخسار خود لبخند من خوب ميدانم که این سنگینی تقدیر قلب تو را مجروح سیلاب بلا کرده است با اینکه تب دار است هميشه داستان عشق چشمان تو داغ و ولی دستان تو سرد است من خوب ميدانم که اقبال بلند تو در سایه این سر ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: خدای آفتاب شاعر: مرضیه کامکار
تو را با خدای آفتاب نسبتی هست که مرضيه از خیال خطوط دستانت گرم مي شود؟! ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: افسانه ها شاعر: حسین علی دلجوئی
هر چه سینه سوخت از بیگانه ها هیزم آوردند صاحب خانه ها با وجود اینهمه حرف و شعار واقعی بودند کاش افسانه ها ====== با الهام از اشاره ی استاد بزرگوارم مرضيه اوجی **** اینروزها هوایم خیلی بد است، مهربانو... ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: بارانی شاعر: غلامحسین جمعی
وای دوباره شب و بارانی ام چشم ِتو را كوچه نگهبانی ام پنجره ی ِرو به خیابان دلم تنگ شود، باز نمي خوانی ام دوش ِمن و زلف ِپریشان ِتو شانه مزن، حال ِپریشانی ام تار ِدلم، گوش ِتو را شور زد شورترین نغمه ی ِچوپانی ام حوصله ام پشت ِچراغ ِخطر سبزنشد، بی سرو سامانی ام در پی ِآباد ِتو گشتم خراب آمده ام جام بنوشانی ام گر چه قلم نقطه شبنم گذاشت خط ِلبت، مصرع ِپایانی ام ( تقدیم به سرکارخانم مرضيه اوجی) ... (ادامه شعر)
|