run in: 0.003start 0 run in: 0.047 نتيجه جستجو براي "معنی آب آیینه قیصر امین پور" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: قیصر شاعر: احمد حسینی
تقدیم به روح بزرگ شادروان استاد قيصر امين پور نابغه شعر نوین ایران: بی مقصد و آشیانه پر کشیدی قيصر بی علت وبی بهانه پر کشیدی قيصر اینجا همه دلتنگ تو بودند ولی ناگه ز میانه پر کشیدی قيصر رفتی و نگفته خواندی غزل مرگ و وداع اینگونه چه شاعرانه پر کشیدی قيصر احساس لطیف عشق را چه تفسیرشدی آخر تو چه عاشقانه پر کشیدی قيصر ناگهان آینه ها بعد تو بی خواب شدند که تو بی گفتن قصه ی شبانه پر کشیدی قيصر عمری غزلت تازه نگه داشت دلم زیبا و غم آلود و جوانه پر ک ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: به یاد قیصر امین پور عزیز شاعر: عبدالحکیم بهار بلوچ
دوم اردیبهشت ، سالگرد تولد شاعر عاشقانه ها زنده یاد « قيصر امين پور» است. گرچه ایشان زود از میان ما رفت اما یادش همیشه با ما است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به یاد قيصر امين پور عزیز وباز هم دوم اردیبهشت رسید خاطرات شاد روزهای کهنه ام این ، روزها که بوی غصه می دهند تازه شد. باز هم غبار غم ، دل مرا پر از سکوت وسایه کرده است. ومن، با غزل، رباعی وسپید در کوچه با ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: بیاد قیصر شاعر: مهدی
"قيصر" قيصر غزل بگو که دلم بیقرار شد از قحطی غزل غم دل نو نوار شد یک بیت،مصرع کوتاه،قطعه ای بار دگر بخوان که غزل هم نزار شد رفتی چرا؟کمر وزن هم شکست آهنگ شعر چو بشکسته تارشد بودی امين غزلها هجا هجا آن را امين که و آن را که یار شد اما قصیدهء تو نیمه کاره ماند بیتش فقط چهل و هشت بهار شد رفتی سفر به سلامت ولی چرا مرغت کنون هوایی آن یک دیار شد؟ دفتر گریست ز فشار غم قلم روز قلم ز غمت شام تار شد قيصر بدان که به اوراق روزگار نام ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: پایان بیاد قیصر امین پور شاعر: سوران حوسینی soran
هنوز در عین عشق نشسته ایم و از انتهای آن قيصر آغاز میشود عشق را چه بر سر آمده که قيصر هم بپایان رسیده است ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: پایان بیاد قیصر امین پور شاعر: سوران حوسینی soran
هنوز در عین عشق نشسته ایم و از انتهای آن قيصر آغاز میشود عشق را چه بر سر آمده که قيصر هم بپایان رسیده است ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: به یاد قیصر امین پور شاعر: محمد خزایی
رفته ای و یاد تو ماندنی تر از نسیم صبحدم چه بی فروغ، کوچه ها چه بی شمیم چشم های ما چه خیس ای طبیعت خسیس عمر ناز گل چه کم کهنه رسمی از قدیم ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: اگر دل دلیل است (به پیشواز از قیصر) شاعر: حامد سبحانی
به عمری اگر در قفس بودهایم ولی بال پرواز بگشودهایم چنان صخره در حلقهی موجها پر از ضربههای تنآزردهایم اگر بزم خون بود، رقصیدهایم اگر تار غربت، نوازندهایم اگر قبله عشق است، ما کعبهایم اگر دل نماز است، سجادهایم اگر سنگ اهریمن، آيينهایم اگر داس یاران، دروکرده ایم رهآورد ما زین فراز و نشیب نفسهای تنگی که آوردهایم گواه است آستین بی دست ما که دست از هدف برنگرداندهایم ز قيصر نی و ناله و از نای ما که یاد نیستان خود کرد ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: این آسمان پر ستاره* شاعر: رضا آل علی
از کرانه های دلم می گذری بی آنکه تشویش تماشای مرا داشته باشی یا آنکه برای بودن بهانه ای بتراشی. از آمدن صبح زمانی گذشته است کسی نمی داند چرا آسمان نگاهم بارانی ست ؟ یا آنکه چرا اینقدر بی تابم ؟ برای آنکه بدانم بگو چگونه بی همراه عزم سفر کردی ؟! به چه دل آمدنی تنها ؟!!! و چه بی هنگام برای آنکه بدانم بگو..... -{آيينه ها با آه آغاز می شوند...} -استاد قيصر امين پور در گذشت -{و درد هنوز دامنه دارد...} ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: قیصر شاعر: علی اصغرتقی پور(ش-شاید)
قيصر غزل قيصر لحظه ای بی قافیه بیش نبود عمرکوتاه لحظه به سررسید زمانی بود فصل وار شبیه پاییزروزهای سبز که هزارپرسش وآیا هزارخواهش واما ذهن پرستوهاراگیج می کرد آری آنجادرتاریکی مساحت رنج کم است ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: در سوگ قیصر شاعر: محمد جاوید
خسته بود از آرزو های شعاری ، بال های استعاری صندلی های خمیده ، گریه های اختیاری زود رفت آن« قيصر» شعر و شعور ودرک و احساس آن« امين » سال ها ی بی قراری خالی از فکر شعاری خسته بود از چشم های پینه بسته ، خسته از درهای بسته خواست چون دزفول باشد در کمال بردباری سال ها رُفت از دل مردم غبار غصه و غم حال بر میزش نشسته در نبود او غباری خورد شلاق خزان بر قامتش انداخت اورا حیف شد دیگر نمی بیند زمستان و بهاری عاقبت آمد همان روزی که خود گفت: « در ستون ... (ادامه شعر)
|