run in: 0.002start 0 run in: 0.005 نتيجه جستجو براي "منصور حیدری پدر" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: استاد ارجمندم شهريار جعفري منصور شاعر: حمید محمدی مزوشی
ای تو ساقی و من خراب و خمور شهریار جان جعفری منصور به فدای تو این سر محجور شهریار جان جعفری منصور زیر پای تو دیده من كور شهریار جان جعفری منصور كه ز سر تا به مقدمی همه هور شهریار جان جعفری منصور من همه ظلمت و تو نور النور شهریار جان جعفری منصور نرسد بد تو را ز دیده شور شهریار جان جعفری منصور ای كه گشتم به دیده ات منفور شهریار جان جعفری منصور مرگ بادم كه كردمت رنجور شهریار جان جعفری منصور چون حقیر در ادب نموده قصو ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: آخرین شعر شاعر: مهدی شجاعی نیا
آخرین شعر من این است وتمام چون که امکان حذف شعرم نیست وسلام من که در آب و گلی مدفون بُدم حکمت این بود سری بیرون کنم چون بدیدم عالم روشن تری عاشقی گشتم سراپا حيدري من کیم من عاشق چون حيدري مست مست از دیدن روی علی جان فدای بانوی هر دو جهان جان بگیرد از رخش رنگین کمان باغ گل دارد درون این جهان اولینش حسن و آخرین صاحب زمان ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: از دیار رودکی برای محمد رضا حیدری تفرشی شاعر: اعظم خواجه اف(خجسته)
امشب شتاب ماه فرق می کند در سینه سوزِ آه فرق می کند دل ها به سوی تو صف بسته اند عجب حال و هوای راه فرق می کند گر با گناه ما تو رنج می بری این شیوه ی گناه فرق می کند من با نگاه دل کوی تو می روم این چشم و این نگاه فرق می کند از مُلک رودکی آورده ام پیام این شاهد و گواه فرق می کند با صدق و دوستی ما عقد بسته یم این خطبه ی نکاه فرق می کند اکنون شفای تو از راه می رسد چون حاذق رفاه فرق می کند *********** بعد از خواندن شعر دوست گرامی و شاعر توانا و نواور جن ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: حدس شاعر: دنیا مهبدی
من از دست تو دلگیرم / تو فکر کردی نمیفهمم بگو پس عشق من چی شد؟ / بگو از تو چیه سهمم؟ حواست پیش حرفاشه / به عشق من تو دلسردی همون روزی که دل بستی / باید فکراتو میکردی تمام فکر و حال من / از این بیرحمی داغونه با این کاری که کردی تو / دیگه عشقی نمیمونه من آشفتم پریشونم / از این دلشوره میترسم خدای من یه کاری کن / خطا باشه همه حدسم آهنگ و تنظیم : آیسا حيدري خواننده : آیسا حيدري . گشتا کریمی ترانه سرا : دنیا مهبدی ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: روح منصور شاعر: سید محمد طباطبایی نسب
دل مجنون اسیر غم یارست هنوز برتن بیستون تیشه بکارست هنوز گرچه دیریست که از کوس اناالحق بگذشت روح منصور سر چوبه دارست هنوز ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: فاطمه(س) مادر اهل ولا شاعر: محمدرسول کریمی
فاطمه ارام جان حيدري همچو گل در بوستان حيدري فاطمه ای مادر اهل ولا هستی و آرام قلب مصطفی مادرم یا فاطمه روحی فداک جبرئیل با اذن تو در می زند زآن طرف دشمن زکین پا می زند مادرم یا فاطمه یاس علی ای تو بودی حامی مولا علی السلام یا فاطمه ای آیت نور خدا السلام یا فاطمه ای نور چشم مصطفی السلام یا فاطمه ای هم نشین مرتضی السلام یا فاطمه ای مادر اهل ولا ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: شوق پرواز شاعر: ایمان کریمی
شوق پرواز / تقدیم به شهید عباس بابائی و دیگر شهدای کشورم نسل سلمان و نسل بهمن ها / نسل مردان حيدري هستیم در لطافت ، بهار احساسیم / آن زمانی که مادری هستیم سینه هامان پر است از عشق / چارده بیت شعر ناب خدا در نوافل که اوج قربت ماست / قاری شعر کوثری هستیم اهل شعریم ، شاعریم و کمی / شوق پرواز در سرمان هست مثل موجیم در دل دریا / گاه ماهی ، گهی پری هستیم تار و تنبور میخوریم و عشق / جامی از نور میخوریم و عشق سرمان گرم از می نجف است / چشم بد دور خیبری هستیم ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: "حجم ویرانی " شاعر: نسترن حاتمی
در پی رفتنت ای یار چه بی یار شدم سوختم از غم و خاکستر اسرار شدم آنقدر بر دل من بار غمت سنگین بود عاقبت با دل خود مردم وآوار شدم گر چه در عشق تو منصور نبودم هرگز × همچو منصور خریدار سر دار شدم × بسکه در گوشه ی تاریکی و عزلت ماندم مثل خفاش گرفتار شب تار شدم حجم ویران خودم بود که من می دیدم مثل یک قصه ی پو سیده که تکرار شدم مرداد/78 مصرع ستاره دار تضمین از غزلیات حضرت امام (ره) ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: مدعی! شاعر: شیوا محمودی
مدعی آمد و گفت عاشق تو گشته ام گفتمش : عشق را میدانی ؟! به طعن و خنده گفت ، خیر ! عشق چیست ؟! گفتمش عشق این است! امروز، قاتلت خواهد بود فردا،آتشت خواهد زد و سپس، بر بادی ! فاعلش خواهی بود ؟! نگهی کرد سر به زیر افکند و برفت ! *با الهام از داستان منصور حلاج! منصور با اناالحق روایت شد! ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: گل یاس حیدری..... شاعر: اصغر بارانی زاده
ناگهان آن نانجیبان آتشی بردرزدند ضربه ای برگوهریکدانه ی خاتم زدند چون که دیدن فاطمه اُفتان وُخیزان می رود با شکایت سوی حیدر شاه خوبان می رود نانجیبی سیلی از باب جهالت می زند فاطمه نور نبی را تا شهادت می زند فاطمه ازآب زمزم امشبی سیراب شد بی نشانه در مدینه چون دُری نایاب شد درعزای یاس حیدرهردلی دیوانه شد در میان نانجیبان بازعلی بیگانه شد گل یاس حيدري چون سوی بابا می رود ناله های زینبش تا به ثریا می رود چون علی ازهجرزهرا بی محابا می شود آن ... (ادامه شعر)
|