run in: 0start 0 run in: 0.024 نتيجه جستجو براي "مک نیس کیست ؟" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: کیست تا دست دلم گیرد به عشق شاعر: امید (ارجمندی)
کيست تا مرا درس وشت دهد خاک جسمم به سر نوشت دهد کيست تا در سکوت دل سوزد خنجراز پشت آورد بهشت دهد کيست یک لقمه از تملق را جامه ام پوشد و کنشت دهد کيست تا باطلم کند یک دم تین جسمم به شکل خشت دهد کيست منشور کورش و ابقا بنویسد...عمل به ششت دهد کيست یک بوسه گیردازمعشوق بذر گیرد فزون و کشت دهد کيست عاشق تراز دل معشوق خود بسوزد به لب نوشت دهد هر که اینگونه بود با دلها سر چه تسلیم بکار زشت دهد ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: قفس شاعر: فرزاد آرین(فاضل)
کيست که عاشقم کند ز قفس رها و خاموشم کند کيست که مجنونم کند ز دل رها و زمین گیرم کند کيست که رهایم کند ز شقایق ها دورم کند کيست که درمانم کند ز حسرتش جدایم کند کيست که مستم کند ز عشقش مبتلایم کند ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: دل سرگشته شاعر: پيمان آريائي جم (آریا)
نمیدانم دلم در خلوت کيست که این تاریکیم در ظلمت کيست نمیدانم که این بخت سیاهم درون طالع و در طینت کيست نمیدانم دعای آن دو چشمش میان ناله و در طاعت کيست گلی که گم شد از بزم وجودم رفیق و مونسی در عزلت کيست همی دانم که شمع کوره راهیست ولی آرام بخش حرمت کيست درآن ظلمت ببینم صورتی را ولی واضح نباشد صورت کيست بدان که عاشقی رسوا بخواهد چنین عاشق شدن در عادت کيست همه در حیرت مردان مستند ولی مستانگی در شربت کيست ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: همای بخت شاعر: امیر لالانی
امـروز همای بخــت بر شانــه کيست وین شــراب کهنـه پی پیمـانه کيست دل بستــه زلـف کـه و دیوانه کيست آن کيست که دل می برد و خانه کيست ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: اوکیست شاعر: سعید محمد صالحی
خوب می دانم که دل در دام کيست یا که این دل لیلی ومجنون کيست آن که خود تنها بود داند چرا دل امید و آرزویی داردوغم مال کيست آسمان با وسعتش در پیش او کوچک بود چون که آنجا یک ستاره هست و او از آن کيست چشمها همچون جواهر می درخشید وبگفت این دو چشم پر زاحساس ووفا از آن کيست تک ستاره بودن و تنها میان آسمان این همه زیبایی و عشق ووفا از آن کيست در دلم بر روی این قلب و تنم بنوشته اند این همه شور دل وغم خوردن وآبی شدن از آن کيست ابروانت تاب از دل می برد ت ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: آن کیست؟ شاعر: علی سوگوار
آن کيست که اندر خم این کوچه نهان است بوئیدن و بوسیدن آن سخت گران است آن کيست که برمیزند این دسته ورق را در فال کدامین ورق این آس نهان است آن کيست که ره میزند از اینهمه رهزن زین باج بگیری دل من بس نگران است آن کيست که می نازد و می بالدو نامش در کوچه احساس همه ورد زبان است آن کيست که در گوشه ای ازچشمک سبزش از هفت به هفتاد ز هر گوشه روان است آن کيست که در شعر شرابش همه ناب است گیلاس غزل می شکند ، رطل گران است آن کيست که یک لحظه چو غافل شدم از وی دزد ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: نیمه گمشده شاعر: میکائل شریفی
یک سفر رویا، کسی همراه گردد نيست؟ کيست؟ همسفر تا آسمان از این زمین پست ، کيست؟ پای ِ رفتن باهم و تا سرزمین ِ آفتاب بال ِ پرواز ِ میان ِ ابرها گر هست، کيست؟ در صفا ی ِکلبه ای از گرمی ِ دستان ِ هم همنشین بر بستری از سبزه خواهد زیست، کيست؟ جان بشوید با هوا و شبنم و پاکی ِ خاک دل طرب با صوت ِ صاف ِ چشمه باشد کيست؟ کيست؟ کودکی ِ ذوق و شوق ِ رنگها و مزه ها بی دلیل ِ پرتوان ، بالا و پائین جَست ، کيست؟ با وضویی از نگاه و رکعتی از عشق هم آنکه می پرسد ب ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: دلبرده شاعر: زیبا منصوری
با چشم فریبایت حیران تو امشب کيست؟ آن چشم سفیدی که زد بوسه بر آن لب کيست؟ از ما که بریدی دل مشغول که ای امروز آن سنگدل بیرحم بی مذهب و مکتب کيست؟ آن طالع فرخنده میگشت به بخت من امشب به که رو کرده آن صاحب کوکب کيست؟ جان را به شعف میخواند آن صحبت شیرینت امروز کنار تو آن یار مصاحب کيست؟ می آمدی و هر جا انگشت به دندانان جان داده ومی گفتند آن صاحب مرکب کيست؟ گفتم گله اب دارم زان صورت برگشته گفت آنکه مریضانه هزیان کند از تب کيست؟ شیداست که میمی ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: مادر شاعر: حامد حکمت نژاد
این خلق خدا چیست جنس قلب او از چیست نمی دانم آموزگار عشق او کيست این عشق در تمام آنها دسته جمعیست این چیز کمی نيست صفای بهشت برین خدا کيست عطر فضای خانه ات کيست از ازل تا ابد غمخوار نگاهت کيست ماه بی قمر کيست خدمتکار بی ادعایت کيست معنی واقعی عشق عَشقه نيست مادر است؛ مادر است؛ مادر است... ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: تقصیر کیست؟ شاعر: صحرا عابدی فرد
تقصیر کيست؟ این آدمک را درگذر حرفی نمی گویم ازاین جلادهای بی بدیل بر خوان این نامردمان جامی دوباره سرکشم تقصیر کيست؟ بینم همین بی حرمتی بی چاره درماندگی دیدم که کودک می شکست حرم از وجود زندگی بی آنکه ردی بر نهد بر خاطر شرمندگی تقصیر کيست؟ تقصیر را من بگذرم بر سایه این نابکار درسوگ جان خویش هم پوچ اند این نا بخردان تقصیر کيست؟ تقصیر کيست تاراج شد؟ این نامه اعمال هم در بزم خود پامال شد؟ ... (ادامه شعر)
|