run in: 0.001start 0 run in: 0.004 نتيجه جستجو براي "نسترن اي عشق من" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: نسترن شاعر: حمید مهرش
ترا نازم نستــــرن جامه سفیـــــــدم نسترن دل ترا بازم نستــــــرن بادۀ مســتم نسترن دل به دریا افگنم بعد از چهار سال نسترن صاف و پوستکنده بگویم دوستت دارم نسترن حرف قلبم را شـــنیدی مخلصـــانه نسترن بشــنو حالا در نبودت من چنــــانم نسترن از سر شب تا سحر بیدار و بیمار نسـترن روزگارم بی دیدارت گشـته است شام نسترن در نماز شام نشـینم ســـــوی بامت نسترن در نماز صبح دعایت در زبانم نستـــــرن در بهـارمیــــبویمت پگاه و بیــگاه نسترن ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: زاغ سیاه شاعر: اشکان افتخار
گنجشک زیبای خانه دلگیر بود / گل های نسترن باغچه رفته بودند قناری دگر آواز نمیخواند / شاپرک ها همه بی بال بودند نسترن ها پی یک زاغ سیاه / دل این باغچه را شکسته بودند شاپرک نمیدانست که چرا / نسترن ها این همه بی وفا بودند قناری امید به دیدار نسترن داشت / اما بیخبر از آنکه نسترن ها در بال آن زاغ سیاه خفته بودند نسترن های زیبای باغچه ی عشق / از عشق باغ و گنجشک به نگاه خود بیخبر بودند نسترن ها را میخواهد دل آن گنجشک / اما آن ها به فکر زاغ سیاه بودند گن ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: آن خدا شاعر: ایمان فخار
آن خدائی که بیاراست بهشت و در آن سوسن و سنبل را کشت آنکه دل ساخته از خاک و ز خشت آن خدائی که گِل را بسرشت - و به آدم جان داد- - و نفس را فرمان - مور را قدرت داد، مار را داد امان به سلیمان شوکت، به حاتم کرم و جود و عطا به عیسی دم جانبخش و به موسی عصا آب را کرد روان - که به جنگل برسد - نور را کرد عیان -که ببینیم و لذت ببریم- نغمه را گفت به منقار قناری آویز مزه را گفت که بر سفره بریز روزی بخشید به زیبا و به زشت چرخ را گردش ایام نوشت آن خدائی که اذانش جویند به ن ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: نسترن شاعر: بهزاد قاهر علی
هر نسترن حادثه ایست و هر حادثه باغیست مملو از نسترن روییده سرتا سر این باغ گلهای حادثه ی تو چه زیباست چه زیباست چه زیباست ما شتافتیم سوی حادثه ای که سوی تو را داشت و گذشتیم از رنگین باغی که حادثه ی تو را نداشت ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: خیال شاعر: بنفشه ابوترابی
برگ برگ نسترن را لمس میکردم شبانگاهان یاد مینوشتم بیتهای عشق را بر برگهای نسترن شاخه های بید همراه خیالم تاب می خوردند و شاد می زدند لبخند بر لبهای من یاد تو در کوچه باغ ذهن بر تشویش من لبریز بود... ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: نسترن شاعر: محمد احمدی
بر شانه هایت نسترن ریخته و بانسیمی تمام فضا را پراز عطر می کند ............. باد می وزد وبا موسیقی باد گندم زاربه رقص درمی آید هنوز هم چشمانم درتماشای توست که دربلندی ایستاده ای ومن درحسرت یک نگاه تو ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: دخترم شاعر: فاضل مصطفائی
نسترن ای مونسو جانان من نسترن ای شادی وهرمان من ازکدامین دشت سرسبز آمدی روح من درمان من ایمان من طبع شعرم بی رمق گردیده بود ای دلیل شعر من برهان من اهو وش اندر سراغت می دوم جان من غمخوار من طرلان من ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: صداي التماس شاعر: ازیتا صدیقی مهر
گل نسترن تو را می گویم آندم كه كه صدایت ، برق نگاهت با من سخن گفتند از غم تنهایی آندم كه سراب كویر احساسم را با دریایی از ناگفته ها به افق روشن رساندی هماندم بود كه آرزو داشتم دستانت را بگیرم تا بر كناره ی جویبار آفرینش در كرانه ی دریای عشق طپش سرد زندگی را مستانه كنم با بوسه ای از یاس لبانت و غرق در رویایی تازه شوم گل نسترن ، تو را می گویم صدای مرا می شنوی .....؟ التماس دستانم و گریه های شبانه ام را ... . . . سالهاست كه تو را می گویم ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: فصل عشق شاعر: مجید مبلّغ ناصری
نسترن از روی افرایی ُبلند دستهایش را دراز، سوی بام آسمان ماه را با خنده از جنس حریر دور از چشمان نامحرم در آغوشش گرفت درمیان خلوتی پر رمزو راز شاهدی جز شب نمیداند که شبنم های صبح اشکهای ماه هست و نسترن فصل رویش را چنین با مهر ورزی آبیاری میکند ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: ...نسترن... شاعر: جواد اسدی
حادثه ی نیکِ روزگار ای نسترن گلعذار* بر منِ مسکین و خار یک نفس از عشق کُن نثار دل خوشُ سرزنده کُن بر منِ همواره زار کمی خنده کُن یک نِگه از خویش برین پرونده کن کارنامه ی ننگین مرا با نمره ی نورِ دلت آکنده کُن ما که تُهی در تُهی هستیم با غم عمری ست بر سر سفره ی دنیا بِنِشستیم ما که چنین از خود گریزان شده هستیم لیک چونکه تو هستی،هستیم یکباره آتش به دل خورد و سوختیم به امیدپرواززِ ققنوس سوختن آمو ختیم حالیکه زِ خاکستر خود جامه ی عشق دوختیم ... (ادامه شعر)
|