run in: 0start 0 run in: 0.054 نتيجه جستجو براي "های سوزناک در سوگ پدر ازدست رفته" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: رفتم ازدست! شاعر: اصغرحسنی
ای یارشفیق رفتم از دست ای کهنه رفیق رفتم ازدست این محنت سخت رانهادم باقلب رقیق رفتم ازدست دارائی خود به توسپردم ای فکر دقیق رفتم ازدست ای ملک پرازجوهرویاقوت رویای عتیق رفتم ازدست من مست وهلاک عشق بودم توفکرعقیق رفتم ازدست دنیای نه شوخی ونه جدی ای خواب عمیق رفتم ازدست تهران-8/11/1391 ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: باد می وزد، باد سوزناک شاعر: پوریا راد
باد می وزد، باد سوزناک، هیچ طاقتش را ندارم، که به صورتم بزند، پس، پشت می کنم به آن، و می روم جلو، با صورتی به عقب، و چشمانی بسته. ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: نان شاعر: احسان فریدونی
با آنكه می دانی ومی دانم بد كرده ای-اماپریشانم باآنكه ازدست تورنجیدم ازرفتنت خیلی پشیمانم گنجشك هاي خیس می دانند درزیرلب هرشب چه می خوانم با دست هاي خود تورا راندم آماده ی تعزیروتاوانم من می روم اما به جان تو جا مانده درتو كفرو ایمانم یك روز میآیی ومی بینی من رفته ام یارگران جانم یك روز می آیی ومی گویی: ای اولین عشقم پشیمانم باخود ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: برای نوشتن خاموشم شاعر: آمنه فراستی
برای نوشتن خاموشم برای گفتن سرد وبرای بودن ... نمی دانم بگویم ای عشق از تو بیزارم یا گفتنش را بگذارم برای سالهاي ازدست رفته بگذارم برای دوران پیری نمیدانم هنوز نمی دانم که بگویم بیزارم از تو و یا بگویم در کمال بیزاری مشتاق به تو یک مسیر تکراری هر روز برایم تکراری است اما این مسیر را دوست دارم یک مسیر پر از تو یک ذهن پر از تو و یک عمر خالی از حضور تو اصلا چرا چرا سردم و فکرم هنوز قندیل یخ بسته عشق را که می گفتند شیرین است می گفتند زیبا ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: آوای اهورایی شاعر: ماردین امینی انبی(مسیح)
بنواز سوزناک دزله ی اشعار اهورایی ات را آنچنان گرم و بی امان تا نشنوم دیگر آوای صور اسرافیل را بنواز ویران کن بسوزان ...و از نو بساز پردههاي توری این پنجره جلوی نگاههاي تشنه و حریص را نمیگیرد کنارشان بزن پنجرهها را بگشای و نگاهها را سیراب کن بنواز سوزناک دزله ی اشعار اهورایی ات را بگذار مرثیه خوان باشد در سوگ پنجرههاي بسته ام بگذار بگرید نت به نت سکوت دربندم را آواز بخوان قطره قطره آزادی را بنواز سوزناک دزله ی اشعار اهورایی ات ر ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: آه... شاعر: زهرا پهلوان زاده ایرانی
عروسک سالهاي دورکودکی غبارخستگییه نشسته بردل را هنوزبالبخندی مخملین میزبان است اما! زیرنگاهش ذوب میشود حکایت معصومییت ازدست رفته ای !!! ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: رفته اما... شاعر: جواد نجفی
با دو چشم خون،دل زاری عجیب! داده ام ازدست خود یاری عجیب! بهترین همکار من در کار عشق -بود،انصافا چه همکاری عجیب! رفته اما باورش سخت است،وای دلبر من بود دلداری عجیب! اینکه هر روز از جفاها می رسد -اطلاعات کثیر،اخباری عجیب! -او؟نه، اهل بی وفایی ها نبود سر زد از چرخ و فلک کاری عجیب! خیره اکنون بر درم هر صبح و شام با نگاهی خسته ، افکاری عجیب! بر نمی گردد...،چنان تنها شدم -قلب من می بیند آزاری عجیب! ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: عمر رفته شاعر: پرویز حبیب نژاد
باور نمی کنم دوران رفته را ازدست داده ام عمرگذشته را باحلقه هاي شک درماندن وشدن زنجیرکرده ام پاهاي خسته را ازکودکی من واین چرخ بی وفا درهم شکسته ایم میعاد بسته را چون بلبلی غمین درکنج این قفس افسوس خورده ام پرهاي بسته را کوذره ای وفا تا شادتر کند این قلب بی کس آزرده گشته را هان ای سواردهرراحت بنه دمی این اسب خستهٔ ازپا نشسته را گرفرصتی دهداین عمرلحظه ای فریاد می کنم بغض شکسته را ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: چشم سیاهت شاعر: رحیم.م.آلهاشم
دوتاجادودوتانرگس دوتاکاسه پرازحس دوتاابهام دوتاایت دوتاافسون دوتاغایت دوتاجام پرازمستی دوتااعجازدرهستی کماندارنگهبان نگاهت امان ازدست چشمان سیاهت چه دلهاافکنددرزیرپایت وقربانها بیاندازد براهت قیامت می کنددرروی ماهت فغان ازدست چشمان سیاهت ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: سراب من شاعر: پویا
سراب من سراب دل نواز من ز کوچه هاي مستی خاطرم تو می دوی به یاد من توئی تمام خواهش و کوششم نشسته ای به چشم من به روز و شب به راه من نه نام تو رفته از خاطرم نه یاد تو رفته از باطنم تو آمدی به اشک من شدی تمام رشک من نمی توان جدا شدن حذر شدن ز عشق تو گذر شدن به عشق تو به روزها شدم به راه بی کران در آفتاب سوزناک شدم همه حسرت از نگاه تو نه دست بود به کام تو نه پای بود به راه تو نشسته ای در اوجها حریر آبی دلت گسسته است موجها روان شوی به دشت ها چو ... (ادامه شعر)
|