run in: 0.001start 0 run in: 0.03 نتيجه جستجو براي "های فراغ عاشقانه دری" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: بیست و دومین سین شاعر: سیدعلی کریمی
میرم اما باز تو بگو دلبندم دل به تو می بندم چه عزای غم هايم چه سرای کوی شادی هايم تو بکن نظری به نظرم چشم به راهت بستم به انتظارت نشستم جمعه به جمعه فراغ تا تو بیایی فراغ بگو می آیی دلبندم فراغ فراغ مادر شهید 22 سال و چند ماه انتظارم فراغ انتظارم تا تو بیایی آقا بیایی این جمعه بیایی چشم دل روح جسم یا که مادر شهید فراغ فراغ انتظارت کشم بیایی فراغ فراغ نکنه نیایی آقا نکنه نیایی باز جمعه بمانم انتظار آقا ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: فراغ شاعر: رامین اعتماد
فراغ باز امشب در تنم،یک شوروحالی جا گرفت باز هم عشق تو در دل مثل ریشه پا گرفت باز صحبت کرده ام با عکس تو در خاطرم باز اسمت روی شیشه اشک از سرما گرفت یاد دارم ان زمستان در کنار جوی اب... باز هم باران زلال اشک را از ما گرفت حال باید من بسوزم از فراغ و دوری اش باز در کنج دلم، زخم فراغ ماوا گرفت ساعتی با عشق و یادت... خاطراتی جاودان باز هم بغض دو چشمم اشک از دريا گرفت امشبم درنیمه شب بود،یار در خوابم رسید... باز هم یادش به خوابم،هوش از فردا گرفت... (( ر ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: در فراغ تو حتی ... شاعر: رضا بهالو هوره(ستاره چین)
(در سکوت چشمت چیزی از من فریاد می کند تو می بینی شور مرا و از این خرسند می شوی) در دوری تو این خیال تسلایم می دهد ترا دارم از تو بهترین ها را در دلم می گمارم و در شوق تو می مانم ترا که هر لحظه ی عاشقانه با منی در خاطرم ماندگاری و من در اندیشه ی تو آسمان ها را در می نوردم ترا در هر آنچه زیبایی در اوست می یابم ترا در ترانه هاي کوچه و بازار ترا در شعر ناب شاعر نامی ترا در نغمه هاي شاد همه در شادمانی و سرور می یابمت تو از تازگی سخن می گویی ا ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: فراغ یار شاعر: سيد جعفر بديعي
فراق یار: فراغ یار که پیش تو برگ کاهی نیست بیا و در دل من بین که کوه الوند است بزرگی اش نتوان بر زبان همی راندن چرا که گر به زبان آوریش دماوند است فراغ یار به دلم آتشی نهفته بود اگر کنون شده خاموش چون دماوند است اگر که لحظه آتش فشانی اش برسد بدان که آتش گرمش صد دماوند است بدیعی 12/1/72 ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: عاشقانه ها شاعر: سبحان صائمی(سکوت تنهایی)
چه عاشقانه است این روز هاي ابری... چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهايی... چه عاشقانه است شکفتن گل هاي اقاقیا... چه عاشقانه است قدم زدن در سرزمین عشق... و من چه عاشقانه زیستن را دوست دارم... عاشقانه لالایی گفتن را دوست دارم... عاشقانه سرودن را دوست دارم... عاشقانه نوشتن را دوست دارم... عاشقانه اشک ریختن را... عاشقانه خندیدن را دوست دارم... دفتر عاشقانه ی من پر از کلمات زیبا در نثار بهترین و عاشقانه ترین کسانم... و من عاشقانه می گِریَم... عاشق ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: هجر شاعر: اكبر احمدي
روز ها میگذرد با غمت ای غنچه یاس ای شفا بخش دل غم زده و پر احساس ای نواهنگ غریب دل غم خورده ی من از فراغ تو شکستست دل مرده ی من از فراغ تو شب و روز غریبان حالم در پی همنفسان جز به تو من میبالم روز و شب تا سحر از هجر تو در تاب تبم یاد تو همچو نگینی میتراود ز لبم... ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: تا به کی شاعر: مجتبی حاج طالبی
از جانب یار بی وفایی تا به کی بر درد فراغ بی دوایی تا به کی تا چند به شوق یک نگاهش منتظر دلخوش به خیال آشنایی تابه کی پژمرد دلم از این جدایی این فراغ ای عشق خودت بگو جدایی تا به کی ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: بازی عاشقانه شاعر: پروانه
با یاد تو هر شب به ماه نظاره می کنم تنها به خاطر تو بازی عاشقانه می کنم ! چون موج خسته که ز پا افتد از دريغ من در کرانه ی آغوش تو آشیانه می کنم ! گه صحبت از ملال و گهی صحبت از فراغ من با خیال تو دقایق عمر جاودانه می کنم ! روزهاي عمر رفته را دريغ نیست نیست ! چون در خیال خود به چشم تو هردم نظاره می کنم! از حسرت نبودن تو هر لحظه آه می کشم این گونه غم دل دردمند خود چاره می کنم ! ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: همه چیز کم شاعر: مهدی چاوشی
برای به دست آوردنت بهانه کم. هم قصه عاشقانه و هم فسانه کم. برای از دست دادنم بهانه زیاد. در فصل رویش گل نیز هم؛ جوانه کم. من در پی فرصت گفتگو با تو. در این زمانه ؛هم وقت ؛هم زمانه کم. مرا فقط یک تیر درخزانه دل. هم در خشاب و هم تیر در ؛کمانه کم . هرگز به واژه بسنده نشد در غم فراغ. در قحطی لغط "هم غزل ؛هم ترانه کم. افسوس در نهايت اشعار ماجرا. شوق سرودن ؛ابیات عارفانه کم. اکنون چه سنگ شد دلت ؛از عمق حادثه. هم نازو دلبری" ز تو ماهرانه کم. من ع ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: در فراغ ... شاعر: ساجد بهشتی
در فراغت روزها آیلار شد آنکه نباید برایم یار شد در فراغ دست هايت نازمن چشم هايم بازهم پینار شد رفتی و بعد از رفتنت ای بهترین سهم من گوشه ی دیوار شد زنده ام امّا بعد از رفتنت آخر من طناب دار شد ... (ادامه شعر)
|